<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[تالار گفتمان عروس - روان‌شناسی و دوران زناشویی]]></title>
		<link>https://forum.talarearoos.ir/</link>
		<description><![CDATA[تالار گفتمان عروس - https://forum.talarearoos.ir]]></description>
		<pubDate>Fri, 17 Apr 2026 08:33:32 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[اهمیت رابطه جنسی در زندگی زناشویی]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%88%DB%8C%DB%8C--2814</link>
			<pubDate>Wed, 10 Apr 2019 15:57:13 +0430</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%88%DB%8C%DB%8C--2814</guid>
			<description><![CDATA[به غیر از بچه دار شدن، وجود رابطه جنسی به دلایل زیادی در هر رابطه ای ضرورت دارد. رابطه جنسی در میزان صمیمیت، منافع فکری، جسمی، احساسی و اجتماعی تاثیر مثبت دارد. شناختن این مزایا باعث می شود زوجین بدانند که رابطه جنسی نه تنها به سلامت کلی خودشان کمک می کند، بلکه در برقراری رابطه عاشقانه نیز موثر است. این را بدانید که رابطه جنسی دارای فواید بسیاری برای شخص می باشد. در این مقاله به اهمیت رابطه جنسی در زندگی زناشویی پرداخته ایم.<br />
<br />
اهمیت رابطه جنسی در زندگی زناشوییاز لحاظ جسمی، زندگی جنسی فعال می تواند منافع بسیاری را شامل می شود:<br />
<br />
<span style="font-size: medium;">ظاهر جوان:</span><br />
مطالعات نشان می دهد که فعالیت جنسی از سوختن کالری و چربی جلوگیری می کند، اما همچنین می تواند افراد را به زندگی عمومی سالم تر نزدیک کند.<br />
<br />
<span style="font-size: medium;">حفظ سلامت بدن:</span><br />
طبق محققان دانشگاه ویلکس در پنسیلوانیا، افرادی که مقاربت داشتند مرتبا سطح بالاتری از آنتی بادی به نام ایمونوگلوبولین A (IgA) را یافتند، که وظیفه آن مبارزه با بیماری و حفظ سلامت بدن از سرماخوردگی و آنفولانزا بود.<br />
<br />
<span style="font-size: medium;">خواب راحت:</span><br />
رابطه جنسی به ما کمک می کند راحت تر بخوابیم و از طریق خواب بهتر، جنس یک سیستم ایمنی قوی تر ایجاد می کند. اکسی توسین در زمان ارگاسم آزاد شده و موجب خواب راحت تری برای هر دو فرد می شود. <br />
<br />
<span style="font-size: medium;">کاهش مشکلات قلبی:</span><br />
اکسی توسین آزاد شده در زمان ارگاسم به مغز می رود و باعث کاهش مشکلات قلبی در زنان و مردان می شود.<br />
<br />
<span style="font-size: medium;">کاهش درد:</span><br />
طبق مطالعه انجام شده در Clinic Headache دانشگاه ایلینوی جنوبی، رابطه جنسی می تواند به کنترل درد کمک کند. این مطالعه نشان داد که نیمی از مبتلایان به میگرن زن پس از ارگاسم کاهش درد را گزارش داده اند . بسیاری از انواع درد دیگر نیز با رابطه جنسی کاهش یافته اند.<br />
<br />
<span style="font-size: medium;">فواید دیگر:</span><br />
یک زن، با داشتن رابطه جنسی مکرر دوره های سبک تر پریودی را پشت سر خواهد گذاشت. رابطه جنسی می تواند سریعتر خون را به بافت برساند. رابطه جنسی فشار خون را کاهش می دهد و کنترل مثانه را افزایش می دهد، که برای زنان پس از زایمان مهم است. ارگاسم با کاهش سرطان پروستات برای مردان و محافظت در برابر اندومتریوز برای زنان ارتباط دارد.<br />
<br />
<span style="font-size: medium;">افزایش اعتماد به نفس:</span><br />
هنگامی که شما و شریک زندیگتان رابطه جنسی عالی داشته باشید، اعتماد به نفس شما افزایش می یابد. به گفته ساندرو گاردوس، متخصص روانپزشکی، "هنگامی که همه چیز به خوبی در رختخواب پیش برود، احساس می کنید در سایر نقاط زندگی خود بیشتر اعتماد به نفس و قدرتمندی داشته باشید"، در نتیجه ما جسورتر و غیرقابل انکار در زندگی می باشیم. این اعتماد به نفس ما را افزایش می دهد.<br />
<br />
<span style="font-size: medium;">سلامت عاطفی:</span><br />
رابطه جنسی برای سلامتی عاطفی فرد مناسب است. رضایت جنسی با کیفیت کلی زندگی مرتبط است. افزایش رابطه جنسی باعث افزایش رفاه و رضایت شما می شود. لورا برمن، Ph.D.، استادیار بالینی OB-GYN و روانپزشکی دانشکده پزشکی Feinberg در دانشگاه Northwestern می گوید: ارگاسم می تواند استرس را به دلیل اندورفین هایی که منتشر می شوند را کاهش دهد؛ این هورمون ها مراکز لذت را در مغز فعال می کنند که احساسات صمیمیت و آرامش را ایجاد می کنند.علاوه بر این تمام زوج های متاهل تأکید کردند که برای داشتن یک رابطه متعهدانه و صمیمی داشتن رابطه جنسی بسیار مهم است.<br />
<br />
در ادامه به اهمیت آن از دید دیگر پرداخته ایم.<br />
<br />
 امکان ندارد با کسی رابطه داشته باشی و آن رابطه سالم، ماندگار و عاشقانه باشد، اما هیچ گونه جاذبه جنسی بین شما دو نفر وجود نداشته باشد. دسته کم برای خود من و هر کس دیگری که میخواهد رابطه ی جنسی را بخشی از زندگی خود به شمار آورد چنین است.چرا که وجود همین رابطه جنسی است که بین رابطه ای صمیمی و رابطه ای تنها دوستانه تمایز ایجاد میکند. چنان چه زن و مردی سالخورده به قصد ازدواج یکدیگر را ملاقات کنند، ممکن است علاقه زیادی به رابطه جنسی نداشته باشند چرا که آنان اساس رابطه شان را بیشتر برداشتن مناسبات دوستانه با یکدیگر پایه ریزی می کنند. این نوع رابطه است که آنان را خوش حال و راضی میکند، اما هیچ دلیل قاطعی نیز وجود ندارد که کسانی که 70 تا 80 سال دارند نمی توانند از رابطه جنسی رضایت بخش لذت ببرند. بنابر این در این جا هرگز دوست ندارم از این مثال استفاده کنم. به علاوه از 70 ساله ها نیستند که درباره عشق بدون رابطه جنسی از من سوال می کنند. بلکه مردان و زنان 20، 30، 40 ساله این را می پرسند.<br />
<br />
منبع:<br />
<a href="https://nikhamrah.com" rel="nofollow" target="_blank">https://nikhamrah.com</a><br />
 <br />
<br />
 ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[به غیر از بچه دار شدن، وجود رابطه جنسی به دلایل زیادی در هر رابطه ای ضرورت دارد. رابطه جنسی در میزان صمیمیت، منافع فکری، جسمی، احساسی و اجتماعی تاثیر مثبت دارد. شناختن این مزایا باعث می شود زوجین بدانند که رابطه جنسی نه تنها به سلامت کلی خودشان کمک می کند، بلکه در برقراری رابطه عاشقانه نیز موثر است. این را بدانید که رابطه جنسی دارای فواید بسیاری برای شخص می باشد. در این مقاله به اهمیت رابطه جنسی در زندگی زناشویی پرداخته ایم.<br />
<br />
اهمیت رابطه جنسی در زندگی زناشوییاز لحاظ جسمی، زندگی جنسی فعال می تواند منافع بسیاری را شامل می شود:<br />
<br />
<span style="font-size: medium;">ظاهر جوان:</span><br />
مطالعات نشان می دهد که فعالیت جنسی از سوختن کالری و چربی جلوگیری می کند، اما همچنین می تواند افراد را به زندگی عمومی سالم تر نزدیک کند.<br />
<br />
<span style="font-size: medium;">حفظ سلامت بدن:</span><br />
طبق محققان دانشگاه ویلکس در پنسیلوانیا، افرادی که مقاربت داشتند مرتبا سطح بالاتری از آنتی بادی به نام ایمونوگلوبولین A (IgA) را یافتند، که وظیفه آن مبارزه با بیماری و حفظ سلامت بدن از سرماخوردگی و آنفولانزا بود.<br />
<br />
<span style="font-size: medium;">خواب راحت:</span><br />
رابطه جنسی به ما کمک می کند راحت تر بخوابیم و از طریق خواب بهتر، جنس یک سیستم ایمنی قوی تر ایجاد می کند. اکسی توسین در زمان ارگاسم آزاد شده و موجب خواب راحت تری برای هر دو فرد می شود. <br />
<br />
<span style="font-size: medium;">کاهش مشکلات قلبی:</span><br />
اکسی توسین آزاد شده در زمان ارگاسم به مغز می رود و باعث کاهش مشکلات قلبی در زنان و مردان می شود.<br />
<br />
<span style="font-size: medium;">کاهش درد:</span><br />
طبق مطالعه انجام شده در Clinic Headache دانشگاه ایلینوی جنوبی، رابطه جنسی می تواند به کنترل درد کمک کند. این مطالعه نشان داد که نیمی از مبتلایان به میگرن زن پس از ارگاسم کاهش درد را گزارش داده اند . بسیاری از انواع درد دیگر نیز با رابطه جنسی کاهش یافته اند.<br />
<br />
<span style="font-size: medium;">فواید دیگر:</span><br />
یک زن، با داشتن رابطه جنسی مکرر دوره های سبک تر پریودی را پشت سر خواهد گذاشت. رابطه جنسی می تواند سریعتر خون را به بافت برساند. رابطه جنسی فشار خون را کاهش می دهد و کنترل مثانه را افزایش می دهد، که برای زنان پس از زایمان مهم است. ارگاسم با کاهش سرطان پروستات برای مردان و محافظت در برابر اندومتریوز برای زنان ارتباط دارد.<br />
<br />
<span style="font-size: medium;">افزایش اعتماد به نفس:</span><br />
هنگامی که شما و شریک زندیگتان رابطه جنسی عالی داشته باشید، اعتماد به نفس شما افزایش می یابد. به گفته ساندرو گاردوس، متخصص روانپزشکی، "هنگامی که همه چیز به خوبی در رختخواب پیش برود، احساس می کنید در سایر نقاط زندگی خود بیشتر اعتماد به نفس و قدرتمندی داشته باشید"، در نتیجه ما جسورتر و غیرقابل انکار در زندگی می باشیم. این اعتماد به نفس ما را افزایش می دهد.<br />
<br />
<span style="font-size: medium;">سلامت عاطفی:</span><br />
رابطه جنسی برای سلامتی عاطفی فرد مناسب است. رضایت جنسی با کیفیت کلی زندگی مرتبط است. افزایش رابطه جنسی باعث افزایش رفاه و رضایت شما می شود. لورا برمن، Ph.D.، استادیار بالینی OB-GYN و روانپزشکی دانشکده پزشکی Feinberg در دانشگاه Northwestern می گوید: ارگاسم می تواند استرس را به دلیل اندورفین هایی که منتشر می شوند را کاهش دهد؛ این هورمون ها مراکز لذت را در مغز فعال می کنند که احساسات صمیمیت و آرامش را ایجاد می کنند.علاوه بر این تمام زوج های متاهل تأکید کردند که برای داشتن یک رابطه متعهدانه و صمیمی داشتن رابطه جنسی بسیار مهم است.<br />
<br />
در ادامه به اهمیت آن از دید دیگر پرداخته ایم.<br />
<br />
 امکان ندارد با کسی رابطه داشته باشی و آن رابطه سالم، ماندگار و عاشقانه باشد، اما هیچ گونه جاذبه جنسی بین شما دو نفر وجود نداشته باشد. دسته کم برای خود من و هر کس دیگری که میخواهد رابطه ی جنسی را بخشی از زندگی خود به شمار آورد چنین است.چرا که وجود همین رابطه جنسی است که بین رابطه ای صمیمی و رابطه ای تنها دوستانه تمایز ایجاد میکند. چنان چه زن و مردی سالخورده به قصد ازدواج یکدیگر را ملاقات کنند، ممکن است علاقه زیادی به رابطه جنسی نداشته باشند چرا که آنان اساس رابطه شان را بیشتر برداشتن مناسبات دوستانه با یکدیگر پایه ریزی می کنند. این نوع رابطه است که آنان را خوش حال و راضی میکند، اما هیچ دلیل قاطعی نیز وجود ندارد که کسانی که 70 تا 80 سال دارند نمی توانند از رابطه جنسی رضایت بخش لذت ببرند. بنابر این در این جا هرگز دوست ندارم از این مثال استفاده کنم. به علاوه از 70 ساله ها نیستند که درباره عشق بدون رابطه جنسی از من سوال می کنند. بلکه مردان و زنان 20، 30، 40 ساله این را می پرسند.<br />
<br />
منبع:<br />
<a href="https://nikhamrah.com" rel="nofollow" target="_blank">https://nikhamrah.com</a><br />
 <br />
<br />
 ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[چرا طلاق رکورد شکست؟]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B7%D9%84%D8%A7%D9%82-%D8%B1%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%9F--2388</link>
			<pubDate>Tue, 24 Jul 2018 17:05:52 +0430</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B7%D9%84%D8%A7%D9%82-%D8%B1%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%9F--2388</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">دکتر محمدرضا رجبی شکیب:</span></span><br />
<br />
سازمان ثبت احوال، آمار ازدواج و طلاق سال ۱۳۹۶ را منتشر کرده: ۶۰۹ هزار ازدواج و  ۱۷۵ هزار طلاق. یعنی نسبت طلاق‌ها به ازدواج‌های ثبت‌شده پارسال به ۲۹ درصد رسیده که بالاترین آمار موجود از سال ۱۳۴۴ است.<br />
<br />
چرا؟ هرکس پاسخی می دهد. عده ای که سالها نگران تهاجم فرهنگی بودند و می گفتند مقصر ماهواره و اینترنت است، حالا بند کرده اند به تلگرام. عده ای عمیق تر نگاه می کنند و ریشه های اقتصادی ماجرا را می بینند. عده ای مهم ترین دلیل طلاق را مشکلات جنسی عنوان می کنند و عده ای هم تفسیرهای آخرالزمانی خودشان را دارند.<br />
<br />
طلاق، حاصل نارضایتی است. آدمها ازدواج می کنند که حالشان خوب تر شود. وقتی نمی شود، ناراضی می شوند. نارضایتی زناشویی اما حاصل دو چیز است: انتخاب غلط و رفتار غلط.<br />
<br />
وقتی «فله ای» ازدواج های دانشجویی را ترویج کردند، وقتی شعار ازدواج زود و آسان دادند، وقتی هنوز هم جرات ندارند باور کنند ازدواج، تنها راه پاسخگویی به نیازهای جنسی نمی تواند باشد، وقتی هنوز جوانان را برای ازدواج تحت فشار می گذارند، انتخاب غلط، بیشتر و بیشتر می شود.<br />
<br />
مراجعی داشتم، دختری ۲۷ ساله و دانشجوی فوق لیسانس مهندسی در تهران، که پدر و مادرش، دلسوزانه (!) او را دو هفته بعد از خواستگاری، برای عقد با پسری مغازه دار در شهر خودشان تحت فشار گذاشته بودند، با این استدلال که «گاهی آدم باید بین بد و بدتر انتخاب کند!»<br />
<br />
تا وقتی ازدواج بد، بد است و ازدواج نکردن، بدتر، افزایش آمار طلاق عجیب نیست.<br />
<br />
عامل دوم، رفتار غلط، خودش حکایت مثنوی هفتاد من کاغذ است. از نظام تربیتی  خانواده ایرانی که خروجی اش اغلب موجوداتی منفعل-پرخاشگرند (و مگر  والدین آنچنان، جز فرزندانی این چنین تربیت می کنند؟) تا نظام آموزشی ناکارآمدی که از ابتدایی ترین آموزش های جنسی می ترسد اما افتخار می کند ذهن دانش آموزان را پر کند از محفوظات بی مصرف؛ تا نظام رسانه ای رسمی که اگر در آن بخواهی چیزی را آموزش بدهی که مشکلی را از زوجی حل کند، از نهادهای بیشمار نظارتی تذکر می گیری.<br />
