<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[تالار گفتمان عروس - روان‌شناسی تمایلات یا انحرافات جنسی]]></title>
		<link>https://forum.talarearoos.ir/</link>
		<description><![CDATA[تالار گفتمان عروس - https://forum.talarearoos.ir]]></description>
		<pubDate>Fri, 17 Apr 2026 07:15:54 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[همسرم از نظر میل جنسی بسیار سرد مزاج است، دلم نمی آید به رویش بیاورم دکتر برود!]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D9%84-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%D8%AF-%D9%85%D8%B2%D8%A7%D8%AC-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D9%84%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B4-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%85-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%88%D8%AF--2096</link>
			<pubDate>Sun, 18 Mar 2018 15:22:27 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D9%84-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%D8%AF-%D9%85%D8%B2%D8%A7%D8%AC-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D9%84%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B4-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%85-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%88%D8%AF--2096</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">پرسش:</span></span> همسرم از نظر میل جنسی بسیار سرد مزاج هست. یعنی من باید بهش بگم که نیاز دارم تا رابطه داشته باشیم. این قضیه از اول ازدواج تا الان که هفت سال میگذره هست جوری که اوایل ازدواج کار به جلسه خانوادگی رسید و اون قبول نمیکرد که همچین مشکلی داره و به خاطر اینکه زندگی خوبی داشتم و دلم نمیخواست زندگیم خراب بشه یاد گرفتم که کنار بیام و میلم را کم کردم. حالا حتی خود ارضایی میکنم یا خودم درخواست میدم که اگرچه برای یه زن سخته و گاهی از نظر روحی به هم میریزم ولی انقدر مهربون هست که دلم نمیاد به روش بیارم که دکتر بره. گرچه اگر هم بگم قبول نمیکنه. البته یک بار توی جیبش اگر اشتباه نکنم قرص ویاگرا دیدم که گفت برای شاگردش هست. ما یه دختر داریم و الان قصد بارداری داریم که شش ماه هست که اقدام کردیم اونم به خاطر همون مشکل ماهی یک یا دو بار هست ولی این بار با اینکه از نظر تغذیه خیلی بهش رسیدگی کردم اصلا نعوظ نشد و من خیلی نگران شدم. سوالم از شما اینکه ایا امکانش هست دارویی بفرمایید که از نظر میل جنسی و اسپرم کمک کنه؟<br />
 ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">پرسش:</span></span> همسرم از نظر میل جنسی بسیار سرد مزاج هست. یعنی من باید بهش بگم که نیاز دارم تا رابطه داشته باشیم. این قضیه از اول ازدواج تا الان که هفت سال میگذره هست جوری که اوایل ازدواج کار به جلسه خانوادگی رسید و اون قبول نمیکرد که همچین مشکلی داره و به خاطر اینکه زندگی خوبی داشتم و دلم نمیخواست زندگیم خراب بشه یاد گرفتم که کنار بیام و میلم را کم کردم. حالا حتی خود ارضایی میکنم یا خودم درخواست میدم که اگرچه برای یه زن سخته و گاهی از نظر روحی به هم میریزم ولی انقدر مهربون هست که دلم نمیاد به روش بیارم که دکتر بره. گرچه اگر هم بگم قبول نمیکنه. البته یک بار توی جیبش اگر اشتباه نکنم قرص ویاگرا دیدم که گفت برای شاگردش هست. ما یه دختر داریم و الان قصد بارداری داریم که شش ماه هست که اقدام کردیم اونم به خاطر همون مشکل ماهی یک یا دو بار هست ولی این بار با اینکه از نظر تغذیه خیلی بهش رسیدگی کردم اصلا نعوظ نشد و من خیلی نگران شدم. سوالم از شما اینکه ایا امکانش هست دارویی بفرمایید که از نظر میل جنسی و اسپرم کمک کنه؟<br />
 ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آیا همجنسگرایی با ازدواج درمان می شود؟]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9F--2095</link>
			<pubDate>Sun, 18 Mar 2018 15:18:40 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9F--2095</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">پرسش:</span></span> حدودا یکسال پیش عقد کردم و بعد از یک ماه شوهرم گفت حس جنسیشو از دست داده و رفت مشاوره و تا چند ماه با مشاور هم درست صحبت نمیکرد به طوری که مشاورش فکر میکرد بحران شخصیتی داره. بعد از دوماه که خودشم خسته شده بود اعتراف کرده بود که به جنس مخالف احساسی نداره و دلش میخواسته عقد کنه شاید به زنش احساس پیدا کنه. ما خیلی زود جدا شدیم. اما تو همون 4-5 ماه به شدت منو آزار داد و هر عیب و ایرادی که فکر کنید از من گرفت که مشکل خودش  رو مخفی نگه داره.<br />
<br />
حالا 8 ماه از جداییم میگذره. تو این مدت دوتا از دوستای قدیمم رو دیدم که اون ها هم عقد کرده بودن و یکیشون جدا شده بود و یکی دیگه در حال طی کردن پروسه طلاق هستش. وقتی دلیل جدایی شون رو پرسیدم انگار که داستان عقد تا جدایی خودمو داشتن برام تعریف می کردن. حتی بهانه ها و عذرها و رفتار های هر سه شوهر یکی بود. البته این دو دوست من همدیگر رو نمیشناسن و صحبت من باهاشون جداگانه بوده.<br />
<br />
به نظر میاد این مشکل تو جامعه داره رشد میکنه و زیاد میشه. ما سه تا قبل از عقد مشاوره هم رفته بودیم و هیچ کدوم از مشاور ها متوجه اش نشدن. راهی هست قبل از ازدواج ببینیم آیا طرف از لحاظ جنسی مناسب ازدواجه و مشکلی با جنس مخالف نداره؟ آخه تو جامعه ما پسرها از ترس شون دوست ندارن بگن که همجنسگرا هستن و با ازدواجشون بیشترین آسیب رو به ما دخترها میزنن. بعد از این ماجراها به خصوص وقتی فهمیدم توی دوران عقد سه چهار باری که  تنها شدیم فقط به خاطر این بوده که ببینه میتونه با دختر هم ارتباط برقرار کنه یا نه. یعنی به قول خودش میخواسته امتحان کنه ببینه تحریک میشه یا نه. از اون موقع درخواست ها و ایرادهای عجیب و غریبی که میگرفت، حس میکنم که از ارتباط جنسی بدم اومده. نیاز جنسی رو حس میکنم اما نمیتونم به هیچ قسمتی از ارتباط جنسی حتی فکر کنم. اگر صحنه ی معاشقه یا ارتباط جنسی تو فیلم هم ببینم حس بدی بهم دست میده.<br />
 ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">پرسش:</span></span> حدودا یکسال پیش عقد کردم و بعد از یک ماه شوهرم گفت حس جنسیشو از دست داده و رفت مشاوره و تا چند ماه با مشاور هم درست صحبت نمیکرد به طوری که مشاورش فکر میکرد بحران شخصیتی داره. بعد از دوماه که خودشم خسته شده بود اعتراف کرده بود که به جنس مخالف احساسی نداره و دلش میخواسته عقد کنه شاید به زنش احساس پیدا کنه. ما خیلی زود جدا شدیم. اما تو همون 4-5 ماه به شدت منو آزار داد و هر عیب و ایرادی که فکر کنید از من گرفت که مشکل خودش  رو مخفی نگه داره.<br />
<br />
حالا 8 ماه از جداییم میگذره. تو این مدت دوتا از دوستای قدیمم رو دیدم که اون ها هم عقد کرده بودن و یکیشون جدا شده بود و یکی دیگه در حال طی کردن پروسه طلاق هستش. وقتی دلیل جدایی شون رو پرسیدم انگار که داستان عقد تا جدایی خودمو داشتن برام تعریف می کردن. حتی بهانه ها و عذرها و رفتار های هر سه شوهر یکی بود. البته این دو دوست من همدیگر رو نمیشناسن و صحبت من باهاشون جداگانه بوده.<br />
<br />
به نظر میاد این مشکل تو جامعه داره رشد میکنه و زیاد میشه. ما سه تا قبل از عقد مشاوره هم رفته بودیم و هیچ کدوم از مشاور ها متوجه اش نشدن. راهی هست قبل از ازدواج ببینیم آیا طرف از لحاظ جنسی مناسب ازدواجه و مشکلی با جنس مخالف نداره؟ آخه تو جامعه ما پسرها از ترس شون دوست ندارن بگن که همجنسگرا هستن و با ازدواجشون بیشترین آسیب رو به ما دخترها میزنن. بعد از این ماجراها به خصوص وقتی فهمیدم توی دوران عقد سه چهار باری که  تنها شدیم فقط به خاطر این بوده که ببینه میتونه با دختر هم ارتباط برقرار کنه یا نه. یعنی به قول خودش میخواسته امتحان کنه ببینه تحریک میشه یا نه. از اون موقع درخواست ها و ایرادهای عجیب و غریبی که میگرفت، حس میکنم که از ارتباط جنسی بدم اومده. نیاز جنسی رو حس میکنم اما نمیتونم به هیچ قسمتی از ارتباط جنسی حتی فکر کنم. اگر صحنه ی معاشقه یا ارتباط جنسی تو فیلم هم ببینم حس بدی بهم دست میده.<br />
 ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نامه علی: ذهنیت افراد جامعه درباره سـکس دهانی]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B0%D9%87%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B3%D9%80%DA%A9%D8%B3-%D8%AF%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C--2089</link>
			<pubDate>Sun, 18 Mar 2018 14:37:24 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B0%D9%87%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B3%D9%80%DA%A9%D8%B3-%D8%AF%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C--2089</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">نامه علی:</span></span><br />
<br />
<br />
سلام<br />
<br />
دکتر جان من چند وقت پیش یک پست دیدم تو کانالتون درباره ذهنیت افراد درباره سکس دهانی. واقعا خیلی ها اینطورین، این قضیه کاملا جدیه.<br />
<br />
 من با این راننده ی محل کارمون یه سری بحث خودمونی شد با تعجب میپرسید یعنی واقعا درسته که خانوما و اقایون اورال و انال انجام بدم... میگفت اخه زن  گناه داره نباید ازش همچین درخواستی کرد و قضیه براش حد همین کلیپ های پورن بود. حالا شاید فکر کنید این آقا تحصیل کرده نبودن و و طبقه ی سنتی بودن.<br />
<br />
من نامزد خودم که تحصیل کرده هم هستن متاسفانه دیدگاهشون در مود رابطه جنسه فقط به رابطه واژینال ختم می شد. و باورشون نمیشد ایشون حق دارن تو رابطه جنسی از بدن خودش لذت ببره و همین لذت رو با من تقسیم کنه. حتی ایشون پوزیشن داگی رو که خیلی از خانوم دوست دارن رو یه بی احترامی به خودمون تلقی میکرو و احساس میکردن این یه کار حیوانیه.<br />
<br />
متاسفانه ما درگیر برچسب ها میشیم. فکر میکنیم اگر شخصی دارای تحصیلات باشه، یا موقعیت اجتماعی مناسبی داشته باشه توی سکس هم حداقل اطلاعات کافی که یک بزرگسال در روابط روزمره اش ممکنه بهش نیاز داشته باشه داره. این یک اشتباه بزرگه.<br />
<br />
 دکتر جان ما ایرانی ها همه مفسر های سیاسی ورزشی و تاریخی بی نظیری هستیم اما تو سکس مثل بچه های دبیرستانی موندیم که با خوندن چهارتا مطالب کانال های مزخرف احساس خود عالم پنداری بهمون دست میده.<br />
<br />
دقیقا این وصف در ارتباط با خودم کاربرد داره، ممکنه باور نکنین من تا قبل از اینکه با کانال شما اشنا بشم اصلا نمیدونستم ارگاسم خانوم ها مکانیسمش چطوره و چطور نامزدم ارگاسم میشه و این ارضا چه تفاوتی با خودم داره. این در حالیه که من از نوجوانی همیشه در این موارد مطالعه داشتم و همیشه سعی کرده بودم مطالب دست اول و درست رو حتی از منابع خارجی مطالعه کنم.<br />
<br />
اقای دکتر ما در جامعه نیاز به اموزش این مطالب در در سیستم آموزشی داریم. چیزی که متاسفانه محدود باقی مونده در حد یک واحد در دانشگاه که فقط انواع روش های پیشگیری رو اموزش میدادن.<br />
<br />
شعاع رسیدن صدای افرادی مثل شما که رسالت کاری رو قربانی ملاحظات شخصی و بیزینسی نمیکنین هم نمیتونه کل جامعه رو پوشش بده. ناآگاهی جنسی این قشر نئو روشنفکر رو کاملا جدی بگیرین.<br />
<br />
ارادت و شرمنده که طولانی شد.<br />
 ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">نامه علی:</span></span><br />
<br />
<br />
سلام<br />
<br />
دکتر جان من چند وقت پیش یک پست دیدم تو کانالتون درباره ذهنیت افراد درباره سکس دهانی. واقعا خیلی ها اینطورین، این قضیه کاملا جدیه.<br />
<br />
 من با این راننده ی محل کارمون یه سری بحث خودمونی شد با تعجب میپرسید یعنی واقعا درسته که خانوما و اقایون اورال و انال انجام بدم... میگفت اخه زن  گناه داره نباید ازش همچین درخواستی کرد و قضیه براش حد همین کلیپ های پورن بود. حالا شاید فکر کنید این آقا تحصیل کرده نبودن و و طبقه ی سنتی بودن.<br />
<br />
من نامزد خودم که تحصیل کرده هم هستن متاسفانه دیدگاهشون در مود رابطه جنسه فقط به رابطه واژینال ختم می شد. و باورشون نمیشد ایشون حق دارن تو رابطه جنسی از بدن خودش لذت ببره و همین لذت رو با من تقسیم کنه. حتی ایشون پوزیشن داگی رو که خیلی از خانوم دوست دارن رو یه بی احترامی به خودمون تلقی میکرو و احساس میکردن این یه کار حیوانیه.<br />
<br />
متاسفانه ما درگیر برچسب ها میشیم. فکر میکنیم اگر شخصی دارای تحصیلات باشه، یا موقعیت اجتماعی مناسبی داشته باشه توی سکس هم حداقل اطلاعات کافی که یک بزرگسال در روابط روزمره اش ممکنه بهش نیاز داشته باشه داره. این یک اشتباه بزرگه.<br />
<br />
 دکتر جان ما ایرانی ها همه مفسر های سیاسی ورزشی و تاریخی بی نظیری هستیم اما تو سکس مثل بچه های دبیرستانی موندیم که با خوندن چهارتا مطالب کانال های مزخرف احساس خود عالم پنداری بهمون دست میده.<br />
<br />
دقیقا این وصف در ارتباط با خودم کاربرد داره، ممکنه باور نکنین من تا قبل از اینکه با کانال شما اشنا بشم اصلا نمیدونستم ارگاسم خانوم ها مکانیسمش چطوره و چطور نامزدم ارگاسم میشه و این ارضا چه تفاوتی با خودم داره. این در حالیه که من از نوجوانی همیشه در این موارد مطالعه داشتم و همیشه سعی کرده بودم مطالب دست اول و درست رو حتی از منابع خارجی مطالعه کنم.<br />