<br />
همه و همه دست به دست داده اند تا دختران و پسران غلط ازدواج کنند، و چون کسی به آنها یاد نداده چطور سازگار شوند، غلط رفتار کنند، و حاصل این غلط اندر غلط چه می تواند باشد جز ناکامی و نارضایتی؟<br />
<br />
جالب است که با همان استدلال «بد و بدتر» عده ای معتقدند این زوج های ناراضی را باید به هر قیمت زیر یک سقف نگه داشت. طلاق قبیح است و عرش خدا را می لرزاند. پس بسوزید و بمیرید و خیانت کنید، اما جدا نشوید. مهم نیست که در این بازی باخت-باخت، جامعه ای افسرده و پر عقده شکل می گیرد. مهم نیست بچه هایی که از پدر و مادری درمانده و ناخشنود الگو می گیرند، در بزرگسالی همان نقش ها را بازی می کنند و نسل به نسل، غلط ها منتقل می شود. اینها مهم نیست. مهم چیست واقعا؟<br />
<br />
مهم این است که تلگرام را فیلتر کنیم و پیام رسان تولید داخل را حمایت کنیم.<br />
<br />
 ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">دکتر محمدرضا رجبی شکیب:</span></span><br />
<br />
سازمان ثبت احوال، آمار ازدواج و طلاق سال ۱۳۹۶ را منتشر کرده: ۶۰۹ هزار ازدواج و  ۱۷۵ هزار طلاق. یعنی نسبت طلاق‌ها به ازدواج‌های ثبت‌شده پارسال به ۲۹ درصد رسیده که بالاترین آمار موجود از سال ۱۳۴۴ است.<br />
<br />
چرا؟ هرکس پاسخی می دهد. عده ای که سالها نگران تهاجم فرهنگی بودند و می گفتند مقصر ماهواره و اینترنت است، حالا بند کرده اند به تلگرام. عده ای عمیق تر نگاه می کنند و ریشه های اقتصادی ماجرا را می بینند. عده ای مهم ترین دلیل طلاق را مشکلات جنسی عنوان می کنند و عده ای هم تفسیرهای آخرالزمانی خودشان را دارند.<br />
<br />
طلاق، حاصل نارضایتی است. آدمها ازدواج می کنند که حالشان خوب تر شود. وقتی نمی شود، ناراضی می شوند. نارضایتی زناشویی اما حاصل دو چیز است: انتخاب غلط و رفتار غلط.<br />
<br />
وقتی «فله ای» ازدواج های دانشجویی را ترویج کردند، وقتی شعار ازدواج زود و آسان دادند، وقتی هنوز هم جرات ندارند باور کنند ازدواج، تنها راه پاسخگویی به نیازهای جنسی نمی تواند باشد، وقتی هنوز جوانان را برای ازدواج تحت فشار می گذارند، انتخاب غلط، بیشتر و بیشتر می شود.<br />
<br />
مراجعی داشتم، دختری ۲۷ ساله و دانشجوی فوق لیسانس مهندسی در تهران، که پدر و مادرش، دلسوزانه (!) او را دو هفته بعد از خواستگاری، برای عقد با پسری مغازه دار در شهر خودشان تحت فشار گذاشته بودند، با این استدلال که «گاهی آدم باید بین بد و بدتر انتخاب کند!»<br />
<br />
تا وقتی ازدواج بد، بد است و ازدواج نکردن، بدتر، افزایش آمار طلاق عجیب نیست.<br />
<br />
عامل دوم، رفتار غلط، خودش حکایت مثنوی هفتاد من کاغذ است. از نظام تربیتی  خانواده ایرانی که خروجی اش اغلب موجوداتی منفعل-پرخاشگرند (و مگر  والدین آنچنان، جز فرزندانی این چنین تربیت می کنند؟) تا نظام آموزشی ناکارآمدی که از ابتدایی ترین آموزش های جنسی می ترسد اما افتخار می کند ذهن دانش آموزان را پر کند از محفوظات بی مصرف؛ تا نظام رسانه ای رسمی که اگر در آن بخواهی چیزی را آموزش بدهی که مشکلی را از زوجی حل کند، از نهادهای بیشمار نظارتی تذکر می گیری.<br />
<br />
همه و همه دست به دست داده اند تا دختران و پسران غلط ازدواج کنند، و چون کسی به آنها یاد نداده چطور سازگار شوند، غلط رفتار کنند، و حاصل این غلط اندر غلط چه می تواند باشد جز ناکامی و نارضایتی؟<br />
<br />
جالب است که با همان استدلال «بد و بدتر» عده ای معتقدند این زوج های ناراضی را باید به هر قیمت زیر یک سقف نگه داشت. طلاق قبیح است و عرش خدا را می لرزاند. پس بسوزید و بمیرید و خیانت کنید، اما جدا نشوید. مهم نیست که در این بازی باخت-باخت، جامعه ای افسرده و پر عقده شکل می گیرد. مهم نیست بچه هایی که از پدر و مادری درمانده و ناخشنود الگو می گیرند، در بزرگسالی همان نقش ها را بازی می کنند و نسل به نسل، غلط ها منتقل می شود. اینها مهم نیست. مهم چیست واقعا؟<br />
<br />
مهم این است که تلگرام را فیلتر کنیم و پیام رسان تولید داخل را حمایت کنیم.<br />
<br />
 ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[خیانت را به رویش نیاورم چه کنم؟]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B4-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%85-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D9%86%D9%85%D8%9F--2387</link>
			<pubDate>Tue, 24 Jul 2018 17:04:50 +0430</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B4-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%85-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D9%86%D9%85%D8%9F--2387</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">دکتر محمدرضا رجبی شکیب:</span></span><br />
<br />
بعد از انتشار پست قبلی، خیلی ها پرسیدند: پس چه کنیم؟ برخورد درست وقتی با پیمان شکنی همسر رو به رو می شویم چیست؟<br />
<br />
«عزیزم به روی خودت نیاور مگر بخواهی زندگی را ترک کنی» برخوردی است در اوج انفعال و پرخاشگری.<br />
<br />
فرهنگ ما، فرهنگ انفعال-پرخاشگری است و جز این هم به ما یاد نداده اند. پس اغلب خانم ها در چنین موقعیتی، یا در هم فرو می ریزند و افسرده می شوند (انفعال)، یا جنجال می کنند و گیس کشی و آبروریزی (پرخاشگری) و یا همه اینها را با هم انجام می دهند.<br />
<br />
عده ای هم مقابله به مثل پیشه می کنند و بازی ای که در آن حس باخت دارند را تبدیل می کنند به بازی دو سر باخت. اشتباه روی اشتباه.<br />
<br />
در مواجهه با پیمان شکنی، اولین گام، عبور از طوفان است و بازگشت آرامش. بار عاطفی سنگین این داستان را با دارو یا مشاوره با همسر آسیب دیده سبک می کنیم. وقتی آدمها توانستند این قدر هشیار و مسلط به خود شوند که کاری نکنند اوضاع از این بدتر شود، می رویم به مراحل بعد.<br />
<br />
معمولا برای پیمان شکنی، بدون مداخله زوج درمانی، نمی شود پیش آگهی خوبی قائل بود. اینکه روی همدیگر را ببوسیم و قول بدهیم بچه های خوبی باشیم، مشکل را حل نمی کند. این سو یاری زخم خورده است و نیازمند مرهم، و رابطه ای بیمار که نیازمند درمان است، و آن سو هم، یاری که اگرچه زخم زده، اما کسی نمی داند با چه انگیزه ای و با چه دغدغه هایی. او هم به کمک نیاز دارد.<br />
<br />
در فرایند درمان، کمک می کنیم جراحت یار زخم خورده ترمیم شود و یار زخم زده جبران کند و اعتماد بازسازی شود تا فرایند بخشش اتفاق بیفتد. گام بعد این است که یار مجروح، مسئولیت اش را در ایجاد این جراحت بپذیرد.<br />
<br />
پیمان شکنی گونه های مختلف دارد و سطوح مختلف، و همان طور که گاهی همسری «توهم» خیانت همسرش را دارد، گاهی هم نمی شود گفت همسر خیانت دیده لزوما سهیم است در خطایی که رخ داده. اما خیلی وقتها، همان کسی که صدایش به ناله بلند است، با رفتارش از مدتها قبل، فرش قرمز را برای مهمان ناخوانده پهن کرده بوده.<br />
<br />
در فرایند درمان، به زوج ها یاد می دهیم که خطا، خطاست اما بیشتر ازخطا نیست. فاجعه نیست. آسمان به زمین نیامده. زندگی مشترک به خط پایان نرسیده. این اتفاق ممکن است برای همه و هر زمانی رخ بدهد و هیچ کس هم بری از خطا نیست.<br />
<br />
در فرایند درمان، می بینیم چه اتفاقی افتاده که همسری نتوانسته متعهد باقی بماند. البته که متعهد بودن راحت نیست. اما لابد مرد یا زنی که ازدواج کرده، در خودش دیده که مغلوب وسوسه هایش نشود. اگر شد، می بینیم چه اتفاقی افتاده و چقدر از این اتفاق، سهم همسر خیانت دیده است.<br />
<br />
در فرایند درمان، زوج ها می پذیرند ازدواج قراردادی است که در پیش فرض آن، طرفین متعهد شده اند به «انحصار» در روابط. وقتی یک نفر پیمان می شکند، یعنی به تعهدش در قرارداد عمل نکرده. آیا همیشه و در هر قراردادی، وقتی یکی از طرفین به تعهدش عمل نکند، قرارداد را فسخ می کنند؟ یا اول بررسی می کنند ببینند مشکل چیست؟<br />
<br />
البته که فسخ قرارداد همیشه ممکن است، حتی بدون اتفاقی مثل پیمان شکنی. وقتی یک نفر دیگر نمی خواهد در قرارداد بماند، کسی به زور نمی تواند نگهش دارد. همان طور که خیانت، فاجعه نیست، طلاق هم فاجعه نیست. و مگر اتفاقی که روزانه میلیون ها بار در سراسر دنیا می افتاد را می شود فاجعه نامید؟<br />
<br />
فاجعه سازی، این تحریف شناختی رایج را اگر خنثی کنیم، درباره شرایط ادامه قرارداد، یا فسخ آن، در اتاق مشاوره، نه در دفتر وکیل و نه در جلسات خانوادگی، می توان با عقل سلیم تصمیم گرفت.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">دکتر محمدرضا رجبی شکیب:</span></span><br />
<br />
بعد از انتشار پست قبلی، خیلی ها پرسیدند: پس چه کنیم؟ برخورد درست وقتی با پیمان شکنی همسر رو به رو می شویم چیست؟<br />
<br />
«عزیزم به روی خودت نیاور مگر بخواهی زندگی را ترک کنی» برخوردی است در اوج انفعال و پرخاشگری.<br />
<br />
فرهنگ ما، فرهنگ انفعال-پرخاشگری است و جز این هم به ما یاد نداده اند. پس اغلب خانم ها در چنین موقعیتی، یا در هم فرو می ریزند و افسرده می شوند (انفعال)، یا جنجال می کنند و گیس کشی و آبروریزی (پرخاشگری) و یا همه اینها را با هم انجام می دهند.<br />
<br />
عده ای هم مقابله به مثل پیشه می کنند و بازی ای که در آن حس باخت دارند را تبدیل می کنند به بازی دو سر باخت. اشتباه روی اشتباه.<br />
<br />
در مواجهه با پیمان شکنی، اولین گام، عبور از طوفان است و بازگشت آرامش. بار عاطفی سنگین این داستان را با دارو یا مشاوره با همسر آسیب دیده سبک می کنیم. وقتی آدمها توانستند این قدر هشیار و مسلط به خود شوند که کاری نکنند اوضاع از این بدتر شود، می رویم به مراحل بعد.<br />
<br />
معمولا برای پیمان شکنی، بدون مداخله زوج درمانی، نمی شود پیش آگهی خوبی قائل بود. اینکه روی همدیگر را ببوسیم و قول بدهیم بچه های خوبی باشیم، مشکل را حل نمی کند. این سو یاری زخم خورده است و نیازمند مرهم، و رابطه ای بیمار که نیازمند درمان است، و آن سو هم، یاری که اگرچه زخم زده، اما کسی نمی داند با چه انگیزه ای و با چه دغدغه هایی. او هم به کمک نیاز دارد.<br />
<br />
در فرایند درمان، کمک می کنیم جراحت یار زخم خورده ترمیم شود و یار زخم زده جبران کند و اعتماد بازسازی شود تا فرایند بخشش اتفاق بیفتد. گام بعد این است که یار مجروح، مسئولیت اش را در ایجاد این جراحت بپذیرد.<br />
<br />
پیمان شکنی گونه های مختلف دارد و سطوح مختلف، و همان طور که گاهی همسری «توهم» خیانت همسرش را دارد، گاهی هم نمی شود گفت همسر خیانت دیده لزوما سهیم است در خطایی که رخ داده. اما خیلی وقتها، همان کسی که صدایش به ناله بلند است، با رفتارش از مدتها قبل، فرش قرمز را برای مهمان ناخوانده پهن کرده بوده.<br />
<br />
در فرایند درمان، به زوج ها یاد می دهیم که خطا، خطاست اما بیشتر ازخطا نیست. فاجعه نیست. آسمان به زمین نیامده. زندگی مشترک به خط پایان نرسیده. این اتفاق ممکن است برای همه و هر زمانی رخ بدهد و هیچ کس هم بری از خطا نیست.<br />
<br />
در فرایند درمان، می بینیم چه اتفاقی افتاده که همسری نتوانسته متعهد باقی بماند. البته که متعهد بودن راحت نیست. اما لابد مرد یا زنی که ازدواج کرده، در خودش دیده که مغلوب وسوسه هایش نشود. اگر شد، می بینیم چه اتفاقی افتاده و چقدر از این اتفاق، سهم همسر خیانت دیده است.<br />
<br />
در فرایند درمان، زوج ها می پذیرند ازدواج قراردادی است که در پیش فرض آن، طرفین متعهد شده اند به «انحصار» در روابط. وقتی یک نفر پیمان می شکند، یعنی به تعهدش در قرارداد عمل نکرده. آیا همیشه و در هر قراردادی، وقتی یکی از طرفین به تعهدش عمل نکند، قرارداد را فسخ می کنند؟ یا اول بررسی می کنند ببینند مشکل چیست؟<br />
<br />
البته که فسخ قرارداد همیشه ممکن است، حتی بدون اتفاقی مثل پیمان شکنی. وقتی یک نفر دیگر نمی خواهد در قرارداد بماند، کسی به زور نمی تواند نگهش دارد. همان طور که خیانت، فاجعه نیست، طلاق هم فاجعه نیست. و مگر اتفاقی که روزانه میلیون ها بار در سراسر دنیا می افتاد را می شود فاجعه نامید؟<br />
<br />
فاجعه سازی، این تحریف شناختی رایج را اگر خنثی کنیم، درباره شرایط ادامه قرارداد، یا فسخ آن، در اتاق مشاوره، نه در دفتر وکیل و نه در جلسات خانوادگی، می توان با عقل سلیم تصمیم گرفت.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[پرسش: مگر می شود خیانت را بخشید؟!]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4-%D9%85%DA%AF%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D8%9F--2386</link>
			<pubDate>Tue, 24 Jul 2018 17:02:20 +0430</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4-%D9%85%DA%AF%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D8%9F--2386</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">پرسش:</span></span> سلام اقای دکتر. من مدتیه عضو کانالتون هستم و بعضا مطالبتون رو دنبال میکنم و استفاده میکنم. ممنون از کانال پربارتون. البته بعضی وقتهام باهاتون هم عقیده نیستم، اما درباره این پست آخرتون به هیچ وجه نتونستم درکش کنم.<br />
<br />
نمیدونم شاید من اشتباه و متحجرانه فکر میکنم ولی هیچ وقت نمیتونم کسی رو که خیانت رو در زندگی زناشویی قابل بخشش قلمداد میکنه درک کنم. حتی اگر اون فرد یک زوج درمانگر باشه.<br />
<br />