<br />
اقای دکتر ما در جامعه نیاز به اموزش این مطالب در در سیستم آموزشی داریم. چیزی که متاسفانه محدود باقی مونده در حد یک واحد در دانشگاه که فقط انواع روش های پیشگیری رو اموزش میدادن.<br />
<br />
شعاع رسیدن صدای افرادی مثل شما که رسالت کاری رو قربانی ملاحظات شخصی و بیزینسی نمیکنین هم نمیتونه کل جامعه رو پوشش بده. ناآگاهی جنسی این قشر نئو روشنفکر رو کاملا جدی بگیرین.<br />
<br />
ارادت و شرمنده که طولانی شد.<br />
 ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نامه فرزاد: ترس اون دنیا از همجنسگرایی ام منو توی این دنیا معلق نگه داشته و سردرگمم]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D8%A7%D9%88%D9%86-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D9%85-%D9%85%D9%86%D9%88-%D8%AA%D9%88%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%82-%D9%86%DA%AF%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%88-%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D9%85%D9%85--2059</link>
			<pubDate>Wed, 07 Mar 2018 19:46:40 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D8%A7%D9%88%D9%86-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D9%85-%D9%85%D9%86%D9%88-%D8%AA%D9%88%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%82-%D9%86%DA%AF%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%88-%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D9%85%D9%85--2059</guid>
			<description><![CDATA[سلام آقای دکتر<br />
<br />
من  ۳۸ سال دارم و صاحب یک فرزند. از کودکی هیچ حسی در مورد جنس مخالفم نداشتم. اوایل و تا بعد از سن بلوغ این رو یک حسن میدونستم که خلاف شرع نکردم و نسبت به هم سن و سالهام پاکترم اما حس دلبستگی به بعضی از دوستانم داشتم و احساس میکردم اگر نبینمشون به شدت دل تنگ میشم. فکر میکردم این یه ویژگی خاصی هست که خدا درون من قرار داده.<br />
<br />
علاقه زیاد یکی از دوستانم به من منجر به سکس از روی لباس شد و هر بار احساس گناه، من رو از اون برای مدتی دور میکرد و نمیخواستم ببینمش. اون هم به شدت برای من دلتنگ میشد تا اینکه از دلم در میآورد.<br />
<br />
بعد از چند سال سکس کامل با اون منو به آرامش میرسوند و با خدا میگفتم من اون رو از روی هوس نمیخوام و واقعا هم سکس مرحله ابراز علاقه ام به اون بود.<br />
من بالاخره ازدواج کردم با این فکر که بعد از ازدواج از فکر ارتباط با همجنس بیرون میام. دوست من هم بعد از چند سال ازدواج کرد.<br />
<br />
حالا چند سال گذشته و من از ازدواجم خیلی راضی هستم و همسرم رو خیلی دوست دارم و عاشق بچه ام هستم و همسرم هم بیش از من علاقه به من دارد و به من همیشه عشق ورزیده و میورزد. اما بزرگترین چیزی که منو عذاب میده این که من هیچ وقت اون لذتی که به همجنسم دارم به همسرم نداشتم. به ارگاسم میرسیدم و میرسم اما اون تپش قلب و اون شوقی که با دوستم داشتم رو با همسرم ندارم.<br />
<br />
در طول زندگیم هرگز خواب یه دختر من رو به ارگاسم نرسونده ولی برعکس خواب یه همجنس رسونده. مدتها با خودم میگفتم چرا اخه خدایا منو این طور آفریدی؟ من همیشه نمازم رو تا حالا خونده ام و روزه هام رو گرفتم. ترس اون دنیا از همجنسگرای ام و عدم اون لذت جنسی با همسرم منو توی این دنیا معلق نگه داشته  و  سر در گمم. آیا راه به آرامش رسیدنی هست؟<br />
 ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام آقای دکتر<br />
<br />
من  ۳۸ سال دارم و صاحب یک فرزند. از کودکی هیچ حسی در مورد جنس مخالفم نداشتم. اوایل و تا بعد از سن بلوغ این رو یک حسن میدونستم که خلاف شرع نکردم و نسبت به هم سن و سالهام پاکترم اما حس دلبستگی به بعضی از دوستانم داشتم و احساس میکردم اگر نبینمشون به شدت دل تنگ میشم. فکر میکردم این یه ویژگی خاصی هست که خدا درون من قرار داده.<br />
<br />
علاقه زیاد یکی از دوستانم به من منجر به سکس از روی لباس شد و هر بار احساس گناه، من رو از اون برای مدتی دور میکرد و نمیخواستم ببینمش. اون هم به شدت برای من دلتنگ میشد تا اینکه از دلم در میآورد.<br />
<br />
بعد از چند سال سکس کامل با اون منو به آرامش میرسوند و با خدا میگفتم من اون رو از روی هوس نمیخوام و واقعا هم سکس مرحله ابراز علاقه ام به اون بود.<br />
من بالاخره ازدواج کردم با این فکر که بعد از ازدواج از فکر ارتباط با همجنس بیرون میام. دوست من هم بعد از چند سال ازدواج کرد.<br />
<br />
حالا چند سال گذشته و من از ازدواجم خیلی راضی هستم و همسرم رو خیلی دوست دارم و عاشق بچه ام هستم و همسرم هم بیش از من علاقه به من دارد و به من همیشه عشق ورزیده و میورزد. اما بزرگترین چیزی که منو عذاب میده این که من هیچ وقت اون لذتی که به همجنسم دارم به همسرم نداشتم. به ارگاسم میرسیدم و میرسم اما اون تپش قلب و اون شوقی که با دوستم داشتم رو با همسرم ندارم.<br />
<br />
در طول زندگیم هرگز خواب یه دختر من رو به ارگاسم نرسونده ولی برعکس خواب یه همجنس رسونده. مدتها با خودم میگفتم چرا اخه خدایا منو این طور آفریدی؟ من همیشه نمازم رو تا حالا خونده ام و روزه هام رو گرفتم. ترس اون دنیا از همجنسگرای ام و عدم اون لذت جنسی با همسرم منو توی این دنیا معلق نگه داشته  و  سر در گمم. آیا راه به آرامش رسیدنی هست؟<br />
 ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فرزاد چه باید بکند؟ /  نگاهی به سوء تفاهم های رایج درباره همجنسگرایی]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%DA%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%DA%A9%D9%86%D8%AF%D8%9F-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%88%D8%A1-%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%87%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AC-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C--2058</link>
			<pubDate>Wed, 07 Mar 2018 19:42:24 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%DA%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%DA%A9%D9%86%D8%AF%D8%9F-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%88%D8%A1-%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%87%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AC-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C--2058</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">قسمت اول<br />
<br />
دکتر محمدرضا رجبی شکیب:</span></span><br />
<br />
چند روز گذشته، چند پیام برگزیده همراهان کانال درباره مشکل فرزاد را خواندید. پیام های بسیاری هم بود که منتشر نکردم چون بازتاب سوء تفاهم هایی بود که در جامعه ما درباره همجنسگرایی وجود دارد. می خواهم درباره آنها صحبت کنم.<br />
<br />
۱- همجنسگرایی با ملال جنسیتی متفاوت است. «همجنسگرا» ها یا «هوموسکچوال» ها کسانی نیستند که می خواهند تغییر جنسیت بدهند. آنها از مرد بودن یا زن بودن خودشان راضی اند، اما جهت گیری جنسی آنها به سمت موافق است. «تراجنسیتی» ها یا «ترنس سکچوال» ها از جنسیت شان راضی نیستند. مثلا مردی که درواقع مرد نیست و زنی ست زندانی درون کالبد یک مرد و می خواهد با مرد دیگری رابطه داشته باشد، همجنسگرا نیست. او فرق دارد با مردی که از مرد بودن خودش راضی ست اما زنان برایش جذابیتی ندارند و به سمت مردان گرایش دارد.<br />
<br />
۲- همجنسگرایی، با همجنس بازی متفاوت است. همجنسبازی لغتی ست مربوط به فرهنگ ما، اما همجنسگرایی، واژه ای علمی و جهانی ست. همجنسگرایی یعنی کسی به طور کامل یا نسبی، جهتگیری جنسی اش به همجنس است و ذاتا به جنس مخالف گرایشی ندارد. همجنسگرایی، یک انتخاب نیست. همجنسگرایان از سالهای اولیه بعد از بلوغ این طورند و سکس با جنس مخالف یا اصلا برایشان جذاب نیست، یا کمتر. اما آنچه ما همجنس بازی می گوییم اشاره می کند به افرادی که جنس مخالف برایشان جذاب است و رابطه هم دارند، اما برای تنوع، جنس موافق را هم گاهی امتحان می کنند. این دیگر انتخاب آدمها است؛ برعکس همجنسگرایی.<br />
<br />
۳- آنچه در فقه محکوم است و حد دارد، و آنچه در قرآن مذمت شده، همجنسبازی ست نه همجنسگرایی. آیا این عادلانه است که کسی انتخابی جز این نداشته باشد، بعد در قوانین او را گناهکار و محکوم به مرگ بدانیم؟ در روایت قرآن درباره قوم لوط می خوانیم: «و لوطاً اذقال لقومه أتأتون الفاحشة ما سبقکم بها من أحد من العالمین، إنکم لتأتون الرجال شهوة من دون النساء بل انتم قوم مسرفون» یعنی لوط به قومش گفت شما گناهی مرتکب می شوید که هیچ کس از جهانیان پیش از شما آن را مرتکب نشده؛ شما از روی شهوت زنا را رها کرده اید و به مردان رو کرده اید و شما قومی اسرافکارید. فقط در همین آیه سه نکته هست که نشان می دهد داستان قوم لوط همجنسگرایی نبوده.<br />
<br />
اولا، لوط قومش را این طور توصیف می کند که عمل شما در دنیا بی سابقه بوده. در حالی که می دانیم در همه جوامع پنج درصد افراد، همجنسگرا هستند و از ابتدای تاریخ هم همین بوده و حتی در شامپانزه های بونوبو که گونه انسان با آنها خویشاوندی دارد هم همجنسگرایی دیده می شود. پس عمل قوم لوط، نمی تواند همجنسگرایی باشد.<br />
<br />
نکته دوم، تاکید آیه است بر این که قوم لوط این کار را با انگیزه شهوت می کردند،  یعنی انتخاب خودشان بوده. و می دانیم که در قرآن آمده که آنها به مهمانان حضرت لوط هم متعرض شدند و یعنی این کار نه پاسخ به یک نیاز، بلکه یک نوع شهوت رانی بوده.<br />
<br />
و نکته سوم اینکه: در پایان می گوید شما قومی اسرافکارید و می دانیم که اسراف یعنی زیاده روی. یعنی حد معمولی هست، اما شما از حدش گذرانده اید. یعنی در قوم لوط، نه آن ۵ درصد، که اکثریت جامعه، آن جهت گیری را انتخاب کرده بودند.<br />
<br />
۴- همجنسگرایی تا چند دهه پیش در دنیای غرب و در جوامع علمی هم نوعی انحراف جنسی تلقی می شد و روان شناسان و روان پزشکان سالها تلاش کردند تا با روش های مختلف آن را درمان کنند. اما موفقیتی حاصل نشد و در محافل علمی هم به این نتیجه رسیدند که اصلا آن را از فهرست بیماری ها خارج کنند. در دنیا، سالها است که همجنسگرایی را اختلال تلقی نمی کنند، پس درمانی هم برای آن پیشنهاد نمی شود. در کشور ما البته اغلب این افراد نیازمند مشاوره اند، با این هدف که به حداکثر سازگاری با این ویژگی خود و سازگاری با محیط و آدم های اطراف دست پیدا کنند.<br />
<br />
ادامه مطلب در پست بعد<br />
<br />
 ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">قسمت اول<br />
<br />
دکتر محمدرضا رجبی شکیب:</span></span><br />
<br />
چند روز گذشته، چند پیام برگزیده همراهان کانال درباره مشکل فرزاد را خواندید. پیام های بسیاری هم بود که منتشر نکردم چون بازتاب سوء تفاهم هایی بود که در جامعه ما درباره همجنسگرایی وجود دارد. می خواهم درباره آنها صحبت کنم.<br />
<br />
۱- همجنسگرایی با ملال جنسیتی متفاوت است. «همجنسگرا» ها یا «هوموسکچوال» ها کسانی نیستند که می خواهند تغییر جنسیت بدهند. آنها از مرد بودن یا زن بودن خودشان راضی اند، اما جهت گیری جنسی آنها به سمت موافق است. «تراجنسیتی» ها یا «ترنس سکچوال» ها از جنسیت شان راضی نیستند. مثلا مردی که درواقع مرد نیست و زنی ست زندانی درون کالبد یک مرد و می خواهد با مرد دیگری رابطه داشته باشد، همجنسگرا نیست. او فرق دارد با مردی که از مرد بودن خودش راضی ست اما زنان برایش جذابیتی ندارند و به سمت مردان گرایش دارد.<br />
<br />
۲- همجنسگرایی، با همجنس بازی متفاوت است. همجنسبازی لغتی ست مربوط به فرهنگ ما، اما همجنسگرایی، واژه ای علمی و جهانی ست. همجنسگرایی یعنی کسی به طور کامل یا نسبی، جهتگیری جنسی اش به همجنس است و ذاتا به جنس مخالف گرایشی ندارد. همجنسگرایی، یک انتخاب نیست. همجنسگرایان از سالهای اولیه بعد از بلوغ این طورند و سکس با جنس مخالف یا اصلا برایشان جذاب نیست، یا کمتر. اما آنچه ما همجنس بازی می گوییم اشاره می کند به افرادی که جنس مخالف برایشان جذاب است و رابطه هم دارند، اما برای تنوع، جنس موافق را هم گاهی امتحان می کنند. این دیگر انتخاب آدمها است؛ برعکس همجنسگرایی.<br />
<br />
۳- آنچه در فقه محکوم است و حد دارد، و آنچه در قرآن مذمت شده، همجنسبازی ست نه همجنسگرایی. آیا این عادلانه است که کسی انتخابی جز این نداشته باشد، بعد در قوانین او را گناهکار و محکوم به مرگ بدانیم؟ در روایت قرآن درباره قوم لوط می خوانیم: «و لوطاً اذقال لقومه أتأتون الفاحشة ما سبقکم بها من أحد من العالمین، إنکم لتأتون الرجال شهوة من دون النساء بل انتم قوم مسرفون» یعنی لوط به قومش گفت شما گناهی مرتکب می شوید که هیچ کس از جهانیان پیش از شما آن را مرتکب نشده؛ شما از روی شهوت زنا را رها کرده اید و به مردان رو کرده اید و شما قومی اسرافکارید. فقط در همین آیه سه نکته هست که نشان می دهد داستان قوم لوط همجنسگرایی نبوده.<br />
<br />