مشکل من با پست شما اینه که شما به ازدواج به چشم یک قرارداد مالی نگاه میکنید و مدعی هستید اگر طرفین نتونستن به تعهداتشون پایبند باشن لزومی بر فسخ قرارداد نیست و میشه مشکل رو ریشه یابی کرد. شما واقعا آسیبی رو که از طریق این عدم پایبندی به طرف دیگه قرارداد وارد میشه با یک قرارداد مالی یکی میدونید؟<br />
<br />
نمیدونم چرا افراد کارشناسی مثل شما به هر قیمتی میخوان بگن هیچ چیز به خودی خود نباید رابطه رو از بین ببره و همه چیز قابل جبرانه. واقعا به نظرتون حتی اگه این رابطه رو بخوای ادامه بدی میشه کسی که خیانت کرده رو بخشید؟ میشه دوباره بهش اعتماد کرد؟ با این حس که هر آن دوباره ممکنه این خیانت ازش سر بزنه چکار میشه کرد؟<br />
<br />
واقعا راحت نیست جناب دکتر. ببخشید ولی من تلاش برای بخشیدن خیانت رو فقققط یک شعار میدونم. من خودم مرد هستم ولی صحبت هایی که کردم مربوط به هردوطرفه و به نظر من خیانت زن با مرد هیچ فرقی تو رابطه نداره. هرچند متاسفانه تو جامعه ما خیانت مرد مقداری عادی تر جلوه داده میشه.<br />
<br />
 ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">پرسش:</span></span> سلام اقای دکتر. من مدتیه عضو کانالتون هستم و بعضا مطالبتون رو دنبال میکنم و استفاده میکنم. ممنون از کانال پربارتون. البته بعضی وقتهام باهاتون هم عقیده نیستم، اما درباره این پست آخرتون به هیچ وجه نتونستم درکش کنم.<br />
<br />
نمیدونم شاید من اشتباه و متحجرانه فکر میکنم ولی هیچ وقت نمیتونم کسی رو که خیانت رو در زندگی زناشویی قابل بخشش قلمداد میکنه درک کنم. حتی اگر اون فرد یک زوج درمانگر باشه.<br />
<br />
مشکل من با پست شما اینه که شما به ازدواج به چشم یک قرارداد مالی نگاه میکنید و مدعی هستید اگر طرفین نتونستن به تعهداتشون پایبند باشن لزومی بر فسخ قرارداد نیست و میشه مشکل رو ریشه یابی کرد. شما واقعا آسیبی رو که از طریق این عدم پایبندی به طرف دیگه قرارداد وارد میشه با یک قرارداد مالی یکی میدونید؟<br />
<br />
نمیدونم چرا افراد کارشناسی مثل شما به هر قیمتی میخوان بگن هیچ چیز به خودی خود نباید رابطه رو از بین ببره و همه چیز قابل جبرانه. واقعا به نظرتون حتی اگه این رابطه رو بخوای ادامه بدی میشه کسی که خیانت کرده رو بخشید؟ میشه دوباره بهش اعتماد کرد؟ با این حس که هر آن دوباره ممکنه این خیانت ازش سر بزنه چکار میشه کرد؟<br />
<br />
واقعا راحت نیست جناب دکتر. ببخشید ولی من تلاش برای بخشیدن خیانت رو فقققط یک شعار میدونم. من خودم مرد هستم ولی صحبت هایی که کردم مربوط به هردوطرفه و به نظر من خیانت زن با مرد هیچ فرقی تو رابطه نداره. هرچند متاسفانه تو جامعه ما خیانت مرد مقداری عادی تر جلوه داده میشه.<br />
<br />
 ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط موقع سـکس می گوید «دوستت دارم»]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%81%D9%82%D8%B7-%D9%85%D9%88%D9%82%D8%B9-%D8%B3%D9%80%DA%A9%D8%B3-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF-%C2%AB%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85%C2%BB--2379</link>
			<pubDate>Tue, 24 Jul 2018 16:38:31 +0430</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%81%D9%82%D8%B7-%D9%85%D9%88%D9%82%D8%B9-%D8%B3%D9%80%DA%A9%D8%B3-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF-%C2%AB%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85%C2%BB--2379</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">پرسش:</span></span> آقای دکتر یه سوال دارم. میخوام بدونم ابراز علاقه مرد در حین سکس واقعیه یا نه؟ آیا به خاطر اون حالت سرخوشانه ای که بهش دست میده حرفایی رو به زبون میاره؟ اگه مرد کلا در حالت عادی ابراز علاقه نداره ولی در حین سکس انجام میده، میشه باورش کرد؟<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">پاسخ دکتر شکیب: </span></span><br />
<br />
آیا هر زمان، در سکس یا غیر آن، کسی بگوید «دوستت دارم» شما باور می کنید؟ این اولین نکته است. خیلی وقتها آدمها این جمله را به زبان می آورند، اما حقیقتی در پس آن نیست. ضمن اینکه آن حقیقت هم، نسبی است. «دوستت دارم»  دقیقا یعنی چه؟ چقدر؟ چطور؟ مجنون هم به لیلی می گفت «دوستت دارم» و شما هم ممکن است به همکاری که جوک بامزه ای برایتان تعریف کرده، در حال قهقهه زدن بگویید «دوستت دارم».<br />
<br />
معنای دوست داشتن چیست؟ همه این مفاهیم ممکن است در دو کلمه «دوستت دارم» خلاصه شود:<br />
<br />
- عشق: به معنای رمانتیک آن، شیدایی و اضطراب و افسردگی را به تناوب در خود دارد، و بیشتر ناهشیار است. در هنگام ابتلا به عارضه عشق، تغییرات نوروترانسمیتری در مغز ما، جوری است که شهوت هم در بافت آن تنیده شده، مگر اینکه سرکوب شود.<br />
<br />
- صمیمیت: به تعبیر عوامانه تر، رفاقت، شامل دو قطب پذیرندگی و تقابل است و به تعبیر ساده، احساس امنیت در ابراز خود واقعی؛ و بیشتر هشیار است.<br />
<br />
- دلبستگی: ریشه دارد در تجربه های نوزادی کودکی ما، و مخصوصا رابطه با مادر، و حتی احتمالا ژن های ما، سبک و سیاق آن را تعیین می کند. این هم بیشتر، ناهشیار است. وابستگی، نوع پاتولوژیک آن است.<br />
<br />
- شهوت: میل و خواهش جنسی هم، گاهی در همان قالب «دوستت دارم» بروز می کند. در این معنا، «دوستت دارم» همان «میخواهمت» است.<br />
<br />
برای خیلی ها، مفاهیم بالا در هم و برهم است و جای همدیگر استفاده می شود. پس بیان یک جمله، تعیین کننده نیست. رفتارها اما، نشان می دهند:<br />
<br />
- وقتی کسی ذهنش مشغول شماست، کنار شما سرخوش است، و اگر دور شوید مضطرب می شود، اگر رهایش کنید افسرده می شود، جز شما کسی را نمی بیند و میل جنسی زیادی هم به شما دارد، یعنی عاشق شماست.<br />
<br />
- وقتی با کسی آن قدر راحتید که همه حرف های دلتان را می توانید به او بگویید و او هم همین طور، و خیالتان راحت است که از او آسیبی نمی بینید و راحتید، آن قدر که می توانید خود خودتان باشید، با او صمیمی هستید.<br />
<br />
- وقتی کسی هست که به هر قیمتی می خواهد کنار شما بماند، حتی وقتی رنج می کشد و آزار می بیند؛ وقتی حتی کنار شما آرامش هم ندارد، اما نمی تواند از شما دست بکشد، یعنی به شما وابسته است.<br />
<br />
- وقتی کسی حرف مشترکی با شما ندارد، علاقه ای هم به وقت گذرانی با شما ندارد، مگر اینکه در رختخواب شما را ملاقات کند، این میل جنسی است، نه صمیمیت یا عشق. عیبی هم ندارد، اگر شما هم لذت می برید. مشکل وقتی درست می شود که شما فکر می کنید عشق است، اما واقعا نیست.<br />
<br />
نکته آخر هم اینکه وضعیت رابطه ها ممکن است در هر زمانی تغییر کند، از یک حالت به حالتی دیگر. ممکن است با شهوت شروع شود، اما به وابستگی، صمیمیت،  یا حتی عشق برسد؛ یا برعکس. در هرحال اما، فقط به «دوستت دارم» حساس نباشید. رفتار، مهم تر است تا گفتار.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">پرسش:</span></span> آقای دکتر یه سوال دارم. میخوام بدونم ابراز علاقه مرد در حین سکس واقعیه یا نه؟ آیا به خاطر اون حالت سرخوشانه ای که بهش دست میده حرفایی رو به زبون میاره؟ اگه مرد کلا در حالت عادی ابراز علاقه نداره ولی در حین سکس انجام میده، میشه باورش کرد؟<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">پاسخ دکتر شکیب: </span></span><br />
<br />
آیا هر زمان، در سکس یا غیر آن، کسی بگوید «دوستت دارم» شما باور می کنید؟ این اولین نکته است. خیلی وقتها آدمها این جمله را به زبان می آورند، اما حقیقتی در پس آن نیست. ضمن اینکه آن حقیقت هم، نسبی است. «دوستت دارم»  دقیقا یعنی چه؟ چقدر؟ چطور؟ مجنون هم به لیلی می گفت «دوستت دارم» و شما هم ممکن است به همکاری که جوک بامزه ای برایتان تعریف کرده، در حال قهقهه زدن بگویید «دوستت دارم».<br />
<br />
معنای دوست داشتن چیست؟ همه این مفاهیم ممکن است در دو کلمه «دوستت دارم» خلاصه شود:<br />
<br />
- عشق: به معنای رمانتیک آن، شیدایی و اضطراب و افسردگی را به تناوب در خود دارد، و بیشتر ناهشیار است. در هنگام ابتلا به عارضه عشق، تغییرات نوروترانسمیتری در مغز ما، جوری است که شهوت هم در بافت آن تنیده شده، مگر اینکه سرکوب شود.<br />
<br />
- صمیمیت: به تعبیر عوامانه تر، رفاقت، شامل دو قطب پذیرندگی و تقابل است و به تعبیر ساده، احساس امنیت در ابراز خود واقعی؛ و بیشتر هشیار است.<br />
<br />
- دلبستگی: ریشه دارد در تجربه های نوزادی کودکی ما، و مخصوصا رابطه با مادر، و حتی احتمالا ژن های ما، سبک و سیاق آن را تعیین می کند. این هم بیشتر، ناهشیار است. وابستگی، نوع پاتولوژیک آن است.<br />
<br />
- شهوت: میل و خواهش جنسی هم، گاهی در همان قالب «دوستت دارم» بروز می کند. در این معنا، «دوستت دارم» همان «میخواهمت» است.<br />
<br />
برای خیلی ها، مفاهیم بالا در هم و برهم است و جای همدیگر استفاده می شود. پس بیان یک جمله، تعیین کننده نیست. رفتارها اما، نشان می دهند:<br />
<br />
- وقتی کسی ذهنش مشغول شماست، کنار شما سرخوش است، و اگر دور شوید مضطرب می شود، اگر رهایش کنید افسرده می شود، جز شما کسی را نمی بیند و میل جنسی زیادی هم به شما دارد، یعنی عاشق شماست.<br />
<br />
- وقتی با کسی آن قدر راحتید که همه حرف های دلتان را می توانید به او بگویید و او هم همین طور، و خیالتان راحت است که از او آسیبی نمی بینید و راحتید، آن قدر که می توانید خود خودتان باشید، با او صمیمی هستید.<br />
<br />
- وقتی کسی هست که به هر قیمتی می خواهد کنار شما بماند، حتی وقتی رنج می کشد و آزار می بیند؛ وقتی حتی کنار شما آرامش هم ندارد، اما نمی تواند از شما دست بکشد، یعنی به شما وابسته است.<br />
<br />
- وقتی کسی حرف مشترکی با شما ندارد، علاقه ای هم به وقت گذرانی با شما ندارد، مگر اینکه در رختخواب شما را ملاقات کند، این میل جنسی است، نه صمیمیت یا عشق. عیبی هم ندارد، اگر شما هم لذت می برید. مشکل وقتی درست می شود که شما فکر می کنید عشق است، اما واقعا نیست.<br />
<br />
نکته آخر هم اینکه وضعیت رابطه ها ممکن است در هر زمانی تغییر کند، از یک حالت به حالتی دیگر. ممکن است با شهوت شروع شود، اما به وابستگی، صمیمیت،  یا حتی عشق برسد؛ یا برعکس. در هرحال اما، فقط به «دوستت دارم» حساس نباشید. رفتار، مهم تر است تا گفتار.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[باورهای غلط: پوزیشن سـکس و حاملگی خارج رحم!]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%D9%84%D8%B7-%D9%BE%D9%88%D8%B2%D9%8A%D8%B4%D9%86-%D8%B3%D9%80%D9%83%D8%B3-%D9%88-%D8%AD%D8%A7%D9%85%D9%84%DA%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC-%D8%B1%D8%AD%D9%85--2098</link>
			<pubDate>Sun, 18 Mar 2018 15:29:18 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%D9%84%D8%B7-%D9%BE%D9%88%D8%B2%D9%8A%D8%B4%D9%86-%D8%B3%D9%80%D9%83%D8%B3-%D9%88-%D8%AD%D8%A7%D9%85%D9%84%DA%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC-%D8%B1%D8%AD%D9%85--2098</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">پرسش: </span></span>من ٣٠ سالمه و ٦ ساله ازدواج کردم. یه موضوعى همیشه منو تو سکس نگران میکنه که شاید سؤال خیلى هاى دیگه هم باشه. ممنون میشم اگه جوابمو بدید.<br />
یه استادى داشتیم در زمان دانشجویى که بهمون میگفت پوزیشن سکس تو باردارى مخصوصاً باردارى خارج از رحم تاثیر میذاره. مثل سکس تو پوزیشنِ خوابیده به پهلو. میگفت تو این حالت اسپرم بخاطر پوزیشن، به سمت لوله فالوپ و تخمدان میره و امکان داره باردارى خارج از رحم اتفاق بیفته که خیلى خطرناکه.<br />
میگفت تو این حالت جنین تو لوله فالوپ رشد میکنه و سر یک ماه معمولاً اگه دیر بجنبید باعث از دست دادن تخمدانتون یا حتى مرگ میشه. میگفت از علائمش درد وحشتناک تو رحم یا تخمدان تو ماه اول دوم بارداری همراه با خونریزیه که فکر میکنید براى قاعدگیه. گفت خودشم یه تخمدانشو سر این موضوع از دست داده.<br />
من همیشه وقتى تو قاعدگى درد دارم نگرانم میشم.<br />
ممنون میشم اگه یه توضیح مختصر درباره حاملگى خارج از رحم، تاثیر پوزیشن تو این اتفاق، احتمال ترکیدن و از دست دادن تخمدان و علائمش بدید.<br />
و اینکه اساساً چقد درد طبیعیه؟ از کجا بدونیم خونریزى براى قاعدگیه یا باردارى خارج از رحم؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">پرسش: </span></span>من ٣٠ سالمه و ٦ ساله ازدواج کردم. یه موضوعى همیشه منو تو سکس نگران میکنه که شاید سؤال خیلى هاى دیگه هم باشه. ممنون میشم اگه جوابمو بدید.<br />
یه استادى داشتیم در زمان دانشجویى که بهمون میگفت پوزیشن سکس تو باردارى مخصوصاً باردارى خارج از رحم تاثیر میذاره. مثل سکس تو پوزیشنِ خوابیده به پهلو. میگفت تو این حالت اسپرم بخاطر پوزیشن، به سمت لوله فالوپ و تخمدان میره و امکان داره باردارى خارج از رحم اتفاق بیفته که خیلى خطرناکه.<br />
میگفت تو این حالت جنین تو لوله فالوپ رشد میکنه و سر یک ماه معمولاً اگه دیر بجنبید باعث از دست دادن تخمدانتون یا حتى مرگ میشه. میگفت از علائمش درد وحشتناک تو رحم یا تخمدان تو ماه اول دوم بارداری همراه با خونریزیه که فکر میکنید براى قاعدگیه. گفت خودشم یه تخمدانشو سر این موضوع از دست داده.<br />
من همیشه وقتى تو قاعدگى درد دارم نگرانم میشم.<br />
ممنون میشم اگه یه توضیح مختصر درباره حاملگى خارج از رحم، تاثیر پوزیشن تو این اتفاق، احتمال ترکیدن و از دست دادن تخمدان و علائمش بدید.<br />
و اینکه اساساً چقد درد طبیعیه؟ از کجا بدونیم خونریزى براى قاعدگیه یا باردارى خارج از رحم؟]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[در دوران بارداری، چه کنم تا نیاز جنسی همسرم را برطرف کنم؟!]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D9%86%D9%85-%D8%AA%D8%A7-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B7%D8%B1%D9%81-%DA%A9%D9%86%D9%85%D8%9F--2094</link>
			<pubDate>Sun, 18 Mar 2018 15:16:28 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D9%86%D9%85-%D8%AA%D8%A7-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B7%D8%B1%D9%81-%DA%A9%D9%86%D9%85%D8%9F--2094</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">پرسش:</span></span> من 23 سالمه و همسرم 10 سال از من بزرگتره. الان باردار هستم و تا یه هفته دیگه زایمان میکنم. از وقتی حامله شدم شوهرم در رابطه جنسی سرد شده. به طوری که از همون اوایل بارداری هر دفعه خودم پیش قدم شدم تا اینکه توی 5 ماهگی به علت زایمان زودرس دکترم گفت که دیگه نباید نزدیکی داشته باشم تا آخر بارداری. ولی خودم خیلی سختم بود که شوهرم نتونه نیازشو برطرف کنه که با این حال بازم خودم چند باری پیش قدم شدم و نیازشو برطرف کردم در صورتیکه که اون اصلا هیچی نمیگفت. تا اینکه دیدم توی گوشیش فیلم های پورن داره درصورتی که قبلا هیچوقت ندیده بودم این فیلم ها رو داشته باشه.<br />
<br />
چند دفعه پاک کردم دوباره دیدم هست تا اینکه بعد از مدتی بهش گفتم چرا این فیلمها رو داری؟ و در مورد عوارض این فیلم ها که خودتون مطلب گذاشته بودین بهش گفتم و مطالبتون رو خوند و گفت راست میگی. و کمی هم دلخور شد که من فهمیدم این فیلم هارو داره. اونم گفت همینجوری توی گروه اومده خود به خود دانلود شده. بعد هم از گروهش لفت داد. دوباره بعد از مدتی که گوشیش رو نگاه کردم دیدم توی گالری فیلم ها رو پاک میکنه ولی توی مدیریت فایل هستن. دوباره هم چیزی نگفتم ولی فیلم ها رو از مدیریت فایل پاک کردم ولی اصلا به روی خودم نیاوردم. چند تا گروه هم داشت که این فیلم ها رو میفرستادن. اون گروه ها رو هم حذف کردم. تقریبا 2 الی 3 هفته ای ندیدم فیلم داشته باشه.دیگه هم به گوشیش نگاه نکرده بودم. تا اینکه امروز که گوشیش رو جا گذاشته بود دیدم برنامه مدیریت فایل نداره فهمیدم مخفی کرده. وقتی پیداش کردم دیدم دوباره نزدیک به 20 تا فیلم داره. خیلی نا راحت شدم و گریه کردم.آخه من تو دوران بارداریم خیلی مریض شدم و اذیت شدم به همین خاطر هم 4 ماه آخر بارداریم خونه مامانم هستم و شوهرم هم رفت و آمد میکنه.<br />
<br />
من همش درباره نیاز جنسیش ازش میپرسم و میگم بیا یه روز بریم خونه و تنها باشیم. ولی اون قبول نمیکنه و میگه من اصلا یادم هم نیست از بس مشغله کاری دارم و طوری نیست که رابطه نداریم. چند دفعه هم به خونه خودم رفتم که اگه میخواد رابطه داشته باشیم ولی هر دفعه پیش قدم شدم گفت خسته هستم. واقعا هم خسته بود. من هر وقت تنها شدیم بهش ابراز احساسات میکنم در صورتی که اون اصلا نه ابراز احساسات میکنه نه درباره نیاز جنسی صحبت میکنه. خیلی وقت ها هم شده که من بهش میگم دلم گرفته و میخوام نوازشم کنی ولی میگه بلد نیستم و با شوخی جوابم میده. حتی توی مدت بارداریم یه دفعه هم نشده بگه بدنت رو ببینم. و این موضوع خیلی منو اذیت میکنه و ناراحتم. فکر میکنم شاید نیازشو از جای دیگه تامین میکنه که با من در این مورد اصلا صحبت نمیکنه.<br />
<br />
آقای دکتر چه جوری با این موضوع برخورد کنم؟ چه جوری بهش بگم؟ آخه خیلی اذیت میشم...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">پرسش:</span></span> من 23 سالمه و همسرم 10 سال از من بزرگتره. الان باردار هستم و تا یه هفته دیگه زایمان میکنم. از وقتی حامله شدم شوهرم در رابطه جنسی سرد شده. به طوری که از همون اوایل بارداری هر دفعه خودم پیش قدم شدم تا اینکه توی 5 ماهگی به علت زایمان زودرس دکترم گفت که دیگه نباید نزدیکی داشته باشم تا آخر بارداری. ولی خودم خیلی سختم بود که شوهرم نتونه نیازشو برطرف کنه که با این حال بازم خودم چند باری پیش قدم شدم و نیازشو برطرف کردم در صورتیکه که اون اصلا هیچی نمیگفت. تا اینکه دیدم توی گوشیش فیلم های پورن داره درصورتی که قبلا هیچوقت ندیده بودم این فیلم ها رو داشته باشه.<br />
<br />
چند دفعه پاک کردم دوباره دیدم هست تا اینکه بعد از مدتی بهش گفتم چرا این فیلمها رو داری؟ و در مورد عوارض این فیلم ها که خودتون مطلب گذاشته بودین بهش گفتم و مطالبتون رو خوند و گفت راست میگی. و کمی هم دلخور شد که من فهمیدم این فیلم هارو داره. اونم گفت همینجوری توی گروه اومده خود به خود دانلود شده. بعد هم از گروهش لفت داد. دوباره بعد از مدتی که گوشیش رو نگاه کردم دیدم توی گالری فیلم ها رو پاک میکنه ولی توی مدیریت فایل هستن. دوباره هم چیزی نگفتم ولی فیلم ها رو از مدیریت فایل پاک کردم ولی اصلا به روی خودم نیاوردم. چند تا گروه هم داشت که این فیلم ها رو میفرستادن. اون گروه ها رو هم حذف کردم. تقریبا 2 الی 3 هفته ای ندیدم فیلم داشته باشه.دیگه هم به گوشیش نگاه نکرده بودم. تا اینکه امروز که گوشیش رو جا گذاشته بود دیدم برنامه مدیریت فایل نداره فهمیدم مخفی کرده. وقتی پیداش کردم دیدم دوباره نزدیک به 20 تا فیلم داره. خیلی نا راحت شدم و گریه کردم.آخه من تو دوران بارداریم خیلی مریض شدم و اذیت شدم به همین خاطر هم 4 ماه آخر بارداریم خونه مامانم هستم و شوهرم هم رفت و آمد میکنه.<br />
<br />
من همش درباره نیاز جنسیش ازش میپرسم و میگم بیا یه روز بریم خونه و تنها باشیم. ولی اون قبول نمیکنه و میگه من اصلا یادم هم نیست از بس مشغله کاری دارم و طوری نیست که رابطه نداریم. چند دفعه هم به خونه خودم رفتم که اگه میخواد رابطه داشته باشیم ولی هر دفعه پیش قدم شدم گفت خسته هستم. واقعا هم خسته بود. من هر وقت تنها شدیم بهش ابراز احساسات میکنم در صورتی که اون اصلا نه ابراز احساسات میکنه نه درباره نیاز جنسی صحبت میکنه. خیلی وقت ها هم شده که من بهش میگم دلم گرفته و میخوام نوازشم کنی ولی میگه بلد نیستم و با شوخی جوابم میده. حتی توی مدت بارداریم یه دفعه هم نشده بگه بدنت رو ببینم. و این موضوع خیلی منو اذیت میکنه و ناراحتم. فکر میکنم شاید نیازشو از جای دیگه تامین میکنه که با من در این مورد اصلا صحبت نمیکنه.<br />
<br />
آقای دکتر چه جوری با این موضوع برخورد کنم؟ چه جوری بهش بگم؟ آخه خیلی اذیت میشم...]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[پرسش: در جیب همسرم کاندوم پیدا کردم...]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D9%85-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%85--2088</link>
			<pubDate>Sun, 18 Mar 2018 14:34:15 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D9%85-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%85--2088</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">پرسش:</span> من و همسرم حدود 40 سال داریم، 8 سال هست ازدواج کردیم و دو تا فرزند 6 و 3ساله داریم. رابطه جنسی ما خیلی کمه، شاید دو ماه یکبار، شاید هم با فاصله بیشتر، که تقریبا از دوران بارداری دوم که بخاطر مشکلات بارداری رابطه نداشتیم شروع شده.<br />
قبلش هم زیاد نبود ولی بیشتر از الان بود. همسرم علتش رو خستگی کار زیاد  و شرایط ناشی از بیدار بودن بچه ها میدونه. در موردسوالهای من مبنی بر  اینکه چه کارهایی  از جانب من دوست داره که کیفیت رابطه مون رو بهتر کنیم هم اظهار میکنه به اندازه کافی خوب هست. واقعیت اینه که خود من هم تمایل چندانی ندارم چون لذت خاصی نمی برم ولی فکرم به شدت مشغوله که علت واقعی چیه. هرچند دوست دارم رابطه لذتبخشی رو ایجاد کنیم ولی نبودنش هم برام آزاردهنده نیست. اصطلاح سردمزاجی حداقل در مورد من صدق میکنه ولی در مورد همسرم دقیقا نمیتونم بگم چه مشکل خاصی داره.<br />
و اما چند مورد هست که من دائم اینها رو به یاد میارم و میخوام همه رو به هم ربط بدم. اول اینکه دو بار به صورت کاملا اتفاقی تو جیب کت همسرم و توی کیفش کاندوم پیدا کردم (اوایل بعد از زایمان که تقریبا هیچ رابطه ای نداشتیم هنوز) که توضیح داد چون از محل نگهداریشون افتاده بودن روی زمین  اولین جایی که برای حفظشون پیدا کرده گذاشته، ولی من اصلا نمیتونم این توضیح رو باور کنم.<br />
دوم از زمان عقد تو خونه ای که مجردی زندگی کرد اسپری لیدوکایین و بعدها هم مرتب در ماشین یا کیفش کرم زایلا پی میدیدم. واقعیت نمیدونستم برای چیه و توضیح میداد برای زانو درد هست (مدتها زانو درد داشت) ولی باز هم برام قابل قبول نیست و فکر میکنم برای اثر تاخیریش هست. سوم یک بار باز هم کاملا اتفاقی دخترم توی تبلت عکسی پیدا کرد از آلت  مردانه در وضعیت نعوظ. همسرم گفت که بخاطر وجود یک ضایعه (مشکوک به لیکن پلان هست همسرم) عکس گرفته تا برای یکی از دوستانش بفرسته برای تشخیص.<br />
نکته اخر هم اینکه در اوایل ازدواجمون همسرم فیلمهای پورن نگاه میکرد که سر این قضیه مدتی درگیری البته نه جدی داشتیم، الان نمیدونم نگاه میکنه یا نه ضمن اینکه حساسیتم رو نسبت به این مساله از دست داده ام.<br />
این موارد الان به صورت یک وسواس فکری برای من در اومده، از طرفی نمیتونم  و نمیخوام باور کنم ممکنه نشونه ای از خیانت باشن، از طرفی امکان تجسس و کارآگاه بازی هم ندارم. از طرف دیگه نمیتونم حرفهای همسرم رو باور کنم...<br />
ممنون میشم راهنمایی کنید.<br />
 ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">پرسش:</span> من و همسرم حدود 40 سال داریم، 8 سال هست ازدواج کردیم و دو تا فرزند 6 و 3ساله داریم. رابطه جنسی ما خیلی کمه، شاید دو ماه یکبار، شاید هم با فاصله بیشتر، که تقریبا از دوران بارداری دوم که بخاطر مشکلات بارداری رابطه نداشتیم شروع شده.<br />
قبلش هم زیاد نبود ولی بیشتر از الان بود. همسرم علتش رو خستگی کار زیاد  و شرایط ناشی از بیدار بودن بچه ها میدونه. در موردسوالهای من مبنی بر  اینکه چه کارهایی  از جانب من دوست داره که کیفیت رابطه مون رو بهتر کنیم هم اظهار میکنه به اندازه کافی خوب هست. واقعیت اینه که خود من هم تمایل چندانی ندارم چون لذت خاصی نمی برم ولی فکرم به شدت مشغوله که علت واقعی چیه. هرچند دوست دارم رابطه لذتبخشی رو ایجاد کنیم ولی نبودنش هم برام آزاردهنده نیست. اصطلاح سردمزاجی حداقل در مورد من صدق میکنه ولی در مورد همسرم دقیقا نمیتونم بگم چه مشکل خاصی داره.<br />
و اما چند مورد هست که من دائم اینها رو به یاد میارم و میخوام همه رو به هم ربط بدم. اول اینکه دو بار به صورت کاملا اتفاقی تو جیب کت همسرم و توی کیفش کاندوم پیدا کردم (اوایل بعد از زایمان که تقریبا هیچ رابطه ای نداشتیم هنوز) که توضیح داد چون از محل نگهداریشون افتاده بودن روی زمین  اولین جایی که برای حفظشون پیدا کرده گذاشته، ولی من اصلا نمیتونم این توضیح رو باور کنم.<br />
دوم از زمان عقد تو خونه ای که مجردی زندگی کرد اسپری لیدوکایین و بعدها هم مرتب در ماشین یا کیفش کرم زایلا پی میدیدم. واقعیت نمیدونستم برای چیه و توضیح میداد برای زانو درد هست (مدتها زانو درد داشت) ولی باز هم برام قابل قبول نیست و فکر میکنم برای اثر تاخیریش هست. سوم یک بار باز هم کاملا اتفاقی دخترم توی تبلت عکسی پیدا کرد از آلت  مردانه در وضعیت نعوظ. همسرم گفت که بخاطر وجود یک ضایعه (مشکوک به لیکن پلان هست همسرم) عکس گرفته تا برای یکی از دوستانش بفرسته برای تشخیص.<br />
نکته اخر هم اینکه در اوایل ازدواجمون همسرم فیلمهای پورن نگاه میکرد که سر این قضیه مدتی درگیری البته نه جدی داشتیم، الان نمیدونم نگاه میکنه یا نه ضمن اینکه حساسیتم رو نسبت به این مساله از دست داده ام.<br />
این موارد الان به صورت یک وسواس فکری برای من در اومده، از طرفی نمیتونم  و نمیخوام باور کنم ممکنه نشونه ای از خیانت باشن، از طرفی امکان تجسس و کارآگاه بازی هم ندارم. از طرف دیگه نمیتونم حرفهای همسرم رو باور کنم...<br />
ممنون میشم راهنمایی کنید.<br />
 ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[سندرم «مرا ببوس»]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%D8%B3%D9%86%D8%AF%D8%B1%D9%85-%C2%AB%D9%85%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A8%D9%88%D8%B3%C2%BB--2087</link>
			<pubDate>Sun, 18 Mar 2018 14:32:13 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%D8%B3%D9%86%D8%AF%D8%B1%D9%85-%C2%AB%D9%85%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A8%D9%88%D8%B3%C2%BB--2087</guid>
			<description><![CDATA[سندرم «مرا ببوس»- بخش اول<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #FF0000;">دکتر محمدرضا رجبی شکیب:</span></span><br />
<br />
<br />
«من ٥ ساله ازدواج کردم. همسرم برای خودش تحریکات قبل از از سکس رو میخواد ولی در برابر خواسته من کاری نمیکنه یا از سر بازکنی عمل میکنه. چند بار با همسرم صحبت کردم یا متن هایی از اینترنت فرستادم که برای زن برای تحریک نوازشهای قبل از سکس لذتبخشه ولی اصلا توجه نمیکنه و اصلا نوازش کردن رو دوست نداره. الان که چند سال از رابطمون میگذره دیگه دارم اذیت میشم چون خیلی وقتها ارگاسم نمیشم. میشه راهنمایی بفرمایید.»<br />
<br />