اولا، لوط قومش را این طور توصیف می کند که عمل شما در دنیا بی سابقه بوده. در حالی که می دانیم در همه جوامع پنج درصد افراد، همجنسگرا هستند و از ابتدای تاریخ هم همین بوده و حتی در شامپانزه های بونوبو که گونه انسان با آنها خویشاوندی دارد هم همجنسگرایی دیده می شود. پس عمل قوم لوط، نمی تواند همجنسگرایی باشد.<br />
<br />
نکته دوم، تاکید آیه است بر این که قوم لوط این کار را با انگیزه شهوت می کردند،  یعنی انتخاب خودشان بوده. و می دانیم که در قرآن آمده که آنها به مهمانان حضرت لوط هم متعرض شدند و یعنی این کار نه پاسخ به یک نیاز، بلکه یک نوع شهوت رانی بوده.<br />
<br />
و نکته سوم اینکه: در پایان می گوید شما قومی اسرافکارید و می دانیم که اسراف یعنی زیاده روی. یعنی حد معمولی هست، اما شما از حدش گذرانده اید. یعنی در قوم لوط، نه آن ۵ درصد، که اکثریت جامعه، آن جهت گیری را انتخاب کرده بودند.<br />
<br />
۴- همجنسگرایی تا چند دهه پیش در دنیای غرب و در جوامع علمی هم نوعی انحراف جنسی تلقی می شد و روان شناسان و روان پزشکان سالها تلاش کردند تا با روش های مختلف آن را درمان کنند. اما موفقیتی حاصل نشد و در محافل علمی هم به این نتیجه رسیدند که اصلا آن را از فهرست بیماری ها خارج کنند. در دنیا، سالها است که همجنسگرایی را اختلال تلقی نمی کنند، پس درمانی هم برای آن پیشنهاد نمی شود. در کشور ما البته اغلب این افراد نیازمند مشاوره اند، با این هدف که به حداکثر سازگاری با این ویژگی خود و سازگاری با محیط و آدم های اطراف دست پیدا کنند.<br />
<br />
ادامه مطلب در پست بعد<br />
<br />
 ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[داستان فاطمه: چه شد که از سـکس با همسرم گریزان شدم]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87-%DA%86%D9%87-%D8%B4%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%80%DA%A9%D8%B3-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1%D9%85-%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%AF%D9%85--2057</link>
			<pubDate>Wed, 07 Mar 2018 19:39:26 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87-%DA%86%D9%87-%D8%B4%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%80%DA%A9%D8%B3-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1%D9%85-%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%AF%D9%85--2057</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">داستان فاطمه<br />
بخش اول</span></span><br />
<br />
<br />
سلام دکتر شکیب...<br />
<br />
یک سال و نیم از اولین پیامم به شما میگذره. وقتی داستان زندگیم رو براتون شرح میدادم سطر سطرش با اشک٬ همراه بود. اما حالا اصلا حس اون زن سرخورده دردمند رو در داستان زندگیم ندارم. به حدی تجربه اون روزها برام ارزشمند شده که یادآوریش به جای خیس کردن چشمهام باعث عمیقتر شدن نگاهم به زندگی میشه...<br />
<br />
همراه شدن با شما تمام خطوط ذهنی من رو تغییر داد. تعریفم از ازدواج٬ همسر٬ ارتباط جنسی و ... به کل تغییر کرد و بابت همه این اتفاقات خوب قدردان شما هستم. اما داستان زندگی من؛<br />
<br />
چهارده سال پیش با جوانی محجوب، مهربان و آرام آشنا شدم. دوسال بعد نامزد شدیم. در این مدت رابطه خوبی با هم داشتیم. تجربه خوب معاشقه و البته مثل بیشمار دختران هم نسلم سکس بدون دخول. تنها مساله نامعمول برای من این بود که با فشار دست یا پا کمک کنم به انزال ایشون... چون دخولی صورت نمیگرفت٬ تصورم بر این بود که همه چیز عادی هست.<br />
<br />
یک سال بعد از دوران شیرین نامزدی با هم ازدواج کردیم. اولین تجربه دردناک زندگی مشترکمون مواجه شدن با پدیده معروف واژینیسموس بود. چند روز درد و ناراحتی و عاقبت مراجعه به پزشک زنان و در کمال تاسف به خاطر بی اطلاعی  پزشک محترم٬ موضوع با تجویز آلپرازولام به صورت ناخوشایندی سپری شد.<br />
<br />
 گاهی همسرم تقاضا میکرد که بعد از ارضا شدن من، با این توضیح که با وجود میل جنسی زیاد و تجربه ارگاسم قبل از ازدواج٬ دیگه ارگاسم نمی شدم و با عرض تاسف٬ تظاهر میکردم به ارضا شدن تا همسرم رو نرنجونم، ایشون با فشار دست و بیشتر پای من ارضا بشند. ایشون علاقه خاصی به پاهای من داشت و خیلی مشتاق بود که من حین سکس کفشهای پاشنه بلند بپوشم...<br />
<br />
چون من هم ادم تنوع طلبی هستم برام جالب بود پوشیدن لباسهای سکسی بلند همراه با کفشهای پاشنه بلند... اما کم کم بستن آلت تناسلی اضافه شد. ایشون  از درد کشیدن حین سکس لذت می برد. برای من اینجا شروع ناراحتی و رنج بود. من آدم صلح طلب و عاشق پیشه ای که آزار رسوندن به هیچ کسی برام خوش آیند نبود حالا باید همسرم رو حین سکس آزار جسمی میدادم، به درد کشیدنهاش میخندیدم. در مقابل التماس کردنهاش خودم رو بی تفاوت نشون میدادم که اینها با ذاتم مغایر بود. کم کم فهمیدم همسرم آزارخواه هست وبرده یا اسلیو بودن و تحقیر شدن براش لذتبخش. من باید زجرش میدادم. با کمربند میزدمش. با آب داغ آلتش رو میسوزوندم .<img src="images/smilies/huh.gif" alt="تصویر: images/smilies/huh.gif" title="تصویر: images/smilies/huh.gif" /> و نتیجه این بود: من نهایتا از سکس گریزان شدم.<br />
<br />
همسرم مشغولیتهای کاریش بیشتر شد و من مشغول کلاسهای مختلف. سرکار رفتم و هردو خسته فرصت کمتری برای پرداختن به خودمون داشتیم. هر از گاهی ایشون گله میکرد از بی توجهی من و رابطه جنسی از سر اجبار داشتم. لذتی برای من در کار نبود.<br />
<br />
هربار که همسرم به پام می افتاد انگار مرد زندگیم جلوم میشکست و مدتی طول میکشید تا من دوباره ایشون رو تو ذهنم بسازم. کم کم فانتزیهای جنسی عجیبی وارد نمایش جنسی ما شد. گفتم نمایش؛ اره چون تو رابطه جنسی ما من باید هربار نمایشنامه ای مینوشتم، بعد طراحی صحنه و گریم و کارگردانی و بازی میکردم، در حالی که من اصلا بازیگر خوبی نیستم. گاهی از من میخواست طور خاصی نگاهش کنم که من حتی نمیفهمیدم چطور<img src="images/smilies/shy.gif" alt="تصویر: images/smilies/shy.gif" title="تصویر: images/smilies/shy.gif" /> چون من کلا آدم ژست گرفتن نیستم و تو عکسهام هیچ وقت هیچ ژست خاصی نتونستم بگیرم<img src="images/smilies/biggrin.gif" alt="تصویر: images/smilies/biggrin.gif" title="تصویر: images/smilies/biggrin.gif" /><br />
<br />
من و‌همسرم گاهی سکس چت داشتیم....خصوصا وقتی مسافرت میرفتم و از هم دور بودیم. و یا حتی در منزل ایشون میرفت حمام و سکس چت داشتیم. اینجا من باید نقش ادمهای مختلفی رو بازی میکردم. باید با زنهای خیالی در مورد برده بودن همسرم صحبت میکردم و مسخره اش میکردیم و این مکالمات خیالی رو براشون تایپ میکردم. یک ساعت تخیلی که با روح و روانم بازی میکرد.<br />
<br />
برای همسرم بعد از ارضا شدن همه چی تموم میشد و دوباره همون مرد معقول و همسر خوب میشد. اما من تا مدتها ذهنم درگیر اون تخیلاتی میشد که به سختی میساختم تا باورکردنی باشه و اون لذت رو به همسرم بده و از اون سخت تر٬  پاک کردنش از ذهنم بود...<br />
<br />
عذاب وجدان رو به همه سختیهام اضافه کنید. فکر میکردم همسرم اختلال جنسی داره و من دارم با همراهی کردنش بیشتر گرفتارش میکنم. در مورد مشکلمون با هیچ کس حتی دوست نزدیکم حرف نمیزدم. بهم میگفت برم تو اینترنت سرچ کنم تا ببینم اونهایی که اسلیو هستند چه نیازهایی دارند و  یاد بگیرم. میترسیدم جستجوم باعث بشه مثلا بفهمم این اختلال هست. اگه مشکلی باشه من چیکار میتونم بکنم. توان رفتن پیش مشاور و توضیح دادن مساله رو نداشتم. همسرم اصرار کرد برم مشاور. باهام بحث میکرد که من نمیخوام کاری بکنم و درک نمی کنمش و من سکوت میکردم و یا نهایتا اشک میریختم٬ چند مدت باب میلش رفتار میکردم و دوباره می بریدم. هر دو‌خسته از این کشمکش. البته ما هیچ تضاد و مشکل دیگه ای نداشتیم.<br />
<br />
ایشون رفت مشاور. ارجاعشون دادن به یه روان پزشک....<br />
<br />
<br />
<br />
ادامه در پست بعد<br />
<br />
 ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">داستان فاطمه<br />
بخش اول</span></span><br />
<br />
<br />
سلام دکتر شکیب...<br />
<br />
یک سال و نیم از اولین پیامم به شما میگذره. وقتی داستان زندگیم رو براتون شرح میدادم سطر سطرش با اشک٬ همراه بود. اما حالا اصلا حس اون زن سرخورده دردمند رو در داستان زندگیم ندارم. به حدی تجربه اون روزها برام ارزشمند شده که یادآوریش به جای خیس کردن چشمهام باعث عمیقتر شدن نگاهم به زندگی میشه...<br />
<br />
همراه شدن با شما تمام خطوط ذهنی من رو تغییر داد. تعریفم از ازدواج٬ همسر٬ ارتباط جنسی و ... به کل تغییر کرد و بابت همه این اتفاقات خوب قدردان شما هستم. اما داستان زندگی من؛<br />
<br />
چهارده سال پیش با جوانی محجوب، مهربان و آرام آشنا شدم. دوسال بعد نامزد شدیم. در این مدت رابطه خوبی با هم داشتیم. تجربه خوب معاشقه و البته مثل بیشمار دختران هم نسلم سکس بدون دخول. تنها مساله نامعمول برای من این بود که با فشار دست یا پا کمک کنم به انزال ایشون... چون دخولی صورت نمیگرفت٬ تصورم بر این بود که همه چیز عادی هست.<br />
<br />
یک سال بعد از دوران شیرین نامزدی با هم ازدواج کردیم. اولین تجربه دردناک زندگی مشترکمون مواجه شدن با پدیده معروف واژینیسموس بود. چند روز درد و ناراحتی و عاقبت مراجعه به پزشک زنان و در کمال تاسف به خاطر بی اطلاعی  پزشک محترم٬ موضوع با تجویز آلپرازولام به صورت ناخوشایندی سپری شد.<br />
<br />
 گاهی همسرم تقاضا میکرد که بعد از ارضا شدن من، با این توضیح که با وجود میل جنسی زیاد و تجربه ارگاسم قبل از ازدواج٬ دیگه ارگاسم نمی شدم و با عرض تاسف٬ تظاهر میکردم به ارضا شدن تا همسرم رو نرنجونم، ایشون با فشار دست و بیشتر پای من ارضا بشند. ایشون علاقه خاصی به پاهای من داشت و خیلی مشتاق بود که من حین سکس کفشهای پاشنه بلند بپوشم...<br />
<br />
چون من هم ادم تنوع طلبی هستم برام جالب بود پوشیدن لباسهای سکسی بلند همراه با کفشهای پاشنه بلند... اما کم کم بستن آلت تناسلی اضافه شد. ایشون  از درد کشیدن حین سکس لذت می برد. برای من اینجا شروع ناراحتی و رنج بود. من آدم صلح طلب و عاشق پیشه ای که آزار رسوندن به هیچ کسی برام خوش آیند نبود حالا باید همسرم رو حین سکس آزار جسمی میدادم، به درد کشیدنهاش میخندیدم. در مقابل التماس کردنهاش خودم رو بی تفاوت نشون میدادم که اینها با ذاتم مغایر بود. کم کم فهمیدم همسرم آزارخواه هست وبرده یا اسلیو بودن و تحقیر شدن براش لذتبخش. من باید زجرش میدادم. با کمربند میزدمش. با آب داغ آلتش رو میسوزوندم .<img src="images/smilies/huh.gif" alt="تصویر: images/smilies/huh.gif" title="تصویر: images/smilies/huh.gif" /> و نتیجه این بود: من نهایتا از سکس گریزان شدم.<br />
<br />
همسرم مشغولیتهای کاریش بیشتر شد و من مشغول کلاسهای مختلف. سرکار رفتم و هردو خسته فرصت کمتری برای پرداختن به خودمون داشتیم. هر از گاهی ایشون گله میکرد از بی توجهی من و رابطه جنسی از سر اجبار داشتم. لذتی برای من در کار نبود.<br />
<br />
هربار که همسرم به پام می افتاد انگار مرد زندگیم جلوم میشکست و مدتی طول میکشید تا من دوباره ایشون رو تو ذهنم بسازم. کم کم فانتزیهای جنسی عجیبی وارد نمایش جنسی ما شد. گفتم نمایش؛ اره چون تو رابطه جنسی ما من باید هربار نمایشنامه ای مینوشتم، بعد طراحی صحنه و گریم و کارگردانی و بازی میکردم، در حالی که من اصلا بازیگر خوبی نیستم. گاهی از من میخواست طور خاصی نگاهش کنم که من حتی نمیفهمیدم چطور<img src="images/smilies/shy.gif" alt="تصویر: images/smilies/shy.gif" title="تصویر: images/smilies/shy.gif" /> چون من کلا آدم ژست گرفتن نیستم و تو عکسهام هیچ وقت هیچ ژست خاصی نتونستم بگیرم<img src="images/smilies/biggrin.gif" alt="تصویر: images/smilies/biggrin.gif" title="تصویر: images/smilies/biggrin.gif" /><br />
<br />
من و‌همسرم گاهی سکس چت داشتیم....خصوصا وقتی مسافرت میرفتم و از هم دور بودیم. و یا حتی در منزل ایشون میرفت حمام و سکس چت داشتیم. اینجا من باید نقش ادمهای مختلفی رو بازی میکردم. باید با زنهای خیالی در مورد برده بودن همسرم صحبت میکردم و مسخره اش میکردیم و این مکالمات خیالی رو براشون تایپ میکردم. یک ساعت تخیلی که با روح و روانم بازی میکرد.<br />
<br />
برای همسرم بعد از ارضا شدن همه چی تموم میشد و دوباره همون مرد معقول و همسر خوب میشد. اما من تا مدتها ذهنم درگیر اون تخیلاتی میشد که به سختی میساختم تا باورکردنی باشه و اون لذت رو به همسرم بده و از اون سخت تر٬  پاک کردنش از ذهنم بود...<br />
<br />
عذاب وجدان رو به همه سختیهام اضافه کنید. فکر میکردم همسرم اختلال جنسی داره و من دارم با همراهی کردنش بیشتر گرفتارش میکنم. در مورد مشکلمون با هیچ کس حتی دوست نزدیکم حرف نمیزدم. بهم میگفت برم تو اینترنت سرچ کنم تا ببینم اونهایی که اسلیو هستند چه نیازهایی دارند و  یاد بگیرم. میترسیدم جستجوم باعث بشه مثلا بفهمم این اختلال هست. اگه مشکلی باشه من چیکار میتونم بکنم. توان رفتن پیش مشاور و توضیح دادن مساله رو نداشتم. همسرم اصرار کرد برم مشاور. باهام بحث میکرد که من نمیخوام کاری بکنم و درک نمی کنمش و من سکوت میکردم و یا نهایتا اشک میریختم٬ چند مدت باب میلش رفتار میکردم و دوباره می بریدم. هر دو‌خسته از این کشمکش. البته ما هیچ تضاد و مشکل دیگه ای نداشتیم.<br />
<br />
ایشون رفت مشاور. ارجاعشون دادن به یه روان پزشک....<br />
<br />
<br />
<br />
ادامه در پست بعد<br />
<br />
 ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[تمایلات عجیب جنسی: آیا همسر من بیمار جنسی است؟]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%D8%AA%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D9%85%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F--2052</link>
			<pubDate>Wed, 07 Mar 2018 19:11:39 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%D8%AA%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D9%85%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F--2052</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">پرسش:</span></span> همسر من از همخوابی با من لذت میبره اما از اول ازدواجمون علاقمند بودن همراه با این کار فیلم پورنو ببینند و بیشتر اوقات عنوان میکنند که کاش اجازه میدادی یک خانم دیگه همراه تو بود. ابراز علاقه شدید به سکس دو نفره میکردند و میکنند.گاهی می گه کاش خارج از ایران بریم و در مکانهای خاص بین افراد دیگه این کار رو میکردیم. من به ایشون گفتم شما باید با مشاور صحبت کنید.تا این افکار از ذهنت بیاد بیرون. در صورت لزوم معرفی به روانپزشک بشید و دارو مصرف کنید. اما ایشون نشنیده میگیرن. در ظاهر اصلا مشخص نیست اهل این حرفها و کارها باشند اما ذهنشون همیشه درگیره و من عذاب میکشم. یک بار هم متوجه شدم تو تلگرام عضو زنان صیغه ای و ساعتی اند و حتی به بعضی از اعضا پی ام داده بودند که چه جوری میتونن ببیننشون. قابل ذکر هست که بگم همیشه از نزدیکی با من به گفته خودشون لذت میبرن و حداقل دو تا سه بار در هفته سکس داریم.<br />
 ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">پرسش:</span></span> همسر من از همخوابی با من لذت میبره اما از اول ازدواجمون علاقمند بودن همراه با این کار فیلم پورنو ببینند و بیشتر اوقات عنوان میکنند که کاش اجازه میدادی یک خانم دیگه همراه تو بود. ابراز علاقه شدید به سکس دو نفره میکردند و میکنند.گاهی می گه کاش خارج از ایران بریم و در مکانهای خاص بین افراد دیگه این کار رو میکردیم. من به ایشون گفتم شما باید با مشاور صحبت کنید.تا این افکار از ذهنت بیاد بیرون. در صورت لزوم معرفی به روانپزشک بشید و دارو مصرف کنید. اما ایشون نشنیده میگیرن. در ظاهر اصلا مشخص نیست اهل این حرفها و کارها باشند اما ذهنشون همیشه درگیره و من عذاب میکشم. یک بار هم متوجه شدم تو تلگرام عضو زنان صیغه ای و ساعتی اند و حتی به بعضی از اعضا پی ام داده بودند که چه جوری میتونن ببیننشون. قابل ذکر هست که بگم همیشه از نزدیکی با من به گفته خودشون لذت میبرن و حداقل دو تا سه بار در هفته سکس داریم.<br />
 ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[داستان منصور در مورد تمایلات "بی دی اس ام" خود از دوران کودکی تا بزرگسالی]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%86%D8%B5%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%AA%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B3-%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84%DB%8C--2044</link>
			<pubDate>Wed, 07 Mar 2018 18:41:55 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%86%D8%B5%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%AA%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B3-%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84%DB%8C--2044</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">داستان منصور<br />
بخش اول</span></span><br />
<br />
<br />
الان که این متن رو مینویسم زمانی هست که 31 سال عمر از خدا گرفتم و حال و روز خوبی دارم و خواستم کمی با دوستان و بزرگواران خوب کانال دکتر شکیب درد و دلی کرده باشم. شاید که این درد ودل، درد و دل خیلی ها باشه اما سرکوب شده باشه یا به هر دلیل گرافتار عذاب وجدان شده باشن و نتونن مطرح کنن.<br />
<br />
شاید باور کنین و شاید هم نه اما تمام جزئیاتی که میگم مو به مو از ذهنم رد میشه واصلا خیال پردازی نیست. مدرسه نمیرفتم دقیقا یادمه. بچه بودم و احتمالا کمی هم ترسو. صبح به صبح پدر و مادر فرهنگی من به مدرسه برای تدریس میرفتن و من تنهام میموندم. خونه ما طبقه شیروانی خونه پدربزرگ و مادربزرگم بود. وقتی که تنها میشدم عجیب بودم. دقیق یادمه. اینه ی قدیمی عروسی مادرم دم دست بود و همیشه جلوی اینه الفاظی رو به کار میبردم که در ته ذهنم الان مرور میشه: «میگیرمت با زنجیر میبندمت کلیدشم میندازم یه جایی که هیچکی دستش بهش نرسه». اینها رو به خودم میگفتم.<br />
<br />
خیال پردازی های من عجیب و غریب با خودم رشد میکرد. وقتی بزرگتر شدم و مدرسه ای شدم دنیای من هم کمی بزرگتر شد. فامیل ها (خواهر و برادرزاده های قد و نیم قد پدرم) همبازی من شدند. عاشق و دزد و پلیس بازی شدم همیشه در تنهایی دنبال یافتن ابزاری برای بستن دست و پا بودم که وقتی با فامیلها بازی میکنم و صد البته پلیس میشدم اونها رو به بند بکشم! یا حتی اگه دزد بودم دزد موفق و آدم ربا بودم دنبال گره های مختلف و اموزش اونها میگشتم.<br />
<br />
 گذشت و گذشت و من سرخورده تر از اعمالم که به ناکجا آباد ذهنم کشیده میشد. خانواده مذهبی داشتم به همین دلیل قبل هر کاری اول اونها باید اون کار خاص رو سبک سنگین کنن که ببینن به صلاح هست یا که نه به همین دلیل هرگز حتی سوالات جنسی خودم رو از اونها نپرسیدم و اگر هم میپرسیدم با این جواب که «الان زوده بدونی پسرم تابستون بعد بهت میگم» روبرو میشدم. این تابستون بعد هرگز نیامد.<br />
<br />
 گاهی خودم با میل خودم خودم رو دربند میکردم و خودم رو ازاد میکردم با یه بند معمولی و احساس خوشحالی میکردم و حتی احساس لذت. هر چند که اون موقع درکی از لذت جنسی نداشتم. فقط حالت خوشایندی داشتم و گاهی فیلم های تلویزیونی که در اون کارآگاه بازی یا آدم ربایی و صد البته صحنه بستن داشتن با دقت نگاه میکردم. حتی به تکرار فیلم های تلویزیون هم رحم نمیکردم و تکرار اون فیلمهای خاص رو میدیدم. عجیب بود...<br />
<br />
بزرگ و بزرگتر شدم و تکنولوژی با من رشد کرد. کامپیوتر ارزان شد و یکی یه دونه توی خونه هر کی پیدا میشد. اینترنت اومد. پسر خاله ای داشتم با اختلاف سن شش سال بزرگتر از من که دو سه ماه بعد از من کامپیوتر خرید. من از ایترنت فقط اسمی شنیده بودم و به همین دلیل اقدامی نکردم اما پسر خالم بلافاصله روزی که سیستم رو خرید من رو با کلمه sex اشنا کرد. بهش گفتم عدد شش (six) چیه؟ خوب که چی و ...گفت این اون نیست و...<br />
<br />
 و اولین اشنایی من با این کلمه و جنس مخالف و تمام سوالات نا تمام من و تابستان هایی بعدی در همون شب با همین چند دیالوگ برملا شد. سفره دل واکردم و ایشون هم به صورت تمام و کمال درست یا غلط راهنماییم کرد. گذشت و گذشت تا اینکه در بعضی سایت های خاص با بعضی کلمات خاص اشنا شدم. به دلیل نشکستن قبح ماجرا به کلمه مخفف BDSM بسنده میکنم. این کلمه سرآغاز تمام گرفتاریهای من شد. تمام زندگی من شد. فهمیدم اگه دردی دارم هستن در تمام دنیا کسایی که همچین دردی دارن وگرنه این گرایشها برای چیه. چون اگه یکم وارد جزییات بشیم میشد فهمید هر جا کلمه سکس میاد زیر شاخه هایی از اون که یکیش BDSM هست هم وجود داره. فهمیدم همدرد دارم و اگر هم مریضم تنها نیستم مثل همه مریض های دیگه. نمیدونستم چی هستم یا حتی کی هستم. خلاصه انگار دردی دارم و مرهمی هم جور شد. مثل معتادها که با مواد کمی به فضا میروند و تسکین پیدا میکنن. حالا این فیلمها و... مرهی کوتاه بر زخم میشد.<br />
<br />
<br />
<br />
ادامه در پست بعد<br />
<br />
<br />
 ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">داستان منصور<br />
بخش اول</span></span><br />
<br />
<br />
الان که این متن رو مینویسم زمانی هست که 31 سال عمر از خدا گرفتم و حال و روز خوبی دارم و خواستم کمی با دوستان و بزرگواران خوب کانال دکتر شکیب درد و دلی کرده باشم. شاید که این درد ودل، درد و دل خیلی ها باشه اما سرکوب شده باشه یا به هر دلیل گرافتار عذاب وجدان شده باشن و نتونن مطرح کنن.<br />
<br />
شاید باور کنین و شاید هم نه اما تمام جزئیاتی که میگم مو به مو از ذهنم رد میشه واصلا خیال پردازی نیست. مدرسه نمیرفتم دقیقا یادمه. بچه بودم و احتمالا کمی هم ترسو. صبح به صبح پدر و مادر فرهنگی من به مدرسه برای تدریس میرفتن و من تنهام میموندم. خونه ما طبقه شیروانی خونه پدربزرگ و مادربزرگم بود. وقتی که تنها میشدم عجیب بودم. دقیق یادمه. اینه ی قدیمی عروسی مادرم دم دست بود و همیشه جلوی اینه الفاظی رو به کار میبردم که در ته ذهنم الان مرور میشه: «میگیرمت با زنجیر میبندمت کلیدشم میندازم یه جایی که هیچکی دستش بهش نرسه». اینها رو به خودم میگفتم.<br />
<br />
خیال پردازی های من عجیب و غریب با خودم رشد میکرد. وقتی بزرگتر شدم و مدرسه ای شدم دنیای من هم کمی بزرگتر شد. فامیل ها (خواهر و برادرزاده های قد و نیم قد پدرم) همبازی من شدند. عاشق و دزد و پلیس بازی شدم همیشه در تنهایی دنبال یافتن ابزاری برای بستن دست و پا بودم که وقتی با فامیلها بازی میکنم و صد البته پلیس میشدم اونها رو به بند بکشم! یا حتی اگه دزد بودم دزد موفق و آدم ربا بودم دنبال گره های مختلف و اموزش اونها میگشتم.<br />
<br />
 گذشت و گذشت و من سرخورده تر از اعمالم که به ناکجا آباد ذهنم کشیده میشد. خانواده مذهبی داشتم به همین دلیل قبل هر کاری اول اونها باید اون کار خاص رو سبک سنگین کنن که ببینن به صلاح هست یا که نه به همین دلیل هرگز حتی سوالات جنسی خودم رو از اونها نپرسیدم و اگر هم میپرسیدم با این جواب که «الان زوده بدونی پسرم تابستون بعد بهت میگم» روبرو میشدم. این تابستون بعد هرگز نیامد.<br />
<br />
 گاهی خودم با میل خودم خودم رو دربند میکردم و خودم رو ازاد میکردم با یه بند معمولی و احساس خوشحالی میکردم و حتی احساس لذت. هر چند که اون موقع درکی از لذت جنسی نداشتم. فقط حالت خوشایندی داشتم و گاهی فیلم های تلویزیونی که در اون کارآگاه بازی یا آدم ربایی و صد البته صحنه بستن داشتن با دقت نگاه میکردم. حتی به تکرار فیلم های تلویزیون هم رحم نمیکردم و تکرار اون فیلمهای خاص رو میدیدم. عجیب بود...<br />
<br />
بزرگ و بزرگتر شدم و تکنولوژی با من رشد کرد. کامپیوتر ارزان شد و یکی یه دونه توی خونه هر کی پیدا میشد. اینترنت اومد. پسر خاله ای داشتم با اختلاف سن شش سال بزرگتر از من که دو سه ماه بعد از من کامپیوتر خرید. من از ایترنت فقط اسمی شنیده بودم و به همین دلیل اقدامی نکردم اما پسر خالم بلافاصله روزی که سیستم رو خرید من رو با کلمه sex اشنا کرد. بهش گفتم عدد شش (six) چیه؟ خوب که چی و ...گفت این اون نیست و...<br />
<br />
 و اولین اشنایی من با این کلمه و جنس مخالف و تمام سوالات نا تمام من و تابستان هایی بعدی در همون شب با همین چند دیالوگ برملا شد. سفره دل واکردم و ایشون هم به صورت تمام و کمال درست یا غلط راهنماییم کرد. گذشت و گذشت تا اینکه در بعضی سایت های خاص با بعضی کلمات خاص اشنا شدم. به دلیل نشکستن قبح ماجرا به کلمه مخفف BDSM بسنده میکنم. این کلمه سرآغاز تمام گرفتاریهای من شد. تمام زندگی من شد. فهمیدم اگه دردی دارم هستن در تمام دنیا کسایی که همچین دردی دارن وگرنه این گرایشها برای چیه. چون اگه یکم وارد جزییات بشیم میشد فهمید هر جا کلمه سکس میاد زیر شاخه هایی از اون که یکیش BDSM هست هم وجود داره. فهمیدم همدرد دارم و اگر هم مریضم تنها نیستم مثل همه مریض های دیگه. نمیدونستم چی هستم یا حتی کی هستم. خلاصه انگار دردی دارم و مرهمی هم جور شد. مثل معتادها که با مواد کمی به فضا میروند و تسکین پیدا میکنن. حالا این فیلمها و... مرهی کوتاه بر زخم میشد.<br />
<br />
<br />
<br />
ادامه در پست بعد<br />
<br />
<br />
 ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آنچه باید از بی دی اس ام بدانید]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B3-%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF--2043</link>
			<pubDate>Wed, 07 Mar 2018 18:38:13 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B3-%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF--2043</guid>
			<description><![CDATA[آنچه باید از BDSM بدانید- قسمت اول<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">دکتر محمدرضا رجبی شکیب:</span></span><br />
<br />
قبل از هرچیز بگویم که شما در حال خواندن درباره یکی از عجیب ترین پدیده ها در زندگی انسان هستید. لطفا تا آخر بخوانید و قضاوت نکنید. حق دارید تعجب کنید. همان قدر که مثلا تعجب می کنید چطور ممکن است آدمی روی زغال گداخته راه برود و پایش نسوزد. تعجب کنید اما قضاوت نکنید.<br />
<br />
بی دی اس ام (به انگلیسی: BDSM) یک سبک خاص از رابطه جنسی است. اجازه بدهید اول درباره واژه ها توضیح بدهم. BDSM درواقع مخفف BDDSSM است که حروف اول این 6 واژه انگلیسی هستند:<br />