مفهومی رایج در ذهن اغلب خانم ها تثبیت شده؛ اینکه وظیفه همسرم است که به من لذت بدهد و مرا به ارگاسم برساند. خیلی از خانم ها فکر می کنند سکس کاری ست که یک مرد با یک زن می کند و مسئولیت همه چیز به عهده مرد است. با این پیش فرض، یک زن در رابطه زناشویی تبدیل می شود به موجودی درمانده که فقط انتظار می کشد همسرش کاری برای او بکند. این البته ریشه دارد در بیولوژی ما. تقریبا در همه پستانداران جنس ماده فقط کنش پذیر است و جنس نر کنشگر. اما در انسان، داستان سکس از مرزهای بیولوژیک فراتر رفته. ما انسانها (و حتی میمون های بونوبو) سکس را فقط برای بقا و تولید مثل نمی خواهیم. مغز ما پیشرفت کرده و سکس برای ما در امتداد جستجو برای «لذت» معنا می یابد.<br />
<br />
لذتجویی، کنشگری ست و نه صرفا کنش پذیری. البته اگر همسری که کاربلد باشد، می تواند هم خودش بیشتر لذت ببرد و هم بیشتر لذت بدهد. منکر این نمی توانیم بشویم. اما دقت کنید که گفتم «همسری که کاربلد باشد...» و نگفتم «شوهری که کاربلد باشد...». این داستان دوسویه است. خیلی وقتها از زوج هایی که مراجعه می کنند می پرسم: به سکس تان چه نمره ای می دهید از صفر تا ۲۰؟ معمولا نمره تک است. مثلا ۳ یا ۴ یا حداکثر ۶ و ۷. می گویم این آزمون بارم بندی اش این است: ۱۰ نمره شما و ۱۰ نمره همسرتان. اگر نمره نهایی شده ۵ حتی اگر همسرتان صفر باشد، خود شما هم ۵ نمره کم آورده ای. اول نمره خودت را بالا ببر و بعد از همسرت توقع داشته باش. خودت کامل باشی و همسرت تعطیل، دستکم ۱۰ که می شوید!<br />
<br />
انفعال، در روابط عاطفی هم ممکن است دردسرساز شود. همسری که می گوید «تروخدا مرا دوست داشته باش؛ تروخدا به من توجه کن؛ تروخدا مرا بغل کن؛ تروخدا مرا ببوس» و فقط افسردگی می کند یا قهر می کند، شکایت به درگاه خداوند می برد، درواقع با همسری که منفجر می شود، حمله می کند، فریاد می زند، می زند، جیغ می کشد، گیس می کشد، فحش می دهد، یا هر رفتار غیر انسانی دیگری، فرق چندانی ندارد. انفعال و پرخاشگری دو روی یک سکه اند.<br />
<br />
هیچ کس در دوست داشتن کسی مجبور نیست. باید به خودمان بگوییم: اگر دوستت ندارد، اول تلاش کن شایسته دوست داشته شدن باشی. اگر همه تلاشت را کردی، اما شایستگی ات به چشم نیامد، آن وقت تو هم همان قدر حق داری که او. او دوستت ندارد؟ باشد. تو هم دوستش نداشته باش. مگر ما می توانیم در این دنیا به هرآنچه می خواهیم و دوستش داریم برسیم؟<br />
<br />
در این سالها، بسیار زوج هایی را دیده ام که هسته اصلی مشکل شان این است: احساس می کنند دربند اند. این احساس اجبار، در بن بست بودن، اینکه گمان می کنند راهی ندارند جز سوختن و ساختن، آنها را از درون فرسوده می کند. به قول آقای گلاسر و نظریه انتخاب، آزادی یکی از نیازهای بنیادی ماست و هیچ آدم سالمی زندانی بودن را دوست ندارد. جالب است که این همسران دربند که از بی مهری و دوری همسران شان می نالند اما فکر می کنند نه راه پس دارند نه راه پیش، به محض اینکه آن قدر قوی می شوند که به همسرشان پیام می دهند من دیگر ممکن است نمانم، مواجه می شوند با تلاش او برای نزدیکی بیشتر. یعنی دقیقا همان انفعال و انتقال احساس ضعف، عامل بی توجهی بود و وقتی همسری می فهمد که ممکن است واقعا همسرش را از دست بدهد، به تکاپو می افتد و رفتارش را عوض می کند.<br />
<br />
ادامه در پست بعد<br />
 ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سندرم «مرا ببوس»- بخش اول<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #FF0000;">دکتر محمدرضا رجبی شکیب:</span></span><br />
<br />
<br />
«من ٥ ساله ازدواج کردم. همسرم برای خودش تحریکات قبل از از سکس رو میخواد ولی در برابر خواسته من کاری نمیکنه یا از سر بازکنی عمل میکنه. چند بار با همسرم صحبت کردم یا متن هایی از اینترنت فرستادم که برای زن برای تحریک نوازشهای قبل از سکس لذتبخشه ولی اصلا توجه نمیکنه و اصلا نوازش کردن رو دوست نداره. الان که چند سال از رابطمون میگذره دیگه دارم اذیت میشم چون خیلی وقتها ارگاسم نمیشم. میشه راهنمایی بفرمایید.»<br />
<br />
مفهومی رایج در ذهن اغلب خانم ها تثبیت شده؛ اینکه وظیفه همسرم است که به من لذت بدهد و مرا به ارگاسم برساند. خیلی از خانم ها فکر می کنند سکس کاری ست که یک مرد با یک زن می کند و مسئولیت همه چیز به عهده مرد است. با این پیش فرض، یک زن در رابطه زناشویی تبدیل می شود به موجودی درمانده که فقط انتظار می کشد همسرش کاری برای او بکند. این البته ریشه دارد در بیولوژی ما. تقریبا در همه پستانداران جنس ماده فقط کنش پذیر است و جنس نر کنشگر. اما در انسان، داستان سکس از مرزهای بیولوژیک فراتر رفته. ما انسانها (و حتی میمون های بونوبو) سکس را فقط برای بقا و تولید مثل نمی خواهیم. مغز ما پیشرفت کرده و سکس برای ما در امتداد جستجو برای «لذت» معنا می یابد.<br />
<br />
لذتجویی، کنشگری ست و نه صرفا کنش پذیری. البته اگر همسری که کاربلد باشد، می تواند هم خودش بیشتر لذت ببرد و هم بیشتر لذت بدهد. منکر این نمی توانیم بشویم. اما دقت کنید که گفتم «همسری که کاربلد باشد...» و نگفتم «شوهری که کاربلد باشد...». این داستان دوسویه است. خیلی وقتها از زوج هایی که مراجعه می کنند می پرسم: به سکس تان چه نمره ای می دهید از صفر تا ۲۰؟ معمولا نمره تک است. مثلا ۳ یا ۴ یا حداکثر ۶ و ۷. می گویم این آزمون بارم بندی اش این است: ۱۰ نمره شما و ۱۰ نمره همسرتان. اگر نمره نهایی شده ۵ حتی اگر همسرتان صفر باشد، خود شما هم ۵ نمره کم آورده ای. اول نمره خودت را بالا ببر و بعد از همسرت توقع داشته باش. خودت کامل باشی و همسرت تعطیل، دستکم ۱۰ که می شوید!<br />
<br />
انفعال، در روابط عاطفی هم ممکن است دردسرساز شود. همسری که می گوید «تروخدا مرا دوست داشته باش؛ تروخدا به من توجه کن؛ تروخدا مرا بغل کن؛ تروخدا مرا ببوس» و فقط افسردگی می کند یا قهر می کند، شکایت به درگاه خداوند می برد، درواقع با همسری که منفجر می شود، حمله می کند، فریاد می زند، می زند، جیغ می کشد، گیس می کشد، فحش می دهد، یا هر رفتار غیر انسانی دیگری، فرق چندانی ندارد. انفعال و پرخاشگری دو روی یک سکه اند.<br />
<br />
هیچ کس در دوست داشتن کسی مجبور نیست. باید به خودمان بگوییم: اگر دوستت ندارد، اول تلاش کن شایسته دوست داشته شدن باشی. اگر همه تلاشت را کردی، اما شایستگی ات به چشم نیامد، آن وقت تو هم همان قدر حق داری که او. او دوستت ندارد؟ باشد. تو هم دوستش نداشته باش. مگر ما می توانیم در این دنیا به هرآنچه می خواهیم و دوستش داریم برسیم؟<br />
<br />
در این سالها، بسیار زوج هایی را دیده ام که هسته اصلی مشکل شان این است: احساس می کنند دربند اند. این احساس اجبار، در بن بست بودن، اینکه گمان می کنند راهی ندارند جز سوختن و ساختن، آنها را از درون فرسوده می کند. به قول آقای گلاسر و نظریه انتخاب، آزادی یکی از نیازهای بنیادی ماست و هیچ آدم سالمی زندانی بودن را دوست ندارد. جالب است که این همسران دربند که از بی مهری و دوری همسران شان می نالند اما فکر می کنند نه راه پس دارند نه راه پیش، به محض اینکه آن قدر قوی می شوند که به همسرشان پیام می دهند من دیگر ممکن است نمانم، مواجه می شوند با تلاش او برای نزدیکی بیشتر. یعنی دقیقا همان انفعال و انتقال احساس ضعف، عامل بی توجهی بود و وقتی همسری می فهمد که ممکن است واقعا همسرش را از دست بدهد، به تکاپو می افتد و رفتارش را عوض می کند.<br />
<br />
ادامه در پست بعد<br />
 ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مینیمال‌های زناشویی: بازی برد-برد در سـکس]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%84%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%80%DA%A9%D8%B3--2083</link>
			<pubDate>Wed, 14 Mar 2018 12:00:26 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%84%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%80%DA%A9%D8%B3--2083</guid>
			<description><![CDATA[در روابط جنسی هم، اگر هرکس بخواهد رابطه ای باشد، که طرف مقابل خواهان آن نیست، بازی می شود برد-باخت.<br />
<br />
شاید توانستید راضی اش کنید با شما باشد و لذت تان را ببرید، اما وقتی یارتان احساس باخت کرد، مخصوصا اگر  شد الگویی مکرر، نتیجه این است: یا کناره می گیرد (کاهش میل جنسی نسبت به شما) یا تلاش می کند جایی دیگر، شما ببازید و او ببرد. (پرخاشگری بیرون از اتاق خواب)<br />
<br />
اما می شود در اتاق خواب هم بازی برد-برد شکل داد:<br />
<br />
- عزیزم من امشب به تو نیاز دارم. فکر می کنی آمادگی اش را داری؟<br />
- چه خوب. چقدر خوشحالم که این را از تو می شنوم. همیشه وقتی این طور به من ابراز تمایل می کنی، به خودم افتخار می کنم؛ اما امشب خسته ام... فکر می کنی بتوانی تا فردا شب صبر کنی؟<br />
- نمی خواهم چیزی را به تو‌ تحمیل کنم عزیزم. اگر امشب دوست نداری، باشد... اما من واقعا دلم میخواست...<br />
- خواستن ت را دوست دارم... می توانم امشب کمک ت کنم جور دیگری لذت ببری و راضی شوی... قبول؟<br />
<br />
<br />
بازی برد-برد یعنی من ۱۰۰  خودم را نمی خواهم و تو هم به ۱۰۰ خودت اصرار نکن. این جوری می توانیم روی ۵۰-۵۰ به توافق برسیم.<br />
<br />
 ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[در روابط جنسی هم، اگر هرکس بخواهد رابطه ای باشد، که طرف مقابل خواهان آن نیست، بازی می شود برد-باخت.<br />
<br />
شاید توانستید راضی اش کنید با شما باشد و لذت تان را ببرید، اما وقتی یارتان احساس باخت کرد، مخصوصا اگر  شد الگویی مکرر، نتیجه این است: یا کناره می گیرد (کاهش میل جنسی نسبت به شما) یا تلاش می کند جایی دیگر، شما ببازید و او ببرد. (پرخاشگری بیرون از اتاق خواب)<br />
<br />
اما می شود در اتاق خواب هم بازی برد-برد شکل داد:<br />
<br />
- عزیزم من امشب به تو نیاز دارم. فکر می کنی آمادگی اش را داری؟<br />
- چه خوب. چقدر خوشحالم که این را از تو می شنوم. همیشه وقتی این طور به من ابراز تمایل می کنی، به خودم افتخار می کنم؛ اما امشب خسته ام... فکر می کنی بتوانی تا فردا شب صبر کنی؟<br />
- نمی خواهم چیزی را به تو‌ تحمیل کنم عزیزم. اگر امشب دوست نداری، باشد... اما من واقعا دلم میخواست...<br />
- خواستن ت را دوست دارم... می توانم امشب کمک ت کنم جور دیگری لذت ببری و راضی شوی... قبول؟<br />
<br />
<br />
بازی برد-برد یعنی من ۱۰۰  خودم را نمی خواهم و تو هم به ۱۰۰ خودت اصرار نکن. این جوری می توانیم روی ۵۰-۵۰ به توافق برسیم.<br />
<br />
 ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مینیمال‌های زناشویی: ببرید، اما نگذارید ببازد]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%84%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%86%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF--2082</link>
			<pubDate>Wed, 14 Mar 2018 11:58:27 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%84%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%86%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF--2082</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">دکتر شکیب:</span></span><br />
رابطه ها یک جور بازی اند. بازی هم، برد و‌ باخت دارد. در هر تعاملی، با همسر، مادر، دوست، همکار یا هرکس، یکی از این دو با ماست: حس برنده بودن یا کامروایی، یا در مقابل، حس بازنده بودن یا ناکامی.<br />
<br />
آدم هایی که هوش هیجانی کم تری دارند، از برنده بودن سرمست می شوند. آنها به در تعامل با دیگران، فقط به «برد خود» می اندیشند. البته که آدم سالم، از باخت لذت نمی برد. اما اگر شما ببرید، و طرف دیگر، یار، یا همسر، یا دوست شما، ببازد، باید خوشحال شوید؟ نکته اینجاست.<br />
<br />
گذشته از احساس همدلی با کسی که دوست ش دارید، یا دستکم بنی آدم است و‌ هم گوهر شماست، خوشحالی عاقلانه نیست.<br />
<br />
وقتی با کسی بازی می کنید و می بازید، چه حسی دارید؟ جز این است که یا کناره گیری می کنید (دیگر با او بازی نمی کنم!) یا بیشتر انگیزه پیدا می کنید تا در بازی بعد، ببرید؟ (این دفعه هرجور شده می برمش!)<br />
<br />
وضعیت اول، جدایی است و وضعیت دوم، جنگ. پس بردن، هرچند لذتبخش است، اما در درازمدت، به سود شما نیست. برد شما و باخت او، شما را در دردسر می اندازد، مگر اینکه شما ببرید و او هم احساس برد کند.<br />
<br />
فقط وقتی بازی برد-برد باشد، آدمها از کنار هم بودن، احساس خوبی دارند.<br />
 ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">دکتر شکیب:</span></span><br />
رابطه ها یک جور بازی اند. بازی هم، برد و‌ باخت دارد. در هر تعاملی، با همسر، مادر، دوست، همکار یا هرکس، یکی از این دو با ماست: حس برنده بودن یا کامروایی، یا در مقابل، حس بازنده بودن یا ناکامی.<br />
<br />
آدم هایی که هوش هیجانی کم تری دارند، از برنده بودن سرمست می شوند. آنها به در تعامل با دیگران، فقط به «برد خود» می اندیشند. البته که آدم سالم، از باخت لذت نمی برد. اما اگر شما ببرید، و طرف دیگر، یار، یا همسر، یا دوست شما، ببازد، باید خوشحال شوید؟ نکته اینجاست.<br />
<br />
گذشته از احساس همدلی با کسی که دوست ش دارید، یا دستکم بنی آدم است و‌ هم گوهر شماست، خوشحالی عاقلانه نیست.<br />
<br />
وقتی با کسی بازی می کنید و می بازید، چه حسی دارید؟ جز این است که یا کناره گیری می کنید (دیگر با او بازی نمی کنم!) یا بیشتر انگیزه پیدا می کنید تا در بازی بعد، ببرید؟ (این دفعه هرجور شده می برمش!)<br />
<br />
وضعیت اول، جدایی است و وضعیت دوم، جنگ. پس بردن، هرچند لذتبخش است، اما در درازمدت، به سود شما نیست. برد شما و باخت او، شما را در دردسر می اندازد، مگر اینکه شما ببرید و او هم احساس برد کند.<br />
<br />
فقط وقتی بازی برد-برد باشد، آدمها از کنار هم بودن، احساس خوبی دارند.<br />
 ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آیا سـکس وظیفه زن است؟]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B3%D9%80%DA%A9%D8%B3-%D9%88%D8%B8%DB%8C%D9%81%D9%87-%D8%B2%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F--2053</link>
			<pubDate>Wed, 07 Mar 2018 19:13:50 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B3%D9%80%DA%A9%D8%B3-%D9%88%D8%B8%DB%8C%D9%81%D9%87-%D8%B2%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F--2053</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">پرسش:</span></span> ممنون از مطالب خوبتون ولی من با بعضی از پستهاتون مشکل دارم چون یه کم نگاه و عقاید فمینیستی دارم. مثلا همین پست که گفته مردان بدون سکس منظم فراموش میکنن عاشق همسرشونن. واقعا یعنی چی؟ چرا باید اینجوری باشه؟ سکس وظیفه زن نیست. زن مالک بدن خودشه و هروقت نخواد به سکس تن نمیده. زنی که بخاطر عشق همسرش بخواد به زور به سکس تن بده دیگه زن نیست. گدای عشق همسرش میشه. اون مردی هم بدون سکس منظم عشق همسرش و فراموش کنه مرد نیست و بویی از انسانیت و شعور و دنیای زنانگی نبرده. لطفا یه کم از دید یک زن نگاه کنید هر چند میدونم سخته.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">پرسش:</span></span> ممنون از مطالب خوبتون ولی من با بعضی از پستهاتون مشکل دارم چون یه کم نگاه و عقاید فمینیستی دارم. مثلا همین پست که گفته مردان بدون سکس منظم فراموش میکنن عاشق همسرشونن. واقعا یعنی چی؟ چرا باید اینجوری باشه؟ سکس وظیفه زن نیست. زن مالک بدن خودشه و هروقت نخواد به سکس تن نمیده. زنی که بخاطر عشق همسرش بخواد به زور به سکس تن بده دیگه زن نیست. گدای عشق همسرش میشه. اون مردی هم بدون سکس منظم عشق همسرش و فراموش کنه مرد نیست و بویی از انسانیت و شعور و دنیای زنانگی نبرده. لطفا یه کم از دید یک زن نگاه کنید هر چند میدونم سخته.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[لزوم مشاوره‌ی به موقع: نگذارید پنجره روابط تان شکسته بماند]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%84%D8%B2%D9%88%D9%85-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%88%D9%82%D8%B9-%D9%86%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF--2051</link>
			<pubDate>Wed, 07 Mar 2018 19:07:54 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%84%D8%B2%D9%88%D9%85-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%88%D9%82%D8%B9-%D9%86%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF--2051</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">دکتر محمدرضا رجبی شکیب:</span></span><br />
<br />
شاید شنیده باشید خبر تلخی را که تازه منتشر شده: زن جوانی که شبانه در راه خانه ربوده شده و در بیابان های جنوب تهران مورد تجاوز قرار گرفته بود، بعد از رهایی از چنگ رباینده، به دو سرنشین یک خودروی سواری پناه برد، اما آنها هم زن گریان و نالان را به یک گاوداری بردند و به او تجاوز کردند و کنار جاده رهایش کردند.<br />
<br />
با این کاری ندارم که چنین افرادی دست پرورده کدام نظام آموزشی و تربیتی هستند. از تحلیل تاسفبار این موضوع می گذرم و می خواهم به بهانه این خبر بپردازم به موضوع دیگری: نظریه پنجره شکسته.<br />
<br />
شکل گیری این نظریه که دو جرم شناس آمریکایی در دهه 90 میلادی مطرح کردند، داستان جالبی دارد که می توانید اینجا بخوانید: goo.gl/aomFTn<br />
<br />
طبق این تئوری، اگر یک پنجره از ساختمانی شکسته باشد و کسی اهمیت ندهد و بماند، به زودی بقیه پنجره ها هم می شکنند. چون حساسیت آدم ها در مراقبت از بقیه پنجره ها کم می شود، و آدم هایی که آزار دارند هم وقتی می بینند یکی شکسته و هیچ اتفاقی نیفتاده، بقیه را هم می شکنند. این نظریه، یادآور همان ضرب المثل فارسی ست که می گوید: آب که از سر گذشت، چه یک وجب، چه صد وجب.<br />
<br />
مثال های این پدیده را همه جا می شود دید: وقتی کف اتاق، یا ماشین تان، یا حتی کوچه کثیف آشغال ریخته باشد، احتمالا شما هم آشغال می ریزید. وقتی یک بار به یکی دروغ می گویید، احتمال اینکه بارهای دیگر هم به او دروغ بگویید، بیشتر می شود. وقتی تیم والیبال ایران یکی دو بازی را می بازد، نوار باختش به این زودی ها پاره نمی شود. و بسیارند مثال های دیگر.<br />
<br />
در حادثه دردناکی که نقل شد هم، دست نظریه پنجره شکسته را می شود دید. مردانی ناجوانمرد که با زن قربانی تجاوز رو به رو شده اند، اگر با این زن در حالت عادی رو به رو می شدند، به احتمال قریب به یقین دست به این کار نمی زدند. آنها سابقه جرمی نداشتند. ظاهرا آدم های عادی بودند. اما وسوسه شده اند، چون در ناهشیارشان این بوده که: «حالا که یکی دیگر این کار را کرده. بگذار ما هم بکنیم.» و احتمالا اگر گرفتار نمی شدند، باز هم این جنایت را تکرار می کردند و می شدند جانی حرفه ای.<br />
<br />
آدمیزاد چنین موجودی است. به راحتی در چرخه معیوب بزهکاری می افتد؛ و دقیقا برای همین است که یک نظام پلیسی و قضایی کارآمد و عادل، مهم ترین نقش را در پیشگیری از جرم دارد. کسی که برای اولین بار ظلمی می کند، یا حتی قربانی ظلم می شود، خود به خود مستعد تکرار آن ظلم می شود؛ مگر اینکه بی درنگ ببیند عقوبت آن ظلم چیست.<br />
<br />
نظریه پنجره شکسته از جرم شناسی شروع شد، اما به روان شناسی و سایر علوم اجتماعی هم تسری یافت. حتی در حوزه سلامت، مگر نمی بینیم که کسی که مبتلا به دردی می شود، دردهای دیگر هم کم کم به او هجوم می آورند؟ شاید به این دلیل که  کمتر از قبل، از خود مراقب می کند؛ شاید به این دلیل که سیستم ایمنی بدن اش ضعیف تر می شود؛ شاید به دلیل تاثیرات ذهن بر جسم؛ یا هر دلیل دیگری.<br />
<br />
در روابط بین زوجین هم باید مراقب پنجره شکسته بود. وقتی مشکلی دریک حوزه، مثلا در روابط زناشویی پیش می آید که حل نشده باقی می ماند، احتمال اینکه مشکل در حوزه های دیگر هم ایجاد شود، بالاتر می رود. گاهی من برای توصیف این پدیده مثال گلوله برفی را می زنم که هرچه بیشتر غلت می خورد، بزرگ و بزرگتر می شود، تا می شود یک بهمن ویرانگر.<br />
<br />
زن و شوهری که فکر می کنند: «حالا این یک مشکل که چیزی نیست، مشاور برای چی؟ داریم زندگی مان را می کنیم»، اگر نظریه پنجره شکسته را به یاد بیاورند، در اقدام برای حل مشکل شان یک لحظه هم درنگ نمی کنند. البته اگر زندگی مشترک شان را بخواهند و دوست داشته باشند.<br />
 ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">دکتر محمدرضا رجبی شکیب:</span></span><br />
<br />
شاید شنیده باشید خبر تلخی را که تازه منتشر شده: زن جوانی که شبانه در راه خانه ربوده شده و در بیابان های جنوب تهران مورد تجاوز قرار گرفته بود، بعد از رهایی از چنگ رباینده، به دو سرنشین یک خودروی سواری پناه برد، اما آنها هم زن گریان و نالان را به یک گاوداری بردند و به او تجاوز کردند و کنار جاده رهایش کردند.<br />
<br />
با این کاری ندارم که چنین افرادی دست پرورده کدام نظام آموزشی و تربیتی هستند. از تحلیل تاسفبار این موضوع می گذرم و می خواهم به بهانه این خبر بپردازم به موضوع دیگری: نظریه پنجره شکسته.<br />
<br />
شکل گیری این نظریه که دو جرم شناس آمریکایی در دهه 90 میلادی مطرح کردند، داستان جالبی دارد که می توانید اینجا بخوانید: goo.gl/aomFTn<br />
<br />
طبق این تئوری، اگر یک پنجره از ساختمانی شکسته باشد و کسی اهمیت ندهد و بماند، به زودی بقیه پنجره ها هم می شکنند. چون حساسیت آدم ها در مراقبت از بقیه پنجره ها کم می شود، و آدم هایی که آزار دارند هم وقتی می بینند یکی شکسته و هیچ اتفاقی نیفتاده، بقیه را هم می شکنند. این نظریه، یادآور همان ضرب المثل فارسی ست که می گوید: آب که از سر گذشت، چه یک وجب، چه صد وجب.<br />
<br />
مثال های این پدیده را همه جا می شود دید: وقتی کف اتاق، یا ماشین تان، یا حتی کوچه کثیف آشغال ریخته باشد، احتمالا شما هم آشغال می ریزید. وقتی یک بار به یکی دروغ می گویید، احتمال اینکه بارهای دیگر هم به او دروغ بگویید، بیشتر می شود. وقتی تیم والیبال ایران یکی دو بازی را می بازد، نوار باختش به این زودی ها پاره نمی شود. و بسیارند مثال های دیگر.<br />
<br />
در حادثه دردناکی که نقل شد هم، دست نظریه پنجره شکسته را می شود دید. مردانی ناجوانمرد که با زن قربانی تجاوز رو به رو شده اند، اگر با این زن در حالت عادی رو به رو می شدند، به احتمال قریب به یقین دست به این کار نمی زدند. آنها سابقه جرمی نداشتند. ظاهرا آدم های عادی بودند. اما وسوسه شده اند، چون در ناهشیارشان این بوده که: «حالا که یکی دیگر این کار را کرده. بگذار ما هم بکنیم.» و احتمالا اگر گرفتار نمی شدند، باز هم این جنایت را تکرار می کردند و می شدند جانی حرفه ای.<br />
<br />
آدمیزاد چنین موجودی است. به راحتی در چرخه معیوب بزهکاری می افتد؛ و دقیقا برای همین است که یک نظام پلیسی و قضایی کارآمد و عادل، مهم ترین نقش را در پیشگیری از جرم دارد. کسی که برای اولین بار ظلمی می کند، یا حتی قربانی ظلم می شود، خود به خود مستعد تکرار آن ظلم می شود؛ مگر اینکه بی درنگ ببیند عقوبت آن ظلم چیست.<br />
<br />
نظریه پنجره شکسته از جرم شناسی شروع شد، اما به روان شناسی و سایر علوم اجتماعی هم تسری یافت. حتی در حوزه سلامت، مگر نمی بینیم که کسی که مبتلا به دردی می شود، دردهای دیگر هم کم کم به او هجوم می آورند؟ شاید به این دلیل که  کمتر از قبل، از خود مراقب می کند؛ شاید به این دلیل که سیستم ایمنی بدن اش ضعیف تر می شود؛ شاید به دلیل تاثیرات ذهن بر جسم؛ یا هر دلیل دیگری.<br />
<br />
در روابط بین زوجین هم باید مراقب پنجره شکسته بود. وقتی مشکلی دریک حوزه، مثلا در روابط زناشویی پیش می آید که حل نشده باقی می ماند، احتمال اینکه مشکل در حوزه های دیگر هم ایجاد شود، بالاتر می رود. گاهی من برای توصیف این پدیده مثال گلوله برفی را می زنم که هرچه بیشتر غلت می خورد، بزرگ و بزرگتر می شود، تا می شود یک بهمن ویرانگر.<br />
<br />
زن و شوهری که فکر می کنند: «حالا این یک مشکل که چیزی نیست، مشاور برای چی؟ داریم زندگی مان را می کنیم»، اگر نظریه پنجره شکسته را به یاد بیاورند، در اقدام برای حل مشکل شان یک لحظه هم درنگ نمی کنند. البته اگر زندگی مشترک شان را بخواهند و دوست داشته باشند.<br />
 ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[شوهرم اصلا قبل دخول تحریکم نمیکنه! دارم افسرده می شم!]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%D8%B4%D9%88%D9%87%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%AF%D8%AE%D9%88%D9%84-%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%85--2049</link>
			<pubDate>Wed, 07 Mar 2018 19:02:14 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%D8%B4%D9%88%D9%87%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%AF%D8%AE%D9%88%D9%84-%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%85--2049</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">پرسش:</span></span> مسئله ای هست که خیلی آزارم میده لطفا راهنماییم کنید. حدود ۱۲ ساله ازدواج کردم. از نظر سکس با شوهرم خیلی مشکل دارم. اون اصلا قبل دخول تحریکم نمیکنه باهاش صحبتم میکنم فایده ای نداره. حتی کانال شمارو بهش معرفی کردم بعداز یه کم نگاه کردن پاک کرد. حتی هنگام سکس هم حتی به آلت تناسلی من دست نمیزنه. باهاش حرف زدم آخرش این جوابو شنیدم: بدم میاد خوشم نمیاد اون داخل رو دست بزنم. (حالا این بماند که هنوز نتونستم این حرفشو هضم کنم بعداز یکسال) الان هم که سکس میکنه نه اصلا ارضا میشم نه اصلا تحریک میشم. ولی از نظر روانی بدجور دارم آسیب می بینم. حس تجاوز رو پیدا کردم. بعداز سکس کارم گریه شده. شوهرم بعداز سکس یعنی دخول انجام داد ارضا شد بلند میشه میره. من باید چیکار کنم؟ نه نوازشی داریم نه سکس خوبی، عصبی و کم حوصله شدم...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">پرسش:</span></span> مسئله ای هست که خیلی آزارم میده لطفا راهنماییم کنید. حدود ۱۲ ساله ازدواج کردم. از نظر سکس با شوهرم خیلی مشکل دارم. اون اصلا قبل دخول تحریکم نمیکنه باهاش صحبتم میکنم فایده ای نداره. حتی کانال شمارو بهش معرفی کردم بعداز یه کم نگاه کردن پاک کرد. حتی هنگام سکس هم حتی به آلت تناسلی من دست نمیزنه. باهاش حرف زدم آخرش این جوابو شنیدم: بدم میاد خوشم نمیاد اون داخل رو دست بزنم. (حالا این بماند که هنوز نتونستم این حرفشو هضم کنم بعداز یکسال) الان هم که سکس میکنه نه اصلا ارضا میشم نه اصلا تحریک میشم. ولی از نظر روانی بدجور دارم آسیب می بینم. حس تجاوز رو پیدا کردم. بعداز سکس کارم گریه شده. شوهرم بعداز سکس یعنی دخول انجام داد ارضا شد بلند میشه میره. من باید چیکار کنم؟ نه نوازشی داریم نه سکس خوبی، عصبی و کم حوصله شدم...]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[تا کی باید صبر کرد تا شریک زندگی نیاز جنسیتو ببینه و پاسخ بده؟]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%D8%AA%D8%A7-%DA%A9%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%B5%D8%A8%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%AA%D8%A7-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%AA%D9%88-%D8%A8%D8%A8%DB%8C%D9%86%D9%87-%D9%88-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%A8%D8%AF%D9%87%D8%9F--2048</link>