Bondage : بند و بست<br />
Discipline : نظم دهی<br />
Dominance : سروری و سلطه گری<br />
Submission : بردگی و سلطه پذیری<br />
Sadism : آزارگری<br />
Masochism : آزار دوستی<br />
<br />
دراین سبک، یک نفر با گرایش سادیستی که Dom (سلطه گر) نامیده می شود با یک نفر که گرایش مازوخیستی دارد و Sub (سلطه پذیر) نام می گیرد، قرار می‌گذارند که در طول رابطه جنسی، فرد سلطه گر، سلطه پذیر را مورد تحقیر و آزار جسمی و روانی قرار دهد.<br />
 <br />
نکته مهم که همین اول باید به آن توجه کنید این است: این رابطه کاملاً توافقی است و هر دو طرف (سلطه گر از تحقیر کردن و آزار دادن، و سلطه پذیر از تحقیر شدن و آزار دیدن) لذت می‌برند و راضی هستند. در BDSM قوانین اساسی سه گانه ای وجود دارد که به SSC معروف است؛ اول این سه کلمه: Safe یعنی ایمن؛ Sane یعنی عاقلانه و Consensual یعنی مبنی بر رضایت طرفین.<br />
<br />
خب تا اینجا همه چیز، هرچند عجیب و نامتعارف، اما ظاهرا یک «بازی» است. پارادوکس ماجرا وقتی خودش را نشان می دهد که بدانیم عده ای هستند که (و در طول تاریخ هم بوده اند و خواهند بود) که رابطه جنسی را فقط با این سبک می خواهند و بدون آن، سکس برای شان لذتبخش نیست. برای آنها درواقع BDSM یک انتخاب نیست. درست مثل همجنسگرایی که قبلا درباره اش صحبت کرده ایم.<br />
<br />
این افراد، تمایل شدیدی دارند که در رابطه جنسی داستانی سادومازوخیستی را پیاده کنند. بعضی می خواهند سلطه گر باشند و بعضی سلطه پذیر. بعضی برای برانگیختگی جنسی، لازم دارند به پارتنرشان قلاده و افسار ببندند، یا او را به تخت ببندند، یا بزنند و تحریک های دردناک وارد کنند، یا به هر ترتیب تحقیر کنند؛ و بعضی دیگر پارتنرشان را مجبور می کنند این کارها را با آنها بکند. عده ای هم هستند که به طور متناقضی از هر دو نقش لذت می برند. یعنی هم دوست دارند آزار ببینند، هم دوست دارند آزار بدهند.<br />
<br />
پایان قسمت اول<br />
 ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[آنچه باید از BDSM بدانید- قسمت اول<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">دکتر محمدرضا رجبی شکیب:</span></span><br />
<br />
قبل از هرچیز بگویم که شما در حال خواندن درباره یکی از عجیب ترین پدیده ها در زندگی انسان هستید. لطفا تا آخر بخوانید و قضاوت نکنید. حق دارید تعجب کنید. همان قدر که مثلا تعجب می کنید چطور ممکن است آدمی روی زغال گداخته راه برود و پایش نسوزد. تعجب کنید اما قضاوت نکنید.<br />
<br />
بی دی اس ام (به انگلیسی: BDSM) یک سبک خاص از رابطه جنسی است. اجازه بدهید اول درباره واژه ها توضیح بدهم. BDSM درواقع مخفف BDDSSM است که حروف اول این 6 واژه انگلیسی هستند:<br />
Bondage : بند و بست<br />
Discipline : نظم دهی<br />
Dominance : سروری و سلطه گری<br />
Submission : بردگی و سلطه پذیری<br />
Sadism : آزارگری<br />
Masochism : آزار دوستی<br />
<br />
دراین سبک، یک نفر با گرایش سادیستی که Dom (سلطه گر) نامیده می شود با یک نفر که گرایش مازوخیستی دارد و Sub (سلطه پذیر) نام می گیرد، قرار می‌گذارند که در طول رابطه جنسی، فرد سلطه گر، سلطه پذیر را مورد تحقیر و آزار جسمی و روانی قرار دهد.<br />
 <br />
نکته مهم که همین اول باید به آن توجه کنید این است: این رابطه کاملاً توافقی است و هر دو طرف (سلطه گر از تحقیر کردن و آزار دادن، و سلطه پذیر از تحقیر شدن و آزار دیدن) لذت می‌برند و راضی هستند. در BDSM قوانین اساسی سه گانه ای وجود دارد که به SSC معروف است؛ اول این سه کلمه: Safe یعنی ایمن؛ Sane یعنی عاقلانه و Consensual یعنی مبنی بر رضایت طرفین.<br />
<br />
خب تا اینجا همه چیز، هرچند عجیب و نامتعارف، اما ظاهرا یک «بازی» است. پارادوکس ماجرا وقتی خودش را نشان می دهد که بدانیم عده ای هستند که (و در طول تاریخ هم بوده اند و خواهند بود) که رابطه جنسی را فقط با این سبک می خواهند و بدون آن، سکس برای شان لذتبخش نیست. برای آنها درواقع BDSM یک انتخاب نیست. درست مثل همجنسگرایی که قبلا درباره اش صحبت کرده ایم.<br />
<br />
این افراد، تمایل شدیدی دارند که در رابطه جنسی داستانی سادومازوخیستی را پیاده کنند. بعضی می خواهند سلطه گر باشند و بعضی سلطه پذیر. بعضی برای برانگیختگی جنسی، لازم دارند به پارتنرشان قلاده و افسار ببندند، یا او را به تخت ببندند، یا بزنند و تحریک های دردناک وارد کنند، یا به هر ترتیب تحقیر کنند؛ و بعضی دیگر پارتنرشان را مجبور می کنند این کارها را با آنها بکند. عده ای هم هستند که به طور متناقضی از هر دو نقش لذت می برند. یعنی هم دوست دارند آزار ببینند، هم دوست دارند آزار بدهند.<br />
<br />
پایان قسمت اول<br />
 ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[واکنش مناسب والدین به دختری که خود ارضایی میکند چیست؟]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%B4-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F--2038</link>
			<pubDate>Wed, 07 Mar 2018 17:39:36 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%B4-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F--2038</guid>
			<description><![CDATA[پدر و مادر عزیز! زندگی جنسی فرزندان شما در دست شماست!<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">پرسش: </span></span>یکی از آشنایان نزدیک من موضوعی رو برام مطرح کرده، مبنی براینکه دختر هشت سالشون خودارضایی میکنه. این قضیه از پنج شش سالگی حتی شاید چهارسالگی این بچه  آغازشده، و پدرمادرش تا اونجایی که من اطلاع دارم همیشه  مراقب روابطشون بودن، و مطلع شدم این بچه توی مهدکودک بعنوان بازی این کارو از یکی ازدختر بچه های اونجا یاد میگیره و اوایل  به چشم بازی نگاه میکرد و واقعیتش اینه نمیدونم الان به چه دیدی به این کار نگاه میکنه. به مشاور هم مراجعه کردن، اونها اصرار کردن هیچ چیزی به روش نیارین وگرنه بدتر میشه. مادرشون درحال تحصیلن و سرشون شلوغه و پدرهم شاغل، سعی کردن بهش نزدیکتر بشن، باش بازی کنن و... البته قبلا هم اینکارو میکردن. خسته تون نکنم اقای دکتر... خواستم ازتون خواهش کنم یه کم دراین رابطه راهنمایی کنید. خیلی برام جالبه بدونم ریشه این کار چیه درکودک؟ واینکه آیا آسیب میرسونه به کودک؟ و آیا قابل حله اقای دکتر؟ چی میشه یه بچه به این مساله عادت میکنه، الان بقول مادرش هر دو شب یه بار تقریبا این کارو میکنه بصورت پنهانی، وبرای انجام این کار خیلی دروغ میگه، مثلا الکی میگه میخام برم سرویس بهداشتی و دروغایی ازاین قبیل...<br />
 ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[پدر و مادر عزیز! زندگی جنسی فرزندان شما در دست شماست!<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">پرسش: </span></span>یکی از آشنایان نزدیک من موضوعی رو برام مطرح کرده، مبنی براینکه دختر هشت سالشون خودارضایی میکنه. این قضیه از پنج شش سالگی حتی شاید چهارسالگی این بچه  آغازشده، و پدرمادرش تا اونجایی که من اطلاع دارم همیشه  مراقب روابطشون بودن، و مطلع شدم این بچه توی مهدکودک بعنوان بازی این کارو از یکی ازدختر بچه های اونجا یاد میگیره و اوایل  به چشم بازی نگاه میکرد و واقعیتش اینه نمیدونم الان به چه دیدی به این کار نگاه میکنه. به مشاور هم مراجعه کردن، اونها اصرار کردن هیچ چیزی به روش نیارین وگرنه بدتر میشه. مادرشون درحال تحصیلن و سرشون شلوغه و پدرهم شاغل، سعی کردن بهش نزدیکتر بشن، باش بازی کنن و... البته قبلا هم اینکارو میکردن. خسته تون نکنم اقای دکتر... خواستم ازتون خواهش کنم یه کم دراین رابطه راهنمایی کنید. خیلی برام جالبه بدونم ریشه این کار چیه درکودک؟ واینکه آیا آسیب میرسونه به کودک؟ و آیا قابل حله اقای دکتر؟ چی میشه یه بچه به این مساله عادت میکنه، الان بقول مادرش هر دو شب یه بار تقریبا این کارو میکنه بصورت پنهانی، وبرای انجام این کار خیلی دروغ میگه، مثلا الکی میگه میخام برم سرویس بهداشتی و دروغایی ازاین قبیل...<br />
 ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[من هیچ وقت در دخول به ارگاسم نمی رسم؟]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%85%D9%86-%D9%87%DB%8C%DA%86-%D9%88%D9%82%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%AE%D9%88%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%D9%85%D8%9F--2033</link>
			<pubDate>Wed, 07 Mar 2018 17:24:15 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%85%D9%86-%D9%87%DB%8C%DA%86-%D9%88%D9%82%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%AE%D9%88%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%D9%85%D8%9F--2033</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">پرسش:</span></span> مشکل من اینست که با دخول به ارگاسم نمیرسم! وهمسرم ابتدا با تحریک کلیتوریس منو به ارگاسم میرسونه و بعد نزدیکی انجام می شود!<br />
اما یک دغدغه شده برای من که چرا نمیتوانم بادخول به ارگاسم برسم!<br />
ایشان حدود 40 دقیقه معاشقه دارند و من با تحریک همان نقطه بیشتر اوقات زود به ارگاسم میرسم. اما یک روش رو هم بارها امتحان کردیم که با تحریک همان نقطه م موقع معاشقه که با اون به ارگاسم میرسم، قبل از رسیدن به ارگاسم نزدیکی انجام شود شایدازین راه به ارگاسم برسم! متاسفانه نه تنها نرسیدم بلکه حس لذتم هم رفت! راه چاره چیست؟<br />
همسرم میگن زنها دودسته اند برخی با تحریک کلیتوریس ارگاسم میشوند و برخی با نزدیکی! این حرف درستی است؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">پرسش:</span></span> مشکل من اینست که با دخول به ارگاسم نمیرسم! وهمسرم ابتدا با تحریک کلیتوریس منو به ارگاسم میرسونه و بعد نزدیکی انجام می شود!<br />
اما یک دغدغه شده برای من که چرا نمیتوانم بادخول به ارگاسم برسم!<br />
ایشان حدود 40 دقیقه معاشقه دارند و من با تحریک همان نقطه بیشتر اوقات زود به ارگاسم میرسم. اما یک روش رو هم بارها امتحان کردیم که با تحریک همان نقطه م موقع معاشقه که با اون به ارگاسم میرسم، قبل از رسیدن به ارگاسم نزدیکی انجام شود شایدازین راه به ارگاسم برسم! متاسفانه نه تنها نرسیدم بلکه حس لذتم هم رفت! راه چاره چیست؟<br />
همسرم میگن زنها دودسته اند برخی با تحریک کلیتوریس ارگاسم میشوند و برخی با نزدیکی! این حرف درستی است؟]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[واژینسموس: ترس، برادر حقارت است]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%88%D8%A7%DA%98%DB%8C%D9%86%D8%B3%D9%85%D9%88%D8%B3-%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%82%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA--2028</link>
			<pubDate>Wed, 07 Mar 2018 16:47:56 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%88%D8%A7%DA%98%DB%8C%D9%86%D8%B3%D9%85%D9%88%D8%B3-%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%82%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA--2028</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">دکتر محمدرضا رجبی شکیب:</span></span><br />
<br />
مشکل شایعی هست در خانم های جوان؛ اینکه به دنبال برانگیختگی جنسی گرفتار انواع درد، از جمله سردرد یا درد شکم می شوند. عده دیگری هستند که بعد از برانگیختگی یا بعد از تجربه ارگاسم، احساس گناه و نفرت از خود بر سرشان آوار می شود. اغلب آنان از برانگیختگی می ترسند و اجتناب می کنند و سرکوب میل جنسی، مکانیسم دفاعی آنها است برای کاهش اضطراب یا درد. ریشه مشکلات هم اینها، و هم مبتلایان به فوبیای سکس و فوبیای دخول (یا همان واژینسموس)، در ناهشیار است. از کجا بذر این احساس گناه درباره سکس و  یا ترس از آن، در ذهن یک دختر کوچک کاشته شده که در بزرگسالی میوه اش می شود این؟ دقیقا نمی دانیم. اما آشکار است که بخشی از این بازداری ها محصول نظام تربیتی مردسالار در دنیای سنتی ست.<br />
<br />
در دنیای مردسالار، زن ابزار بهره مندی مرد است و حقوقی برابر با مرد ندارد. ختنه دختران از کجا آمده؟ و یا توصیه به تمکین حتی بر جهاز شتر؟ و آیا برای مادربزرگ های ما حقوق جنسی معنا داشته است؟  قواعد دنیای سنتی را مردان نوشته اند و یکی هم همین است که سکس برای زنان موضوعیتی ندارد. پس چه بهتر که از همان کودکی به آلت جنسی دختران بگوییم «عیب» و تصویری دلهره آور یا گناه آلود در ذهن آنان بسازیم از سکس؛ که تا آخر عمر خیالمان راحت باشد.<br />
<br />
مثل همیشه تاکید می کنم اینها هیچ ربطی به تعالیم دینی ندارد. احکام دین، همواره تابع شرایط زمان و مکان بوده و به باور من،  اسلام «نسبت به زمان خود» بسیار هم احکام روشنفکرانه ای دارد که حقوق زنان را پاس داشته. یک مثال: چرا طبق احکام اسلامی وقتی مردی عنین است (یعنی ناتوانی جنسی دارد) خود به خود عقد ازدواج قابل فسخ است؟ نه این است که در سرزمینی که دختران را زنده به گور می کردند، اسلام حقوق جنسی زنان را هم به رسمیت شناخته؟ بگذریم.<br />
<br />
اما در همین زمانه، بسیار هم هستند خانم هایی که از رابطه گریزان اند و وقتی می پرسی چرا؟ می گویند می ترسیم. عده ای از ازدواج هم گریزان اند به دلیل همین ترس. ترس از چه؟ می گویند: این روزها دیگر نمی شود به هیچ مردی اعتماد کرد. می پرسی اعتماد به چی؟ می گویند: اگر یک روز مرا رها کرد چه؟ من طاقتش را ندارم.<br />
<br />
این ترس، اپیدمی زنانه در جامعه ای است که در حال گذار است از سنت به تجدد. زن دنیای قدیم ترسی نداشت چون اولا انتخابی هم نداشت و ثانیا مردش او را رها نمی کرد. شاید مردش می رفت زنان دیگری می ستاند؛ اما طلاق برای او ننگ بود. مدرنیته که آمد، حق انتخاب هم با خودش آورد. حالا یک زن حق دارد انتخاب کند، اما می ترسد.<br />
<br />
این ترس زنانه از رهاشدگی را هم قرنها است دنیای سنتی در ذهن دختران کاشته: وای اگر مردت رهایت کند! فراموش نکنید که در نقاطی از دنیا بعد از مرگ مرد، همسرش را هم در آتش می سوزاندند. اما مگر دنیای سنتی چه نفعی می برد از القا و ترویج این هراس؟<br />
<br />
مراجعی داشتم که شوهرش بارها روابط ورازناشویی آشکار داشت و مدتی هم بود که همسرش را وادار می کرد با زنی که می گفت عقدش کرده، رابطه سه نفره برقرار کنند. زن، افسرده و با افکار خودکشی به من مراجعه کرد و من تلاش کردم در مسیر درمان شخصیت وابسته، به او جرات ورزی و مهارت های حل مساله بیاموزم؛ تا دستکم بتواند نه بگوید. وقتی یک روز بالاخره زن، توانست به شوهرش نه بگوید، آقا به کلینیک مراجعه کرد، عصبانی از من که دارم خانواده شان را از هم می پاشم و  شرایط موجود به نفع همسرش است و با تکرار این جمله که «اینجا ایران است» با تهدید اتاق را ترک کرد.<br />
<br />
القای این ترس از رها شدگی در زن دنیای سنتی، به مرد دنیای سنتی امکان سلطه گری می دهد.<br />
<br />
از زنان و دختران ترسان باید پرسید: چرا شما فقط می ترسید از اینکه رهای تان کنند؟ مگر شما نمی توانید رها کنید؟ آیا مردی که در مقابل شماست نباید بترسد؟ و اصلا به فرض که تمام شد. و مگر چیزی در این دنیا هست که شروع شود و تمام نشود؟ بالاخره که تمام می شود؛ حتی با مرگ. بعد چه می شود؟ مدتی سوگواری می کنید و تمام. مگر نه که زندگی ادامه دارد؟ چرا خود را این همه حقیر می بینید؟<br />
<br />
هفته قبل مراجعی داشتم که وقتی داشت داستانش را برایم تعریف می کرد، اگر دودی بودم، حتما باید سیگاری روشن می کردم. دختری بکارتش در رابطه ای زایل شده بود و آن مرد از سر ترحم آمده بود خواستگاری و با این شرط که مهریه ای نباشد و فلان چیزها را هم به نام من کنی، ازدواج کرده بودند و در تمام این مدت خانواده دختر از سوی شوهر و خانواده اش تحقیر شده بودند و شوهر آشکار می گفت که تنوع طلب است و می گفت تو زیبا نیستی و نمی توانی مرا راضی کنی و من باید با دیگران ارتباط داشته باشم و دختر را بارها کتک می زد و بالاخره هم گفته بود که من اصلا تو را نمی خواهم و جدا شویم؛ و حالا دختر آمده بود پیش من که چه کنم؟ دوستش دارم. نمی توانم جدا شوم.<br />
<br />
توضیح بیشتری لازم است؟<br />
 ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">دکتر محمدرضا رجبی شکیب:</span></span><br />
<br />
مشکل شایعی هست در خانم های جوان؛ اینکه به دنبال برانگیختگی جنسی گرفتار انواع درد، از جمله سردرد یا درد شکم می شوند. عده دیگری هستند که بعد از برانگیختگی یا بعد از تجربه ارگاسم، احساس گناه و نفرت از خود بر سرشان آوار می شود. اغلب آنان از برانگیختگی می ترسند و اجتناب می کنند و سرکوب میل جنسی، مکانیسم دفاعی آنها است برای کاهش اضطراب یا درد. ریشه مشکلات هم اینها، و هم مبتلایان به فوبیای سکس و فوبیای دخول (یا همان واژینسموس)، در ناهشیار است. از کجا بذر این احساس گناه درباره سکس و  یا ترس از آن، در ذهن یک دختر کوچک کاشته شده که در بزرگسالی میوه اش می شود این؟ دقیقا نمی دانیم. اما آشکار است که بخشی از این بازداری ها محصول نظام تربیتی مردسالار در دنیای سنتی ست.<br />
<br />
در دنیای مردسالار، زن ابزار بهره مندی مرد است و حقوقی برابر با مرد ندارد. ختنه دختران از کجا آمده؟ و یا توصیه به تمکین حتی بر جهاز شتر؟ و آیا برای مادربزرگ های ما حقوق جنسی معنا داشته است؟  قواعد دنیای سنتی را مردان نوشته اند و یکی هم همین است که سکس برای زنان موضوعیتی ندارد. پس چه بهتر که از همان کودکی به آلت جنسی دختران بگوییم «عیب» و تصویری دلهره آور یا گناه آلود در ذهن آنان بسازیم از سکس؛ که تا آخر عمر خیالمان راحت باشد.<br />
<br />
مثل همیشه تاکید می کنم اینها هیچ ربطی به تعالیم دینی ندارد. احکام دین، همواره تابع شرایط زمان و مکان بوده و به باور من،  اسلام «نسبت به زمان خود» بسیار هم احکام روشنفکرانه ای دارد که حقوق زنان را پاس داشته. یک مثال: چرا طبق احکام اسلامی وقتی مردی عنین است (یعنی ناتوانی جنسی دارد) خود به خود عقد ازدواج قابل فسخ است؟ نه این است که در سرزمینی که دختران را زنده به گور می کردند، اسلام حقوق جنسی زنان را هم به رسمیت شناخته؟ بگذریم.<br />
<br />
اما در همین زمانه، بسیار هم هستند خانم هایی که از رابطه گریزان اند و وقتی می پرسی چرا؟ می گویند می ترسیم. عده ای از ازدواج هم گریزان اند به دلیل همین ترس. ترس از چه؟ می گویند: این روزها دیگر نمی شود به هیچ مردی اعتماد کرد. می پرسی اعتماد به چی؟ می گویند: اگر یک روز مرا رها کرد چه؟ من طاقتش را ندارم.<br />
<br />
این ترس، اپیدمی زنانه در جامعه ای است که در حال گذار است از سنت به تجدد. زن دنیای قدیم ترسی نداشت چون اولا انتخابی هم نداشت و ثانیا مردش او را رها نمی کرد. شاید مردش می رفت زنان دیگری می ستاند؛ اما طلاق برای او ننگ بود. مدرنیته که آمد، حق انتخاب هم با خودش آورد. حالا یک زن حق دارد انتخاب کند، اما می ترسد.<br />
<br />
این ترس زنانه از رهاشدگی را هم قرنها است دنیای سنتی در ذهن دختران کاشته: وای اگر مردت رهایت کند! فراموش نکنید که در نقاطی از دنیا بعد از مرگ مرد، همسرش را هم در آتش می سوزاندند. اما مگر دنیای سنتی چه نفعی می برد از القا و ترویج این هراس؟<br />
<br />
مراجعی داشتم که شوهرش بارها روابط ورازناشویی آشکار داشت و مدتی هم بود که همسرش را وادار می کرد با زنی که می گفت عقدش کرده، رابطه سه نفره برقرار کنند. زن، افسرده و با افکار خودکشی به من مراجعه کرد و من تلاش کردم در مسیر درمان شخصیت وابسته، به او جرات ورزی و مهارت های حل مساله بیاموزم؛ تا دستکم بتواند نه بگوید. وقتی یک روز بالاخره زن، توانست به شوهرش نه بگوید، آقا به کلینیک مراجعه کرد، عصبانی از من که دارم خانواده شان را از هم می پاشم و  شرایط موجود به نفع همسرش است و با تکرار این جمله که «اینجا ایران است» با تهدید اتاق را ترک کرد.<br />
<br />
القای این ترس از رها شدگی در زن دنیای سنتی، به مرد دنیای سنتی امکان سلطه گری می دهد.<br />
<br />
از زنان و دختران ترسان باید پرسید: چرا شما فقط می ترسید از اینکه رهای تان کنند؟ مگر شما نمی توانید رها کنید؟ آیا مردی که در مقابل شماست نباید بترسد؟ و اصلا به فرض که تمام شد. و مگر چیزی در این دنیا هست که شروع شود و تمام نشود؟ بالاخره که تمام می شود؛ حتی با مرگ. بعد چه می شود؟ مدتی سوگواری می کنید و تمام. مگر نه که زندگی ادامه دارد؟ چرا خود را این همه حقیر می بینید؟<br />
<br />
هفته قبل مراجعی داشتم که وقتی داشت داستانش را برایم تعریف می کرد، اگر دودی بودم، حتما باید سیگاری روشن می کردم. دختری بکارتش در رابطه ای زایل شده بود و آن مرد از سر ترحم آمده بود خواستگاری و با این شرط که مهریه ای نباشد و فلان چیزها را هم به نام من کنی، ازدواج کرده بودند و در تمام این مدت خانواده دختر از سوی شوهر و خانواده اش تحقیر شده بودند و شوهر آشکار می گفت که تنوع طلب است و می گفت تو زیبا نیستی و نمی توانی مرا راضی کنی و من باید با دیگران ارتباط داشته باشم و دختر را بارها کتک می زد و بالاخره هم گفته بود که من اصلا تو را نمی خواهم و جدا شویم؛ و حالا دختر آمده بود پیش من که چه کنم؟ دوستش دارم. نمی توانم جدا شوم.<br />
<br />
توضیح بیشتری لازم است؟<br />
 ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مینیمال‌های زناشویی: قانون پیشرفت]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%84%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%81%D8%AA--2027</link>
			<pubDate>Wed, 07 Mar 2018 16:46:26 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%84%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%81%D8%AA--2027</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">دکتر شکیب:</span></span><br />
<br />
<br />
آدمیزاد هر قدر هم خودش را اشرف مخلوقات بداند، نمی تواند انکار کند که همیشه، از گهواره تا گور، غرایز ناهشیار درون اش، او را به این سو و آن سو می رانند. واقعیت این است: ما هر زمان در مجاورت جنس دیگر (اکراه دارم از به کار بردن واژه جنس مخالف) قرار می گیریم، نیرویی ما را به سمت او می کشد. قطب های مخالف، یکدیگر را جذب می کنند.<br />
ما البته بی اختیار نیستیم که ناگهان بچسبیم. نیروهای مخالفی هم هستند؛ چه در ناهشیار و چه در هشیار. برآیند این نیروهای مثبت و منفی ست که تعیین می کند ما به هم نزدیک می شویم یا نمی شویم.<br />
اما قانون پیشرفت می گوید: هرچه مجاورت طولانی تر می شود، نیروهای مثبت به نیروهای منفی می چربند و عمق رابطه پیشرفت می کند. ما شاید در اولین دیدارها فقط تماس چشمی داشته باشیم اما در دیدارهای بعد، تماس دست هم مطلوب ما می شود. و به همین ترتیب...<br />
اگر قانون پیشرفت را به رسمیت نشناسیم، نمی توانیم خوب مدیریت کنیم. اگر یادمان برود که وقتی با جنس دیگر خلوت می کنیم، در تنهایی، بازداری های ناهشیار کمتر اند؛ و وقتی در دنیای غیر واقعی هستیم، آنجا هم نیروهای منفی کمرنگ تر می شوند؛ و وقتی تماسی را در پایین ترین سطح آغاز کردیم، ناگزیر سطح تماس بالاتر و بالاتر می رود، ممکن است ناگهان چشم باز کنیم و ببینیم عقل و منطق مان مغلوب غرایزمان شده. آن وقت، هیچ کس جز خود ما مسئول هر آسیبی که به ما می رسد، نخواهد بود.<br />
 ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">دکتر شکیب:</span></span><br />
<br />
<br />
آدمیزاد هر قدر هم خودش را اشرف مخلوقات بداند، نمی تواند انکار کند که همیشه، از گهواره تا گور، غرایز ناهشیار درون اش، او را به این سو و آن سو می رانند. واقعیت این است: ما هر زمان در مجاورت جنس دیگر (اکراه دارم از به کار بردن واژه جنس مخالف) قرار می گیریم، نیرویی ما را به سمت او می کشد. قطب های مخالف، یکدیگر را جذب می کنند.<br />
ما البته بی اختیار نیستیم که ناگهان بچسبیم. نیروهای مخالفی هم هستند؛ چه در ناهشیار و چه در هشیار. برآیند این نیروهای مثبت و منفی ست که تعیین می کند ما به هم نزدیک می شویم یا نمی شویم.<br />
اما قانون پیشرفت می گوید: هرچه مجاورت طولانی تر می شود، نیروهای مثبت به نیروهای منفی می چربند و عمق رابطه پیشرفت می کند. ما شاید در اولین دیدارها فقط تماس چشمی داشته باشیم اما در دیدارهای بعد، تماس دست هم مطلوب ما می شود. و به همین ترتیب...<br />
اگر قانون پیشرفت را به رسمیت نشناسیم، نمی توانیم خوب مدیریت کنیم. اگر یادمان برود که وقتی با جنس دیگر خلوت می کنیم، در تنهایی، بازداری های ناهشیار کمتر اند؛ و وقتی در دنیای غیر واقعی هستیم، آنجا هم نیروهای منفی کمرنگ تر می شوند؛ و وقتی تماسی را در پایین ترین سطح آغاز کردیم، ناگزیر سطح تماس بالاتر و بالاتر می رود، ممکن است ناگهان چشم باز کنیم و ببینیم عقل و منطق مان مغلوب غرایزمان شده. آن وقت، هیچ کس جز خود ما مسئول هر آسیبی که به ما می رسد، نخواهد بود.<br />
 ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[دختر یک ساله ام انحراف جنسی پیدا کرده!]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%81-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87--2022</link>
			<pubDate>Wed, 07 Mar 2018 16:36:16 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%81-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87--2022</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;"> پرسش:</span></span> من صاحب دو تا دختر دوقلو هستم که یکیشون یه مدت دچارحساسیت قسمت ناحیه تناسلیش شد و همینکه پوشکش رو باز میکردم شروع میکرد به خاروندن بدنش تا اینکه درمان شد و خوب شد وحالا بعداز گذشت چندماه هنوزم که هنوزه به محض اینکه پوشکش رو میخوام باز کنم تعویضش کنم شروع میکنه با دست به بازی کردن با بدنش... جوری شده که همسرم ناراحت میشه و میگه زود پوشکش کنم... من یکم نگران این موضوع هستم... چون قرارنیست که همیشه پوشکش کنم و این عادت تو سر دخترم تا کی هست؟<br />
<br />
واقعا نمیدونم  باید چه جوری این کارشو ترک بدم اگه امکانش هست مثل همیشه راهنماییم کنین. درضمن دخترم  یک سال و نیمشه... وبعداینکه تازگیا اون یکی قلش هم بعضی اوقات همینکار خواهرش رو تکرار میکنه. نمیدونم اما فکرمیکنم از قل اولیش داره یاد میگیره. به هرحال این موضوع باعث ناراحتیم شده. باید چیکارکنم آقای دکتر؟<br />
 ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;"> پرسش:</span></span> من صاحب دو تا دختر دوقلو هستم که یکیشون یه مدت دچارحساسیت قسمت ناحیه تناسلیش شد و همینکه پوشکش رو باز میکردم شروع میکرد به خاروندن بدنش تا اینکه درمان شد و خوب شد وحالا بعداز گذشت چندماه هنوزم که هنوزه به محض اینکه پوشکش رو میخوام باز کنم تعویضش کنم شروع میکنه با دست به بازی کردن با بدنش... جوری شده که همسرم ناراحت میشه و میگه زود پوشکش کنم... من یکم نگران این موضوع هستم... چون قرارنیست که همیشه پوشکش کنم و این عادت تو سر دخترم تا کی هست؟<br />
<br />
واقعا نمیدونم  باید چه جوری این کارشو ترک بدم اگه امکانش هست مثل همیشه راهنماییم کنین. درضمن دخترم  یک سال و نیمشه... وبعداینکه تازگیا اون یکی قلش هم بعضی اوقات همینکار خواهرش رو تکرار میکنه. نمیدونم اما فکرمیکنم از قل اولیش داره یاد میگیره. به هرحال این موضوع باعث ناراحتیم شده. باید چیکارکنم آقای دکتر؟<br />
 ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[بغض و گریه بعد از سکس؛ چرا؟ چه باید کرد؟]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%D8%A8%D8%BA%D8%B6-%D9%88-%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%DA%A9%D8%B3%D8%9B-%DA%86%D8%B1%D8%A7%D8%9F-%DA%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D8%9F--2009</link>
			<pubDate>Tue, 06 Mar 2018 14:53:28 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%D8%A8%D8%BA%D8%B6-%D9%88-%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%DA%A9%D8%B3%D8%9B-%DA%86%D8%B1%D8%A7%D8%9F-%DA%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D8%9F--2009</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">دکتر محمدرضا رجبی شکیب:</span></span><br />
<br />
بسیاری از خانم ها تجربه اش کرده اند؛ اگرچه «ملال بعد از آمیزش» یا Post Coital Dysphoria یک پدیده مطلقا زنانه نیست و گاهی بعد از آن دقایق لذتبخش و پرشور، ناگهان غمی، معلوم نیست از کجا، حتی بر سر مردان هم آوار می شود. گاهی بغض می ترکد. گاهی چشمها هم خیس می شود.<br />
<br />
اندوه و بغض و گریه؛ و گاهی اضطراب و عصبانیت و پرخاشگری بعد از سکس (PCD) بسیار شایع است. در یکی از جدیدترین مطالعات در استرالیا، حدود نیمی از خانم ها گفتند دستکم یک بار در زندگی شان آن را تجربه کرده اند. اگرچه در همان مطالعه، فقط پنج درصد خانم ها در یک ماه گذشته PCD را تجربه کرده بودند. در مطالعات دیگر، شیوع PCD در خانم ها، بین 7 تا 33 درصد گزارش شده.<br />
<br />
اما چرا؟ این غم یا اضطراب از کجا می آید؟ بسیار کم درباره PCD پژوهش شده و توضیح دقیق و مطمئنی هم درباره آن وجود ندارد؛ اما چون دیگر پدیده های روانی، این اتفاق را هم در مثلث زیستی-روانی-اجتماعی (Bio-Psycho-Social) باید دید.<br />
<br />
اولین توجیه، زیستی است. گفته می شود تغییرات هورمونی ناگهانی بعد از تجربه سکس (با ارگاسم یا بدون آن) مثل آزاد شدن ناگهانی اکسی توسین، می تواند باعث این نوسان ناگهانی خلق باشد. مخصوصا که دقیقا در همان لحظاتی که اکسی توسین (هورمون صمیمیت) در خون آدمیزاد قل قل می کند، رابطه به پایان رسیده و تن ها از هم دور می شود. گروهی می گویند همین تعارض غافلگیرکننده PCD را القا می کند.<br />
<br />
توضیح دیگر، مهار بازداری ها است که آن هم بی ارتباط به نوسان های هورمونی نیست. درطول سکس، سپرها می افتد؛ مهارهای ذهن برداشته می شود و آنچه در لایه های زیرین ذهن است، نمایان می شود. کسانی که هوادار این توضیح اند، می گویند این پدیده در شرایطی ایجاد می شود که فرد در نقطه اوج صمیمیت و گشودگی است. در این از خود بی خودی، در اوج احساس امنیت، رازهای نهان ناهشیار سر می گشایند.<br />
<br />
گروهی دیگر می گویند شاید میان تجربه های تلخ کوذکی و PCD ارتباطی باشد. هرچند تا امروز شواهد محکمی مبنی بر رابطه میان تجربه های آزار جنسی در کودکی و PCD یافت نشده.<br />
<br />
منظر سوم، منظر اجتماعی است؛ آنچه به رابطه میان زن و مرد باز می گردد؛ یا به فرهنگ و اجتماع. زنی که از همسرش زخم خورده و این درد را در ناهشیار سرکوب کرده، ممکن است بعد از هم آغوشی با این فکر که «من چی هستم برای این مرد، بجز ابزار لذت جویی» دچار اندوه و اضطراب شود. همچنانکه اگر در ذهن ناهشیار زنی، از کودکی کاشته باشند که «سکس یعنی بی حیایی»، عجیب نیست که طوفان احساس گناه و شرمندگی برخاسته از اقیانوس ناهشیار، او را از بستر لذت و آرامش بیرون بیندازد.<br />
<br />
با همه این اوصاف، علت هر چه باشد، اولا باید دانست که هیچ فاجعه ای اتفاق نیفتاده و PCD اساسا پدیده خوش خیمی است و اغلب خود به خود می رود پی کارش. توصیه ما این است : مرد یا زنی که مواجه می شود با این پدیده در همسرش، نه بیش از حد دلسوزی کند، نه بی تفاوت رفتار کند، نه بیش از حد کنجکاوی کند، نه مواخذه و ملامت کند. همسرش را در آغوش بگیرد و بگوید: عزیزم چه فکری آمده توی سرت؟ همین یک سوال را بپرسد و اجازه بدهد همسرش آزادانه پاسخ بدهد یا ندهد. ممکن است همسرش در آن لحظه اصلا پاسخی نداشته باشد. بیش از این نباید پرسید. شاید در فرصتی بعد، شبی دیگر، بد نباشد باز موضوع را پیش بکشید و بخواهید درباره اش گفتگو کنید. اما سماجت نکنید.<br />
<br />
اگر PCD مدتی ماند و نرفت، مراجعه کنید به سکس تراپیست.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">دکتر محمدرضا رجبی شکیب:</span></span><br />
<br />
بسیاری از خانم ها تجربه اش کرده اند؛ اگرچه «ملال بعد از آمیزش» یا Post Coital Dysphoria یک پدیده مطلقا زنانه نیست و گاهی بعد از آن دقایق لذتبخش و پرشور، ناگهان غمی، معلوم نیست از کجا، حتی بر سر مردان هم آوار می شود. گاهی بغض می ترکد. گاهی چشمها هم خیس می شود.<br />
<br />
اندوه و بغض و گریه؛ و گاهی اضطراب و عصبانیت و پرخاشگری بعد از سکس (PCD) بسیار شایع است. در یکی از جدیدترین مطالعات در استرالیا، حدود نیمی از خانم ها گفتند دستکم یک بار در زندگی شان آن را تجربه کرده اند. اگرچه در همان مطالعه، فقط پنج درصد خانم ها در یک ماه گذشته PCD را تجربه کرده بودند. در مطالعات دیگر، شیوع PCD در خانم ها، بین 7 تا 33 درصد گزارش شده.<br />
<br />
اما چرا؟ این غم یا اضطراب از کجا می آید؟ بسیار کم درباره PCD پژوهش شده و توضیح دقیق و مطمئنی هم درباره آن وجود ندارد؛ اما چون دیگر پدیده های روانی، این اتفاق را هم در مثلث زیستی-روانی-اجتماعی (Bio-Psycho-Social) باید دید.<br />
<br />
اولین توجیه، زیستی است. گفته می شود تغییرات هورمونی ناگهانی بعد از تجربه سکس (با ارگاسم یا بدون آن) مثل آزاد شدن ناگهانی اکسی توسین، می تواند باعث این نوسان ناگهانی خلق باشد. مخصوصا که دقیقا در همان لحظاتی که اکسی توسین (هورمون صمیمیت) در خون آدمیزاد قل قل می کند، رابطه به پایان رسیده و تن ها از هم دور می شود. گروهی می گویند همین تعارض غافلگیرکننده PCD را القا می کند.<br />
<br />
توضیح دیگر، مهار بازداری ها است که آن هم بی ارتباط به نوسان های هورمونی نیست. درطول سکس، سپرها می افتد؛ مهارهای ذهن برداشته می شود و آنچه در لایه های زیرین ذهن است، نمایان می شود. کسانی که هوادار این توضیح اند، می گویند این پدیده در شرایطی ایجاد می شود که فرد در نقطه اوج صمیمیت و گشودگی است. در این از خود بی خودی، در اوج احساس امنیت، رازهای نهان ناهشیار سر می گشایند.<br />
<br />
گروهی دیگر می گویند شاید میان تجربه های تلخ کوذکی و PCD ارتباطی باشد. هرچند تا امروز شواهد محکمی مبنی بر رابطه میان تجربه های آزار جنسی در کودکی و PCD یافت نشده.<br />
<br />
منظر سوم، منظر اجتماعی است؛ آنچه به رابطه میان زن و مرد باز می گردد؛ یا به فرهنگ و اجتماع. زنی که از همسرش زخم خورده و این درد را در ناهشیار سرکوب کرده، ممکن است بعد از هم آغوشی با این فکر که «من چی هستم برای این مرد، بجز ابزار لذت جویی» دچار اندوه و اضطراب شود. همچنانکه اگر در ذهن ناهشیار زنی، از کودکی کاشته باشند که «سکس یعنی بی حیایی»، عجیب نیست که طوفان احساس گناه و شرمندگی برخاسته از اقیانوس ناهشیار، او را از بستر لذت و آرامش بیرون بیندازد.<br />
<br />
با همه این اوصاف، علت هر چه باشد، اولا باید دانست که هیچ فاجعه ای اتفاق نیفتاده و PCD اساسا پدیده خوش خیمی است و اغلب خود به خود می رود پی کارش. توصیه ما این است : مرد یا زنی که مواجه می شود با این پدیده در همسرش، نه بیش از حد دلسوزی کند، نه بی تفاوت رفتار کند، نه بیش از حد کنجکاوی کند، نه مواخذه و ملامت کند. همسرش را در آغوش بگیرد و بگوید: عزیزم چه فکری آمده توی سرت؟ همین یک سوال را بپرسد و اجازه بدهد همسرش آزادانه پاسخ بدهد یا ندهد. ممکن است همسرش در آن لحظه اصلا پاسخی نداشته باشد. بیش از این نباید پرسید. شاید در فرصتی بعد، شبی دیگر، بد نباشد باز موضوع را پیش بکشید و بخواهید درباره اش گفتگو کنید. اما سماجت نکنید.<br />
<br />
اگر PCD مدتی ماند و نرفت، مراجعه کنید به سکس تراپیست.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[واژینیسموس: بحران جنسی در دوران زناشویی]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%88%D8%A7%DA%98%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85%D9%88%D8%B3-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%88%DB%8C%DB%8C--2006</link>
			<pubDate>Tue, 06 Mar 2018 14:41:52 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%88%D8%A7%DA%98%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85%D9%88%D8%B3-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%88%DB%8C%DB%8C--2006</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">پرسش:</span></span> 8 ساله ازدواج کردم اما هنوز باکره هستم تا حالا موفق به انجام سکس نشدیم. خیلی دکتر رفتیم گفتن مشکلی نیست اما چند ماه پیش دکتر طب سنتی همسرمو معاینه کرد گفت هم آلتش کوتاهه هم خودش ناتوانه.<br />
من واقعا کلافه شدم خیلی صبر کردم شوهرم خیلی براش مهم نیست. نمیدونم چیکار کنم! طلاق بگیرم؟ شوهرم میگه آزاد، بعدش میگه جدا بشه دیوونه میشم. لطفا کمکم کنید...<div style="text-align: center;"><img src="http://upload.talarearoos.ir/picts/01/photo_2017-12-05_13-02-41.jpg" border="0" alt="[تصویر:  photo_2017-12-05_13-02-41.jpg]" /></div><div style="text-align: center;"> </div><div style="text-align: center;"><span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">دکتر شکیب:</span></span> ما در چنین سرزمینی زندگی می کنیم، و چنین نظام سلامتی...</div><div style="text-align: center;"> </div>
<br />
 ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">پرسش:</span></span> 8 ساله ازدواج کردم اما هنوز باکره هستم تا حالا موفق به انجام سکس نشدیم. خیلی دکتر رفتیم گفتن مشکلی نیست اما چند ماه پیش دکتر طب سنتی همسرمو معاینه کرد گفت هم آلتش کوتاهه هم خودش ناتوانه.<br />
من واقعا کلافه شدم خیلی صبر کردم شوهرم خیلی براش مهم نیست. نمیدونم چیکار کنم! طلاق بگیرم؟ شوهرم میگه آزاد، بعدش میگه جدا بشه دیوونه میشم. لطفا کمکم کنید...<div style="text-align: center;"><img src="http://upload.talarearoos.ir/picts/01/photo_2017-12-05_13-02-41.jpg" border="0" alt="[تصویر:  photo_2017-12-05_13-02-41.jpg]" /></div><div style="text-align: center;"> </div><div style="text-align: center;"><span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">دکتر شکیب:</span></span> ما در چنین سرزمینی زندگی می کنیم، و چنین نظام سلامتی...</div><div style="text-align: center;"> </div>
<br />
 ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[گوشی شوهرم پر از فیلم های پـورن است!]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%DA%AF%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D9%87%D8%B1%D9%85-%D9%BE%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D9%80%D9%88%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA--1997</link>
			<pubDate>Sun, 04 Mar 2018 22:44:56 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%DA%AF%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D9%87%D8%B1%D9%85-%D9%BE%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D9%80%D9%88%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA--1997</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">پرسش:</span></span> من جدیدا فهمیدم شوهرم عکس و فیلم پورن نگاه میکنه و تو گوشیش ذخیره میکنه باید چیکار کنم؟خیلی از این موضوع ناراحتم.تقریبا دو ساله ازدواج کردیم و بچه هم نداریم.ممنون میشم راهنماییم کنین.<br />
 ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">پرسش:</span></span> من جدیدا فهمیدم شوهرم عکس و فیلم پورن نگاه میکنه و تو گوشیش ذخیره میکنه باید چیکار کنم؟خیلی از این موضوع ناراحتم.تقریبا دو ساله ازدواج کردیم و بچه هم نداریم.ممنون میشم راهنماییم کنین.<br />
 ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[بی میلی جنسی در مردان؛ چرا؟]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%D8%A8%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%9B-%DA%86%D8%B1%D8%A7%D8%9F--1996</link>