			<pubDate>Wed, 07 Mar 2018 18:59:46 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%D8%AA%D8%A7-%DA%A9%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%B5%D8%A8%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%AA%D8%A7-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%AA%D9%88-%D8%A8%D8%A8%DB%8C%D9%86%D9%87-%D9%88-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%A8%D8%AF%D9%87%D8%9F--2048</guid>
			<description><![CDATA[در مورد پرسشی که در کانال مطرح شد و همینطور پاسخ شما. من هم یکی از مشکلاتم با همسرم همینه. فرمودید سکس رو متوقف کنید تا متوجه نیاز شما بشه.<br />
سوالم اینه که اگر متوجه نیازت نشد،چه باید کرد؟ تا کی باید صبر کرد تا شریک زندگی نیاز جنسیتو ببینه و پاسخ بده؟ اگر ندید چه باید کرد؟<br />
 ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[در مورد پرسشی که در کانال مطرح شد و همینطور پاسخ شما. من هم یکی از مشکلاتم با همسرم همینه. فرمودید سکس رو متوقف کنید تا متوجه نیاز شما بشه.<br />
سوالم اینه که اگر متوجه نیازت نشد،چه باید کرد؟ تا کی باید صبر کرد تا شریک زندگی نیاز جنسیتو ببینه و پاسخ بده؟ اگر ندید چه باید کرد؟<br />
 ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نامه باران: زنی در آستانه جدایی]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AC%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C--2046</link>
			<pubDate>Wed, 07 Mar 2018 18:54:17 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AC%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C--2046</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">نامه باران<br />
زنی در آستانه جدایی</span></span><br />
<br />
<br />
مدتها است از خودم می پرسم اگر همسرم چطور بود زندگی خوبی داشتم؟<br />
<br />
اول و از همه مهم تر اگر به چشم یک انسان بهم نگاه می کرد که همه حقوق مساوی با اون رو دارم خوشحال تر بودم و قطعا زندگی بهتری داشتم. اگر همش در پی تغییر دادن من نبود. اگر من رو به همین شکلی که هست می پذیرفت<br />
<br />
مورد مهم دیگه اینکه<br />
اگه زبان خوشی داشت و از افعال منفی تاکیدی و بی انصافا استفاده نمی کرد<br />
اگر کمتر غر می زد<br />
<br />
اگر توجهش به من بیشتر بود نه کنترلش<br />
یعنی به جای تماس که زنگ می زنه و میگه کجایی با کی چیکار میکنی چقدر دیر شد، بهم می گفت دلم تنگ شده بود خواستم حالتو بپرسم نگران شدم، یا بدون وسیله سختت نیست این موقع شب با بچه ...<br />
<br />
و اگر حمایتم می کرد در پیشرفت درسی و کاری<br />
یعنی خوشحال میشد اگه هیت علمی دانشگاه به زنش زنگ می زنن و تشکر می کنن نه با جملات دلسرد کننده که می گه شماها که جفتک می ندازین...<br />
<br />
اگر حق خودش نمیدونست استفاده از ماشین رو، همینجور که من حق خودم نمی دونم استفاده از  یخچال یا لباسشویی رو. مثلا فکر کن هردفعه که چیزی از یخچال بخواهی بگی آب بردارم میوه بردارم و هر لحظه هم منتظر یک قیافه حق به جانب باشی که بگه نه...<br />
<br />
اگه تفکیک می کرد عشق و محبتش به دخترش و زنشو<br />
یعنی گاهی هم بدون دخترمون با هم بیرون می رفتیم<br />
اینجوری نه تنها به من لطف می کرد بلکه مادری شادتر برای فرزندش به وجود می اورد که قطعا تاثیر داشت توی رابطه بهتر مادر و دختر<br />
<br />
رابطه جنسی خوبی داریم مخصوصا وقتی در حین سکس ازم تعریف می کنه<br />
وقتی مهربون می شه وقتی قربون صدقم می ره و چه زیباست وقتی تشکر می کنه...<br />
ولی اینا قشنگیش دوچندان میشه وقتی طی روز هم اتفاق بیفته نه فقط در حین سکس<br />
این میشه که گاهی من به سکس فقط به چشم کاری برای بهتر شدن رابطه نگاه می کنم<br />
<br />
کاش محبت و احترام منو نسبت به مادرش با اون حرف ها بی اجر نمی کرد<br />
<br />
کاش میدونست که من خواهان یک زندگی پر عشقم<br />
هیچ وقت گل خریدنو دوست نداره.. چی میشه خب بی مناسبت برام یه گلدون بخره؟<br />
<br />
اون تکست دادن و اس ام اس زدن و دوست نداره<br />
ولی من که دوست دارم چی؟<br />
چقدر وقتشو می گیره اگه ازاین طریق یه جمله از ته دلش برام بزنه و در نبودش بهم انرژی بده و منو منتظر به اومدنش کنه؟<br />
اگر روزی ده دقیقه باهم حرف می زدیم و ازاتفاق های روزمره می گفت و من از شیطنت های دخترمون<br />
<br />
چی می شد ماهی یه دفعه سینما میرفتیم یاتاتر یا پارک دونفره یا خوردن یه قهوه معمولی توی ماشین توی برف ها با موزیکی که دوست دارم<br />
نه رادیو یا اهنگ ترکی که فقط تو دوست داری...<br />
<br />
کاش...<br />
کاش...<br />
کاش...<br />
 ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">نامه باران<br />
زنی در آستانه جدایی</span></span><br />
<br />
<br />
مدتها است از خودم می پرسم اگر همسرم چطور بود زندگی خوبی داشتم؟<br />
<br />
اول و از همه مهم تر اگر به چشم یک انسان بهم نگاه می کرد که همه حقوق مساوی با اون رو دارم خوشحال تر بودم و قطعا زندگی بهتری داشتم. اگر همش در پی تغییر دادن من نبود. اگر من رو به همین شکلی که هست می پذیرفت<br />
<br />
مورد مهم دیگه اینکه<br />
اگه زبان خوشی داشت و از افعال منفی تاکیدی و بی انصافا استفاده نمی کرد<br />
اگر کمتر غر می زد<br />
<br />
اگر توجهش به من بیشتر بود نه کنترلش<br />
یعنی به جای تماس که زنگ می زنه و میگه کجایی با کی چیکار میکنی چقدر دیر شد، بهم می گفت دلم تنگ شده بود خواستم حالتو بپرسم نگران شدم، یا بدون وسیله سختت نیست این موقع شب با بچه ...<br />
<br />
و اگر حمایتم می کرد در پیشرفت درسی و کاری<br />
یعنی خوشحال میشد اگه هیت علمی دانشگاه به زنش زنگ می زنن و تشکر می کنن نه با جملات دلسرد کننده که می گه شماها که جفتک می ندازین...<br />
<br />
اگر حق خودش نمیدونست استفاده از ماشین رو، همینجور که من حق خودم نمی دونم استفاده از  یخچال یا لباسشویی رو. مثلا فکر کن هردفعه که چیزی از یخچال بخواهی بگی آب بردارم میوه بردارم و هر لحظه هم منتظر یک قیافه حق به جانب باشی که بگه نه...<br />
<br />
اگه تفکیک می کرد عشق و محبتش به دخترش و زنشو<br />
یعنی گاهی هم بدون دخترمون با هم بیرون می رفتیم<br />
اینجوری نه تنها به من لطف می کرد بلکه مادری شادتر برای فرزندش به وجود می اورد که قطعا تاثیر داشت توی رابطه بهتر مادر و دختر<br />
<br />
رابطه جنسی خوبی داریم مخصوصا وقتی در حین سکس ازم تعریف می کنه<br />
وقتی مهربون می شه وقتی قربون صدقم می ره و چه زیباست وقتی تشکر می کنه...<br />
ولی اینا قشنگیش دوچندان میشه وقتی طی روز هم اتفاق بیفته نه فقط در حین سکس<br />
این میشه که گاهی من به سکس فقط به چشم کاری برای بهتر شدن رابطه نگاه می کنم<br />
<br />
کاش محبت و احترام منو نسبت به مادرش با اون حرف ها بی اجر نمی کرد<br />
<br />
کاش میدونست که من خواهان یک زندگی پر عشقم<br />
هیچ وقت گل خریدنو دوست نداره.. چی میشه خب بی مناسبت برام یه گلدون بخره؟<br />
<br />
اون تکست دادن و اس ام اس زدن و دوست نداره<br />
ولی من که دوست دارم چی؟<br />
چقدر وقتشو می گیره اگه ازاین طریق یه جمله از ته دلش برام بزنه و در نبودش بهم انرژی بده و منو منتظر به اومدنش کنه؟<br />
اگر روزی ده دقیقه باهم حرف می زدیم و ازاتفاق های روزمره می گفت و من از شیطنت های دخترمون<br />
<br />
چی می شد ماهی یه دفعه سینما میرفتیم یاتاتر یا پارک دونفره یا خوردن یه قهوه معمولی توی ماشین توی برف ها با موزیکی که دوست دارم<br />
نه رادیو یا اهنگ ترکی که فقط تو دوست داری...<br />
<br />
کاش...<br />
کاش...<br />
کاش...<br />
 ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مینیمال‌های زناشویی: «تو باید آرام ام کنی!» این جمله راتا به حال از همسرتان شنیده اید]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%84%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%88%DB%8C%DB%8C-%C2%AB%D8%AA%D9%88-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D9%86%DB%8C-%C2%BB-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D9%84%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%86%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%AF--2041</link>
			<pubDate>Wed, 07 Mar 2018 18:33:26 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%84%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%88%DB%8C%DB%8C-%C2%AB%D8%AA%D9%88-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D9%86%DB%8C-%C2%BB-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D9%84%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%86%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%AF--2041</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">دکنر شکیب:</span></span><br />
«تو باید آرام ام کنی!» این جمله را تا به حال از همسرتان شنیده اید؟<br />
<br />
۱- «تو» باید آرام ام کنی، نمودی است از آنچه جولین راتر کنترل بیرونی می نامد. یعنی: من حتی در فرونشاندن خشم ام ناتوانم، و دیگری باید مرا کنترل کند. تحقیقات نشان داده اند کنترل بیرونی، زمینه ساز افسردگی است. چه کسی از این همه ناتوانی می تواند شاد باشد؟<br />
۲- تو «باید» آرام‌ام کنی، نمودی است از خطاهای شناختی، چنانکه آلبرت الیس در رفتار درمانی عقلانی هیجانی می گوید. چرا باید؟ طبق کدام قاعده؟ آیا آتش نشانی خشم، جزو وظایف و تعهدات زناشویی است؟ آن هم وقتی همسر، خودش در آتش میسوزد؟<br />
۳- «آرام ام کن»٬ مثالی از جملات مبهمی ست، که بیش از آرامش، تشویش می آورند. یعنی چه؟ یعنی بنشین تا من هرچه دوست دارم سرت فریاد بکشم و تحقیرت کنم و خودم را خالی کنم؟ یا بغلم کن و بگذار در سکوت روی شانه هایت اشک بریزم؟ معنای این جمله، از کجا تا کجاست؟<br />
وقتی خشم شعله می کشد، بهترین کار، دوری است. کسی جز خود شما، مسئول بازگشت آرامش تان نیست. وقتی آرامش برگشت، بنشینید و گفت و گو کنید.<br />
<br />
<br />
 ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">دکنر شکیب:</span></span><br />
«تو باید آرام ام کنی!» این جمله را تا به حال از همسرتان شنیده اید؟<br />
<br />
۱- «تو» باید آرام ام کنی، نمودی است از آنچه جولین راتر کنترل بیرونی می نامد. یعنی: من حتی در فرونشاندن خشم ام ناتوانم، و دیگری باید مرا کنترل کند. تحقیقات نشان داده اند کنترل بیرونی، زمینه ساز افسردگی است. چه کسی از این همه ناتوانی می تواند شاد باشد؟<br />
۲- تو «باید» آرام‌ام کنی، نمودی است از خطاهای شناختی، چنانکه آلبرت الیس در رفتار درمانی عقلانی هیجانی می گوید. چرا باید؟ طبق کدام قاعده؟ آیا آتش نشانی خشم، جزو وظایف و تعهدات زناشویی است؟ آن هم وقتی همسر، خودش در آتش میسوزد؟<br />
۳- «آرام ام کن»٬ مثالی از جملات مبهمی ست، که بیش از آرامش، تشویش می آورند. یعنی چه؟ یعنی بنشین تا من هرچه دوست دارم سرت فریاد بکشم و تحقیرت کنم و خودم را خالی کنم؟ یا بغلم کن و بگذار در سکوت روی شانه هایت اشک بریزم؟ معنای این جمله، از کجا تا کجاست؟<br />
وقتی خشم شعله می کشد، بهترین کار، دوری است. کسی جز خود شما، مسئول بازگشت آرامش تان نیست. وقتی آرامش برگشت، بنشینید و گفت و گو کنید.<br />
<br />
<br />
 ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[10 اصل برای یک رابطه جنسی «طلایی»]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-10-%D8%A7%D8%B5%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%C2%AB%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C%C2%BB--2037</link>
			<pubDate>Wed, 07 Mar 2018 17:32:55 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-10-%D8%A7%D8%B5%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%C2%AB%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C%C2%BB--2037</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">دکتر محمدرضا رجبی شکیب:</span></span><br />
<br />
همیشه در سمینارها و کارگاه هایم می گویم رابطه جنسی سه خطر بزرگ دارد: بیماری، بارداری، خود یا دیگر آزاری. همه واضح است شاید، جز یکی: چطور ممکن است رابطه جنسی خودآزاری باشد؟<br />
<br />
امیدوارم پاسخ را پس از خواندن این نوشته که سعی می کند قوانین اساسی رابطه جنسی را در 10 اصل طلایی خلاصه کند، بیابید:<br />
<br />
1- چرا سکس می کنیم؟ یک دقیقه چشم هایتان را ببندید و فکر کنید. واقعا چرا؟ واضح است اما خیلی وقت ها یادمان می رود...<br />
زنی که خودش را موظف می داند با وجود درد و بدون لذت، به همسرش «تمکین» کند، دختری که فکر می کند باید به رابطه آنال با دوست ش تن بدهد، حتی اگر هیچ لذتی نمی برد، وگرنه دوستش می پرد. یا مردی که فکر می کند برای اینکه همسرش ناراحت نشود «باید» سکس داشته باشند، همه یادشان رفته: هدف از رابطه، «لذت» است و نه هیچ چیز دیگر. حتی تولید مثل، محصول جانبی این فرایند است. اصل طلایی اول در رابطه این است: وقتی لذتی نیست، رابطه ای نباید باشد.<br />
<br />
2- هرکسی یک جور است. در این هم شکی نیست؛ اما همین اصل طلایی را خیلی وقت ها در سکس فراموش می کنیم. مثل زنی که می شنود دخترخاله اش با شوهرش هفته ای 4 شب رابطه دارند و از خودش می پرسد: پس چرا من و شوهرم هفته ای دو باریم؟ یا مثل مردی که همسرش را با رابطه های قبلی اش مقایسه می کند و با اتهام و تحقیرمی گوید: تو چرا این جوری هستی؟ هیچ زنی مثل تو نیست! اینها یادشان رفته که میل جنسی هرکسی یک جور است و هرکسی ممکن است از چیزی یا جوری لذت ببرد که دیگری نبرد. در سکس «استاندارد» نداریم.<br />