			<pubDate>Sun, 04 Mar 2018 22:43:18 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%D8%A8%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%9B-%DA%86%D8%B1%D8%A7%D8%9F--1996</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">دکتر شکیب:</span></span><br />
<br />
به عنوان یک قانون سرانگشتی، کاهش میل جنسی در مردی که قبلا میل جنسی خوبی داشته را می شود به یکی از این سه علت نسبت داد:<br />
<br />
اول: کاهش تستوسترون<br />
به صورت تیپیک، در مردی حدودا 40-50 ساله یا بیشتر، که به تدریج دچار کاهش میل جنسی شده، می تواند اولین تشخیص افت تستوسترون باشد. تستوسترون ایجاد کننده میل جنسی است، هم در مردان و هم در زنان؛ و با بالا رفتن سن به طور طبیعی افت می کند و گاهی این افت باعث تاثیری دراماتیک در میل جنسی می شود. اگر تشخیص این باشد، گاهی تجویز تستوسترون که قبلا به صورت تزریقی تجویز می شد و در حال حاضر فرم خوراکی و پچ پوستی آن هم در دسترس است، می تواند کمک کننده باشد. همچنین به فرد توصیه می کنیم به فعالیت های تستوسترون ساز بپردازد: ورزش و کاهش وزن، خواب کافی و...<br />
<br />
دوم: داروها<br />
اغلب داروهای روان پزشکی و بسیاری از داروهای دیگر باعث کاهش میل جنسی می شوند. اگر دارویی چنین عارضه ای ایجاد کند، باید با پزشک تجویزکننده مشورت و در صورت امکان داروی دیگری را جایگزین کرد. معمولا با قطع مصرف دارو، میل جنسی باز می گردد؛ اما گاهی هم این اتفاق نمی افتد که آن وقت باید مسایل روانی را دخیل دانست.<br />
<br />
سوم: مسایل روانی<br />
اضطراب، میل و توانایی جنسی را کم می کند. اضطراب می تواند مثلا به علت یک ورشکستگی، یا اخراج از کار باشد؛ یا به خاطر تعارض های زناشویی؛ یا به خاطر اختلال عملکرد یکی از زوجین در خود رابطه جنسی، یا هر علت دیگر. درمانگر باید ریشه روانی مساله را تشخیص بدهد و آن را درمان کند. برای همین، یک سکس تراپیست (کامش درمانگر) خوب، بهتر است روان شناس و زوج درمانگر خوبی هم باشد.<br />
<br />
دقت کنید که داروهای مکمل و تقویت کننده جنسی، در هیچ حالتی نقش محوری در درمان ندارند. همچنین ویاگرا و هم خانواده هایش هم روی میل جنسی به صورت مستقیم اثری ندارند و تنها نعوظ را بهتر می کنند.<br />
 ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">دکتر شکیب:</span></span><br />
<br />
به عنوان یک قانون سرانگشتی، کاهش میل جنسی در مردی که قبلا میل جنسی خوبی داشته را می شود به یکی از این سه علت نسبت داد:<br />
<br />
اول: کاهش تستوسترون<br />
به صورت تیپیک، در مردی حدودا 40-50 ساله یا بیشتر، که به تدریج دچار کاهش میل جنسی شده، می تواند اولین تشخیص افت تستوسترون باشد. تستوسترون ایجاد کننده میل جنسی است، هم در مردان و هم در زنان؛ و با بالا رفتن سن به طور طبیعی افت می کند و گاهی این افت باعث تاثیری دراماتیک در میل جنسی می شود. اگر تشخیص این باشد، گاهی تجویز تستوسترون که قبلا به صورت تزریقی تجویز می شد و در حال حاضر فرم خوراکی و پچ پوستی آن هم در دسترس است، می تواند کمک کننده باشد. همچنین به فرد توصیه می کنیم به فعالیت های تستوسترون ساز بپردازد: ورزش و کاهش وزن، خواب کافی و...<br />
<br />
دوم: داروها<br />
اغلب داروهای روان پزشکی و بسیاری از داروهای دیگر باعث کاهش میل جنسی می شوند. اگر دارویی چنین عارضه ای ایجاد کند، باید با پزشک تجویزکننده مشورت و در صورت امکان داروی دیگری را جایگزین کرد. معمولا با قطع مصرف دارو، میل جنسی باز می گردد؛ اما گاهی هم این اتفاق نمی افتد که آن وقت باید مسایل روانی را دخیل دانست.<br />
<br />
سوم: مسایل روانی<br />
اضطراب، میل و توانایی جنسی را کم می کند. اضطراب می تواند مثلا به علت یک ورشکستگی، یا اخراج از کار باشد؛ یا به خاطر تعارض های زناشویی؛ یا به خاطر اختلال عملکرد یکی از زوجین در خود رابطه جنسی، یا هر علت دیگر. درمانگر باید ریشه روانی مساله را تشخیص بدهد و آن را درمان کند. برای همین، یک سکس تراپیست (کامش درمانگر) خوب، بهتر است روان شناس و زوج درمانگر خوبی هم باشد.<br />
<br />
دقت کنید که داروهای مکمل و تقویت کننده جنسی، در هیچ حالتی نقش محوری در درمان ندارند. همچنین ویاگرا و هم خانواده هایش هم روی میل جنسی به صورت مستقیم اثری ندارند و تنها نعوظ را بهتر می کنند.<br />
 ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[گوشی پسرم پر از پـورن است! چگونه رفتار کنم؟]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%DA%AF%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D9%BE%D8%B3%D8%B1%D9%85-%D9%BE%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D9%80%D9%88%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D9%85%D8%9F--1989</link>
			<pubDate>Sun, 04 Mar 2018 22:14:12 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%DA%AF%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D9%BE%D8%B3%D8%B1%D9%85-%D9%BE%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D9%80%D9%88%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D9%85%D8%9F--1989</guid>
			<description><![CDATA[ پرسش: به تازگی با مساله ای رو به رو شدم که نمی دونم آن را مشکل بنامم یا نه؟ مادری صاحب دو فرزند دختر ۲۰ و پسر ۱۷ ساله هستم. حدود ده روز پیش و به طور اتفاقی متوجه شدم پسرم فیلم های پورن نگاه می کند. بعد از مشورت با پدرش و با توجه به دوران حساسی که پسرم می گذراند فکر کردیم شاید دیدن این نوع فیلم ها از روی کنجکاوی و هر از گاهی باشد. بنابراین تصمیم گرفتیم نادیده بگیریم. امروز مجددا متوجه شدم که فیلم های جدیدی دانلود و در گوشی نگهداری می کند. به تاریخ دانلودها که دقت کردم متوجه شدم تقریبا هر شب یک فیلم دانلود و طبعا نگاه کرده است. فراوانی و تکرار تماشای هر روزه آنها مرا نگران کرده است که مبادا تاثیر مخربی بر ذهن و روان او وارد شود. لذا بهترین کار را مشورت با شما دیدم تا مبادا برخورد اشتباه انجام دهم و به جای نتیجه خوب و مطلوب، به عکس، نتیجه مخرب تری حاصل شود. لطفا راهنمایی بفرمایید تا  چگونه رفتار کنم؟<br />
 ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[ پرسش: به تازگی با مساله ای رو به رو شدم که نمی دونم آن را مشکل بنامم یا نه؟ مادری صاحب دو فرزند دختر ۲۰ و پسر ۱۷ ساله هستم. حدود ده روز پیش و به طور اتفاقی متوجه شدم پسرم فیلم های پورن نگاه می کند. بعد از مشورت با پدرش و با توجه به دوران حساسی که پسرم می گذراند فکر کردیم شاید دیدن این نوع فیلم ها از روی کنجکاوی و هر از گاهی باشد. بنابراین تصمیم گرفتیم نادیده بگیریم. امروز مجددا متوجه شدم که فیلم های جدیدی دانلود و در گوشی نگهداری می کند. به تاریخ دانلودها که دقت کردم متوجه شدم تقریبا هر شب یک فیلم دانلود و طبعا نگاه کرده است. فراوانی و تکرار تماشای هر روزه آنها مرا نگران کرده است که مبادا تاثیر مخربی بر ذهن و روان او وارد شود. لذا بهترین کار را مشورت با شما دیدم تا مبادا برخورد اشتباه انجام دهم و به جای نتیجه خوب و مطلوب، به عکس، نتیجه مخرب تری حاصل شود. لطفا راهنمایی بفرمایید تا  چگونه رفتار کنم؟<br />
 ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[پرسش سحر: «گوشی پسرم پر از پـورن است»]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4-%D8%B3%D8%AD%D8%B1-%C2%AB%DA%AF%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D9%BE%D8%B3%D8%B1%D9%85-%D9%BE%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D9%80%D9%88%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%C2%BB--1988</link>
			<pubDate>Sun, 04 Mar 2018 22:10:31 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4-%D8%B3%D8%AD%D8%B1-%C2%AB%DA%AF%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D9%BE%D8%B3%D8%B1%D9%85-%D9%BE%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D9%80%D9%88%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%C2%BB--1988</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">سحر، یکی از همراهان کانال دکتر شکیب نوشته است:</span><br />
<br />
در مورد مطلب امروز با یکی از دوستان مشاورم مشورتی کردم و پاسخشون برام جالب بود. لطفا نظرتون رو‌ بفرمایید. دوستم نوشته:<br />
<br />
درسته که کنجکاوی در گوشی و... مورد تایید نیست، ولی  بنظرم  خوبه که اصل مسئله پاسخ داده بشه: نگرانی والدین و دیگه آسیب زا بودن فیلمهای پورنو.<br />
<br />
چون اکثر افرادی که فیلمهای پورنو دیده اند اظهار کردند که بعد از دیدن اون فیلمها با تصویر سازی و علاقمندی به تجربه ی آنچه که دیده اند مواجه شدند و این فقط به ارتباط دو نفره ی جنس دیگر ختم نشده بلکه سکس گروهی، همجنس بازی، ارتباط با نزدیکان و اعضای خانواده و....<br />
<br />
یکی دوبار ممکنه جنبه ی کنجکاوی داشته باشه و جزء رفتار نشه و سرزنش هم راه حلش نیست. خود ارضایی هم در نوجوانان ممکنه به دلیل شرایط طبیعی بدن حتی بدون دیدن فیلم پورنو اتفاق بیفته و اگه زیاد نباشه طبیعیه و والدین نباید تو این مقوله دخالت کنند زیرا خود احساس شرم و گناه و بالا رفتن اضطراب احتمال بروز خود ارضایی رو بیشتر می کنه. زمینه های وسواس هم موثره.<br />
<br />
اما بررسی علت علاقه مندی نوجوانان  به دیدن فیلمهای پورنو نشون میده که  معمولا اعتماد بنفس کمی دارند.<br />
<br />
گروه دوستان با «نیازهای فیزیولوژیک بالا » هم در این گرایش ها موثرند.<br />
در خانواده که به توانایی ها و استعدادها بی توجهی میشه و بچه ها برنامه ی خاص ورزشی هنری علمی تفریحی (که ذهن و جسم پسران رو تقویت می کند) ندارند، تنهایی، رها کردن در دوره ی کودکی نزد افراد بزرگسال فامیل یا دوست و همسایه، سیستم ارتباطی ناسالم در خانواده، قهر و جدایی والدین و احساس ارزشمندی پایین و نداشتن عزت نفس و.... در این گرایش موثر است.<br />
<br />
پیشنهاد: والدین اگه به تشخیص (سبب شناسی) درستی در مورد علت این گرایش برسند می تونند از تبدیل حس کنجکاوی به بیماری اعتیاد به فیلمهای پورنو و آسیب فردی و اجتماعی فرزندان پیشگیری کنند. توضیح علمی و طبیعی  مسائل خوبه. مطالعه ی کتاب باید جزء لذتهای خانواده ها شود.<br />
<br />
تابو و مخفی (انکار) کردن روابط طبیعی زن و شوهر  باعث میشه  که اطلاعات غیر علمی و مخرب دریافت کنند.<br />
<br />
بچه هایی که عزت نفس بالایی دارند و احساس ارزشمندی می کنند به دیدن این فیلمها و داشتن تجربه ی جنسی در این سن، احساس نیاز نمی کنند  و در صورت دیدن  اتفاقی، در گیر جدی این مسائل نمی شوند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">سحر، یکی از همراهان کانال دکتر شکیب نوشته است:</span><br />
<br />
در مورد مطلب امروز با یکی از دوستان مشاورم مشورتی کردم و پاسخشون برام جالب بود. لطفا نظرتون رو‌ بفرمایید. دوستم نوشته:<br />
<br />
درسته که کنجکاوی در گوشی و... مورد تایید نیست، ولی  بنظرم  خوبه که اصل مسئله پاسخ داده بشه: نگرانی والدین و دیگه آسیب زا بودن فیلمهای پورنو.<br />
<br />
چون اکثر افرادی که فیلمهای پورنو دیده اند اظهار کردند که بعد از دیدن اون فیلمها با تصویر سازی و علاقمندی به تجربه ی آنچه که دیده اند مواجه شدند و این فقط به ارتباط دو نفره ی جنس دیگر ختم نشده بلکه سکس گروهی، همجنس بازی، ارتباط با نزدیکان و اعضای خانواده و....<br />
<br />
یکی دوبار ممکنه جنبه ی کنجکاوی داشته باشه و جزء رفتار نشه و سرزنش هم راه حلش نیست. خود ارضایی هم در نوجوانان ممکنه به دلیل شرایط طبیعی بدن حتی بدون دیدن فیلم پورنو اتفاق بیفته و اگه زیاد نباشه طبیعیه و والدین نباید تو این مقوله دخالت کنند زیرا خود احساس شرم و گناه و بالا رفتن اضطراب احتمال بروز خود ارضایی رو بیشتر می کنه. زمینه های وسواس هم موثره.<br />
<br />
اما بررسی علت علاقه مندی نوجوانان  به دیدن فیلمهای پورنو نشون میده که  معمولا اعتماد بنفس کمی دارند.<br />
<br />
گروه دوستان با «نیازهای فیزیولوژیک بالا » هم در این گرایش ها موثرند.<br />
در خانواده که به توانایی ها و استعدادها بی توجهی میشه و بچه ها برنامه ی خاص ورزشی هنری علمی تفریحی (که ذهن و جسم پسران رو تقویت می کند) ندارند، تنهایی، رها کردن در دوره ی کودکی نزد افراد بزرگسال فامیل یا دوست و همسایه، سیستم ارتباطی ناسالم در خانواده، قهر و جدایی والدین و احساس ارزشمندی پایین و نداشتن عزت نفس و.... در این گرایش موثر است.<br />
<br />
پیشنهاد: والدین اگه به تشخیص (سبب شناسی) درستی در مورد علت این گرایش برسند می تونند از تبدیل حس کنجکاوی به بیماری اعتیاد به فیلمهای پورنو و آسیب فردی و اجتماعی فرزندان پیشگیری کنند. توضیح علمی و طبیعی  مسائل خوبه. مطالعه ی کتاب باید جزء لذتهای خانواده ها شود.<br />
<br />
تابو و مخفی (انکار) کردن روابط طبیعی زن و شوهر  باعث میشه  که اطلاعات غیر علمی و مخرب دریافت کنند.<br />
<br />
بچه هایی که عزت نفس بالایی دارند و احساس ارزشمندی می کنند به دیدن این فیلمها و داشتن تجربه ی جنسی در این سن، احساس نیاز نمی کنند  و در صورت دیدن  اتفاقی، در گیر جدی این مسائل نمی شوند.]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>