<br />
3- ما لذت را کجا درک می کنیم؟ در مغز. اصل طلایی دیگر این است: مغزما، مهم ترین اندام جنسی ماست. اشتباه است اگر فکر کنیم وقتی لذت نمی بریم، اشکال در آلت جنسی ماست. آلت هم مثل همه نقاط دیگر بدن، پایانه های حسی دارد؛ البته با تراکم بیشتر. تحریک پایانه های حسی، پیام هایی را به نقاط خاصی از سیستم عصبی مرکزی مخابره می کند و تفسیر مغز ما از این پیام ها می شود درک لذت.<br />
<br />
البته که جام لذت در مغز ما فقط با شراب ملامسه پر نمی شود. گاهی فقط می بینیم، گاهی فقط می شنویم و گاهی فقط فکر می کنیم و لذت می بریم و برانگیخته می شویم و حتی ارگاسم می شویم. مگر همه در خواب تجربه اش نکرده ایم؟ هرچند که «اغلب» و نه همیشه، در بیداری، لمس هم برای به اوج رسیدن لازم است. دقت کنید: وقتی خوابیم و محرک های محیط را درک نمی کنیم، حتی همان تحریکات ذهنی هم برای تجربه ارگاسم کافی است، اما در بیداری، هم تحریک ذهنی را لازم داریم هم تحریک جسمی را. چه نتیجه ای می شود گرفت؟ آیا غیر از این است که هرچه ذهن ما مشغول چیزهای دیگر باشد، هرچه تمرکز ما کمتر باشد، دیرتر و سخت تر لذت می بریم؟ گویا که آن جام ترک دارد و هرچه درش می ریزیم، پر نمی شود.<br />
<br />
4- خطاست اگر فکر کنیم کم و زیادی میل جنسی، همان که می گوییم سردمزاجی و گرم مزاجی، ذاتی آدمها است. مرد یا زنی که فکر می کند همسرش اصولا سردمزاج است و فکر می کند عجب شانس گندی داشتیم ما که چنین موجودی نصیب مان شد؛ یا دختری که اجازه هیچ جور تجربه جنسی به خودش نداده و حالا وقتی به خودش نگاه می کند می بیند ای داد بی داد! اصلا میلی به هیچ احدی ندارد و نگران می شود که نکند من بیمار باشم؛ از این اصل طلایی باخبر نیستند: خیلی بیشتر از اینکه ژن های ما تعیین کننده سطح هورمون ها و میل جنسی ما باشند، «تجربه» های لذت بخش ما، توانایی و میل جنسی ما را ارتقا می دهند. وقتی همسر شما مدتها از سکس لذت نبرده و درد کشیده یا اضطراب هشیار یا ناهشیار داشته، چرا باید همچنان دلش برای سکس بتپد؟<br />
<br />
5- اگر رابطه برای این است که لذت ببریم و حال مان خوب شود، اگر می دانیم که درک لذت برای مغز است و می دانیم که مثلا 5 درصد از خانم ها حتی با بوسه لب هم ارگاسم را تجربه کرده اند، آن وقت لازم است از خودمان بپرسیم: چرا این همه شیفته «دخول» ایم؟ چرا فکر می کنیم در درون واژن خبرهایی هست که در هیچ جای دنیا نیست! بله. دخول «می تواند» اتفاقی باشد لذت بخش برای هر دو نفر. اما فقط همین یک کار لذتبخش است؟<br />
<br />
زوجی که نمی دانند 70 درصد خانم ها اصلا نمی توانند بدون تحریک کلیتوریس و صرفا با دخول ارگاسم را تجربه کنند و فکر می کنند لابد خانم مشکل دارد؛ همان طور دختر و پسری که فکر می کنند حالا که دختر می خواهد زهچین ش دست نخورده بماند، رابطه آنال باید برقرار شود، گرفتار فرهنگ دخول محوری اند که منشا هزار دردسر است.<br />
<br />
اصل طلایی دیگر این است: سکس، مترادف دخول نیست. به تعداد آدم های روی زمین، راه هست برای رسیدن به لذت.<br />
<br />
ادامه مطلب در پست بعد<br />
 ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">دکتر محمدرضا رجبی شکیب:</span></span><br />
<br />
همیشه در سمینارها و کارگاه هایم می گویم رابطه جنسی سه خطر بزرگ دارد: بیماری، بارداری، خود یا دیگر آزاری. همه واضح است شاید، جز یکی: چطور ممکن است رابطه جنسی خودآزاری باشد؟<br />
<br />
امیدوارم پاسخ را پس از خواندن این نوشته که سعی می کند قوانین اساسی رابطه جنسی را در 10 اصل طلایی خلاصه کند، بیابید:<br />
<br />
1- چرا سکس می کنیم؟ یک دقیقه چشم هایتان را ببندید و فکر کنید. واقعا چرا؟ واضح است اما خیلی وقت ها یادمان می رود...<br />
زنی که خودش را موظف می داند با وجود درد و بدون لذت، به همسرش «تمکین» کند، دختری که فکر می کند باید به رابطه آنال با دوست ش تن بدهد، حتی اگر هیچ لذتی نمی برد، وگرنه دوستش می پرد. یا مردی که فکر می کند برای اینکه همسرش ناراحت نشود «باید» سکس داشته باشند، همه یادشان رفته: هدف از رابطه، «لذت» است و نه هیچ چیز دیگر. حتی تولید مثل، محصول جانبی این فرایند است. اصل طلایی اول در رابطه این است: وقتی لذتی نیست، رابطه ای نباید باشد.<br />
<br />
2- هرکسی یک جور است. در این هم شکی نیست؛ اما همین اصل طلایی را خیلی وقت ها در سکس فراموش می کنیم. مثل زنی که می شنود دخترخاله اش با شوهرش هفته ای 4 شب رابطه دارند و از خودش می پرسد: پس چرا من و شوهرم هفته ای دو باریم؟ یا مثل مردی که همسرش را با رابطه های قبلی اش مقایسه می کند و با اتهام و تحقیرمی گوید: تو چرا این جوری هستی؟ هیچ زنی مثل تو نیست! اینها یادشان رفته که میل جنسی هرکسی یک جور است و هرکسی ممکن است از چیزی یا جوری لذت ببرد که دیگری نبرد. در سکس «استاندارد» نداریم.<br />
<br />
3- ما لذت را کجا درک می کنیم؟ در مغز. اصل طلایی دیگر این است: مغزما، مهم ترین اندام جنسی ماست. اشتباه است اگر فکر کنیم وقتی لذت نمی بریم، اشکال در آلت جنسی ماست. آلت هم مثل همه نقاط دیگر بدن، پایانه های حسی دارد؛ البته با تراکم بیشتر. تحریک پایانه های حسی، پیام هایی را به نقاط خاصی از سیستم عصبی مرکزی مخابره می کند و تفسیر مغز ما از این پیام ها می شود درک لذت.<br />
<br />
البته که جام لذت در مغز ما فقط با شراب ملامسه پر نمی شود. گاهی فقط می بینیم، گاهی فقط می شنویم و گاهی فقط فکر می کنیم و لذت می بریم و برانگیخته می شویم و حتی ارگاسم می شویم. مگر همه در خواب تجربه اش نکرده ایم؟ هرچند که «اغلب» و نه همیشه، در بیداری، لمس هم برای به اوج رسیدن لازم است. دقت کنید: وقتی خوابیم و محرک های محیط را درک نمی کنیم، حتی همان تحریکات ذهنی هم برای تجربه ارگاسم کافی است، اما در بیداری، هم تحریک ذهنی را لازم داریم هم تحریک جسمی را. چه نتیجه ای می شود گرفت؟ آیا غیر از این است که هرچه ذهن ما مشغول چیزهای دیگر باشد، هرچه تمرکز ما کمتر باشد، دیرتر و سخت تر لذت می بریم؟ گویا که آن جام ترک دارد و هرچه درش می ریزیم، پر نمی شود.<br />
<br />
4- خطاست اگر فکر کنیم کم و زیادی میل جنسی، همان که می گوییم سردمزاجی و گرم مزاجی، ذاتی آدمها است. مرد یا زنی که فکر می کند همسرش اصولا سردمزاج است و فکر می کند عجب شانس گندی داشتیم ما که چنین موجودی نصیب مان شد؛ یا دختری که اجازه هیچ جور تجربه جنسی به خودش نداده و حالا وقتی به خودش نگاه می کند می بیند ای داد بی داد! اصلا میلی به هیچ احدی ندارد و نگران می شود که نکند من بیمار باشم؛ از این اصل طلایی باخبر نیستند: خیلی بیشتر از اینکه ژن های ما تعیین کننده سطح هورمون ها و میل جنسی ما باشند، «تجربه» های لذت بخش ما، توانایی و میل جنسی ما را ارتقا می دهند. وقتی همسر شما مدتها از سکس لذت نبرده و درد کشیده یا اضطراب هشیار یا ناهشیار داشته، چرا باید همچنان دلش برای سکس بتپد؟<br />
<br />
5- اگر رابطه برای این است که لذت ببریم و حال مان خوب شود، اگر می دانیم که درک لذت برای مغز است و می دانیم که مثلا 5 درصد از خانم ها حتی با بوسه لب هم ارگاسم را تجربه کرده اند، آن وقت لازم است از خودمان بپرسیم: چرا این همه شیفته «دخول» ایم؟ چرا فکر می کنیم در درون واژن خبرهایی هست که در هیچ جای دنیا نیست! بله. دخول «می تواند» اتفاقی باشد لذت بخش برای هر دو نفر. اما فقط همین یک کار لذتبخش است؟<br />
<br />
زوجی که نمی دانند 70 درصد خانم ها اصلا نمی توانند بدون تحریک کلیتوریس و صرفا با دخول ارگاسم را تجربه کنند و فکر می کنند لابد خانم مشکل دارد؛ همان طور دختر و پسری که فکر می کنند حالا که دختر می خواهد زهچین ش دست نخورده بماند، رابطه آنال باید برقرار شود، گرفتار فرهنگ دخول محوری اند که منشا هزار دردسر است.<br />
<br />
اصل طلایی دیگر این است: سکس، مترادف دخول نیست. به تعداد آدم های روی زمین، راه هست برای رسیدن به لذت.<br />
<br />
ادامه مطلب در پست بعد<br />
 ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[پدر و مادر شدیم و سـکس پرید!]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%BE%D8%AF%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%DB%8C%D9%85-%D9%88-%D8%B3%D9%80%DA%A9%D8%B3-%D9%BE%D8%B1%DB%8C%D8%AF--2035</link>
			<pubDate>Wed, 07 Mar 2018 17:27:00 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%BE%D8%AF%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%DB%8C%D9%85-%D9%88-%D8%B3%D9%80%DA%A9%D8%B3-%D9%BE%D8%B1%DB%8C%D8%AF--2035</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">پرسش:</span></span> بعد از ۹ ماه بارداری الان که دخترم یک سال داره، میشه گفت تو این مدت اصلا با همسرم سکس نداشتیم. فقط دوبار ناموفق. اولش که پزشکم گفت بهتره رابطه نداشته باشی و بعدش که استرس داشتم و بعد بی میلی و در نهایت بعد از۶ ماهگی بارداریم که میلم برگشت، دیگه همسرم تمایلی نداشت. و بعد از زایمانم هم دیگه تمایلی نشون نداد و چندبار که باهاش صحبت کردم خستگی از کار و فشار مالی و بعدشم که اعتراف کرد دیگه میلی به رابطه نداره. یکی دوبار بخاطر بهبود رابطمون خودم درخواست کردم ولی اینقدر بی احساس و سرد اتفاق افتاد که دیگه حاضر نیستم  دوباره انجامش بدم. چه باید بکنم؟<br />
 ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">پرسش:</span></span> بعد از ۹ ماه بارداری الان که دخترم یک سال داره، میشه گفت تو این مدت اصلا با همسرم سکس نداشتیم. فقط دوبار ناموفق. اولش که پزشکم گفت بهتره رابطه نداشته باشی و بعدش که استرس داشتم و بعد بی میلی و در نهایت بعد از۶ ماهگی بارداریم که میلم برگشت، دیگه همسرم تمایلی نداشت. و بعد از زایمانم هم دیگه تمایلی نشون نداد و چندبار که باهاش صحبت کردم خستگی از کار و فشار مالی و بعدشم که اعتراف کرد دیگه میلی به رابطه نداره. یکی دوبار بخاطر بهبود رابطمون خودم درخواست کردم ولی اینقدر بی احساس و سرد اتفاق افتاد که دیگه حاضر نیستم  دوباره انجامش بدم. چه باید بکنم؟<br />
 ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مینیمال‌های زناشویی: قانون عزت نفس]]></title>
			<link>https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%84%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%B9%D8%B2%D8%AA-%D9%86%D9%81%D8%B3--2034</link>
			<pubDate>Wed, 07 Mar 2018 17:25:55 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.talarearoos.ir/thread-%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%84%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%B9%D8%B2%D8%AA-%D9%86%D9%81%D8%B3--2034</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">دکتر شکیب:</span></span><br />
<br />
تصویری که ما از خود داریم در ذهن، روابط ما را می سازد. اگر خود را موجودی زشت و ناتوان و خموده می بینیم، طبعا راضی هستیم به جفت شدن با موجوداتی مثل خودمان. کسی هم اگر آمد که زیبا و توانا و راست قامت دیدیم اش، دست و  پا لرزان، شیفته و حیران، به دنبال اش روان، تن می دهیم به هر خفتی که کنارش بمانیم.<br />
همه ما بسته هایی هستیم از خوبی ها و بدی ها. هرکسی نقصان هایی دارد و مزیت هایی. اما بی تردید، یکایک ما، بسته های یکتا و بی مانندی هستیم. وقتی چیزی بی همانند است، قیمت هم ندارد. ما چنین ایم اما شگفت که گاهی در درون، خود را بی مقدارترین می بینیم. و آن که خود را حقیر بپندارد، حقیرتر می شود هر روز.<br />
قانون عزت نفس این است: باور داشته باش که هر انسان، موجودی است بی نظیر و بی قیمت. خود را چنین ببین و دیگری را هم.<br />
با این نگاه، رابطه، می شود یک انتخاب از میان هزاران. می شود پیوندی که شهد برابری را در کام می ریزد و ارزشمندی آدمی را روزافزون می کند.<br />
نگاهی دیگر هم هست: «من بی ارزشم و بیچاره ام و وابسته ام و باز خوب است یکی هست کنارم، وگرنه چه خاکی به سر می کردم؟» چرخه ای معیوب از حقارت روزافزون.<br />
 ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">دکتر شکیب:</span></span><br />
<br />
تصویری که ما از خود داریم در ذهن، روابط ما را می سازد. اگر خود را موجودی زشت و ناتوان و خموده می بینیم، طبعا راضی هستیم به جفت شدن با موجوداتی مثل خودمان. کسی هم اگر آمد که زیبا و توانا و راست قامت دیدیم اش، دست و  پا لرزان، شیفته و حیران، به دنبال اش روان، تن می دهیم به هر خفتی که کنارش بمانیم.<br />
همه ما بسته هایی هستیم از خوبی ها و بدی ها. هرکسی نقصان هایی دارد و مزیت هایی. اما بی تردید، یکایک ما، بسته های یکتا و بی مانندی هستیم. وقتی چیزی بی همانند است، قیمت هم ندارد. ما چنین ایم اما شگفت که گاهی در درون، خود را بی مقدارترین می بینیم. و آن که خود را حقیر بپندارد، حقیرتر می شود هر روز.<br />
قانون عزت نفس این است: باور داشته باش که هر انسان، موجودی است بی نظیر و بی قیمت. خود را چنین ببین و دیگری را هم.<br />
با این نگاه، رابطه، می شود یک انتخاب از میان هزاران. می شود پیوندی که شهد برابری را در کام می ریزد و ارزشمندی آدمی را روزافزون می کند.<br />
نگاهی دیگر هم هست: «من بی ارزشم و بیچاره ام و وابسته ام و باز خوب است یکی هست کنارم، وگرنه چه خاکی به سر می کردم؟» چرخه ای معیوب از حقارت روزافزون.<br />
 ]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>